امروز فرشته کوچولومو ازمهد اوردم ، تو راه میگه تو اشپزیت بده من ساندویچ میخوام واسه شام ، شب میگه دلم همبرگر میخواد ، زنگ زدم اوردن ، وقتی ساندویچو دیده بغض کرده میگه تو به حرف من توجه نمیکنی ، من ازون همبرگرای قرمز سفید میخوام !!! بعد سه بار بیست سوالی فهمیدم منظورش ژامبون تنوریه! .. همه خستگی روزم دررفت . خدایا ، هوای این فرشتمو داشته باش