یه بارم که من شاگرد اول شدم تو دوره راهنمایی سابق با خوشحالی کارنامه رو دادم به بابام گفتم ؟؟؟؟؟: بابا بابا شاگرد اول شد�
گفت: آفرین پسرم پس از فردا برو پیش عموت آرایشگاه کمکش کن .دید من عین بز دارم نگاهش میکنم اینبار جدی تر گفت :کارش سخت نیست موهای مشتریهارو جمع میکنی تیغهارو عوض میکنی....
من بیچاره که منتظر بودم بابام یه دوچرخه برام بخره با همچین پیشنهاد سنگینی مواجه شد�
از همون روز فهمیدم که احتمالا من از زیر بوته های سر سبز خیار به دنیا اومدم
شما چی میگین؟