دیشب ساعت 3 نصفه شب تو خواب احساس تشنگی میکردم.
بلند شدم تو خواب و بیداری رفتم سر یخچال اب بخورم!
همه جا تاریک بود لامپ یخچالم سوخته بود!
دست بردم ی لیوان پر اب پیدا کرد�
داشتم میخورد�
که احساس کردم لجز مانند و شوره!:l
گفتم من ک خوردمش فردا معلوم میشه چیه؟!
سر صبح با صدای داد مامان بزرگم بیدار شدم:
ننه تو لیوانی که پر اب کرده بودم و دندونامو همراه با نمک انداخته بودم توش رو خوردی؟
من تا شب هیچی کوفت نکردم حالت تهوع داشتم:l
من:l
مامان بزرگ:D
اعضای خانواده=))