^
^^^مهدی جون^^^ ۱۲ سال پیش
جوک

دوستم داشت صحبت میکرد که آره پدرم دراومد آخرش رفتم تهران داروخانه حلال احمر داروهارو تهیه کردم ازش پرسیدم خدابد نده خودت مریضی؟
گفت نه من؟خدا نکنه خانومم مریضه!!!!
یعنی عشق داشت فوران میکرد
منم چشام مثل تخم مرغ شده بود یه لحظه به خدا

ل
لاشخور :) ۳ سال پیش
جوک

این مثبت اندیشی هم بد سرطانیه..
به رفیقم میگم :ممد به خاک سیاه نشستم :/
اون بیشعور هم جواب میده : باز خدا رو شکر کن به خاک صورتی نشینستی وگرنه هم بد بخت بودی هم مردم به رنگ خاکت میخندیدن :-|
هیچی دیگه
تو همون خاک صورتی چالش کردم بی شرفو ^_^

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.