B
BiBiSi ۱۲ سال پیش
جوک

آقا ما با خانواده رفته بودیم خونه عمه اینا ، اونقدر فضا دخترونه و خالــه زنکی بود که گوشیمو ورداشتم و به "آبجی3" که خونه مونده بود اس ام اس دادم که : (( زنگ بــزن به خانه عمه اینا و بگو که یه کار ضروری پیش اومده و کلاً یه چیزی بگو که برگردیم ، خفه شدم اینجا ! ))
و دکمه ارســــــال رو فــشردم .
هیچی دیگه ، یه دفعه دیدم گوشی "آبجی1" که توی مهمونــی بود ، بصدا در آمد و گفت : یو هاو عه نیو مسیج !
و بعد هم دختر عمــم به خاطــر صمیمیت زیادش با آبجیم گرفت مسیج رو خـــوند .
و اینجوری شد که من به خاطر یک سهل انگــاری کوچیک تا آخر مهمونی داشتم از خجالت گـلــآی قالــی رو می شماردم ، فکر کنم یه 4000تایی گل توی قالیشون رســم شده بود .
خیلی ضـــایـع بود واقــعن ، کـلـاً از اون به بعد هر وقت میخوام s M s ارسال کنم ، 10 بار چک میکنم که اسم گیرنده رو اشتباه وارد نکنم .

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.