از شهرستان مهمون داشتیم اونم عمو جون با زن وبچه هاش
یه دونه پسر عمو هم داشتیم 10 سالش بود از اون ها
نتایج کنکور رو داده بودن منم قبول نشده بود�
همه ی اعضای خونه و عموم اینا بهم آرامش میدادن که ایشالله ساله دیگه
بعد آخرین نفری که اومد پیشم این پسر عموم بود
بهم گفت اصلا خودتو ناراحت نکن بزرگ میشی یادت میره !!!!!!!:(:(
=((
آره ما داریم این چور کسایی