ı
جوک

•••°•••°•••°حامد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
عاقا با مادرم رفتیم بازار میوه و تره بار که یهو یه پرشیا از کنارمون رد شد سیسیتم بسته بود در حد تیم ملی برزیل بعد از کنار ما رد شده آهنگ سلیمه جان سلیمه جان سلیمه....
رو گذاشته بعد خودشم اون تو داشت با آهنگ میرقصید من که شروع کردم گاز زدن میوه هایی رو خریده بودیم که مامانم میگه داری چیکار میکنی حامد؟؟؟
میگم: مامان دیدی؟
مامانم:چیو؟؟
من:عاخه کلی پول سیستم داده بعد این آهنگو گذاشته خدا یه عقلی بهش عنا کنه؟؟؟
مامانم:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟^-^
من:ببخشید دهنم نچرخید O-o
خلاصه بنده در کمال افتخار در آن واحد2تا سوتی دادم یکی بجای عطا گفتم عنا و یکی هم دهنم نچرخید بجای زبونم نچرخید
یهو دیدم مامانم داره میوه ها رو پوست میکنه تو خیابان میخوره از خنده!!!!!اصن ی وضعیتی بودا

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.