دیروز رفتم خونه خواهرم یه سری بهشون بزنم.دیدم گودزیلا(محمد 6ساله) با مامانش دعواش شده.برگشته به من میگه میخام از اینجا برم خسته شدم این دو تا منو خیلی اذیت میکنن.گفتم حقیقتش بخای منم خسته شدم بیا با هم بریم پرورشگاه زندگی کنیم.
برگشته میگه:شد من یه کاری کنم تو خودتو به ما نچسبونی.