داداش گودزیلام داشت توخونه اين ور اون ورميويدو ورجه وورجه ميكردصداش كردم ميگم اينقدشلوغي نكن يكم آروم بگير بايه ژست ژگوندي خاص برگشته به من ميگه"ماآسوده برآنيم كه آرام نگيريم/موجيم كه آسودگي ماعدم ماست":l من هم سن اين بودم 1توپ دارم قلقليه روحفظ كرده بودم احساس مخترع بودن بهم دست ميداد^_^
منo_0
حافظ@@