آقا ما با خانواده رفته بودیم خونه عمه اینا ، اونقدر فضا دخترونه و خالــه زنکی بود که گوشیمو ورداشتم و به "آبجی3" که خونه مونده بود اس ام اس دادم که : (( زنگ بــزن به خانه عمه اینا و بگو که یه کار ضروری پیش اومده و کلاً یه چیزی بگو که برگردیم ، خفه شدم اینجا ! ))
و دکمه ارســــــال رو فــشردم .
هیچی دیگه ، یه دفعه دیدم گوشی "آبجی1" که توی مهمونــی بود ، بصدا در آمد و گفت : یو هاو عه نیو مسیج !
و بعد هم دختر عمــم به خاطــر صمیمیت زیادش با آبجیم گرفت مسیج رو خـــوند .
و اینجوری شد که من به خاطر یک سهل انگــاری کوچیک تا آخر مهمونی داشتم از خجالت گـلــآی قالــی رو می شماردم ، فکر کنم یه 4000تایی گل توی قالیشون رســم شده بود .
خیلی ضـــایـع بود واقــعن ، کـلـاً از اون به بعد هر وقت میخوام s M s ارسال کنم ، 10 بار چک میکنم که اسم گیرنده رو اشتباه وارد نکنم .