•••°•••°•••°حامد 72 یا (| ê |/|/ @ # •••°•••°•••°
عاقا با مادرم رفتیم بازار میوه و تره بار که یهو یه پرشیا از کنارمون رد شد سیسیتم بسته بود در حد تیم ملی برزیل بعد از کنار ما رد شده آهنگ سلیمه جان سلیمه جان سلیمه....
رو گذاشته بعد خودشم اون تو داشت با آهنگ میرقصید من که شروع کردم گاز زدن میوه هایی رو خریده بودیم که مامانم میگه داری چیکار میکنی حامد؟؟؟
میگم: مامان دیدی؟
مامانم:چیو؟؟
من:عاخه کلی پول سیستم داده بعد این آهنگو گذاشته خدا یه عقلی بهش عنا کنه؟؟؟
مامانم:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟^-^
من:ببخشید دهنم نچرخید O-o
خلاصه بنده در کمال افتخار در آن واحد2تا سوتی دادم یکی بجای عطا گفتم عنا و یکی هم دهنم نچرخید بجای زبونم نچرخید
یهو دیدم مامانم داره میوه ها رو پوست میکنه تو خیابان میخوره از خنده!!!!!اصن ی وضعیتی بودا