داشتيم توي يه ميني بوس ميرفتيم سمت دانشگاه من همش داشتم مسخره بازي درمياوردم يه دفعه متوجه شدم يكي هربار همش به مدت ده دقيقه به من زل ميزنه ...
يه دختر با صورت برنزه
لباشم انگار پرتز كرده بود
البت من نگاش نكردمااا... يه ذره گوشه چشمي..تازه اونم فقط يه كم سرش مشخص بوود منم از بس يچه خوووبيم..خخخخخ
خلاصه خيلي كه توجه كردم ديدم انگار دسمالشو انداخته پشت گوشش ..يه ذره از موهاش رو ديدم ك فر بوودن
و همش با اون چشاي خمارش به من زل ميزد..
منم ك از خجالت مرده ببود�
خلاصه خوب توجه كردم با گوشه چشم ديدم ااصلن دسمال سرش نيست سرمو انداختم پايين ولي ول كن نبوود باز زل زده بوود
خب گفتم بزار نگاش كنم شايد مام يه سرو ساموني گرفتي�
ولي اي كاش نميكرد�
موهاش فر فري بود
دسمال سرش نبود چشاشم خمار بود
ولي دختر نبوود ك يه معتاد ت.ر.ي.ا.كي بي حوصله بود
:ll:l:l:
تو عشق در يه نگاه هم شانس نداريم خداااااااااااااا