چند روز پیشا دسته جمعی با خوانواده (خودم اینجوری نوشتم تا پشت سرم بگید عجب اسکولیه این بعد این متنو بخونید شرمنده شید من حال کنم خخخخخ) خاله دختر خاله هامم با شوهراشون بودن رفتیم باغ خالمینا ما قلیونم برده بودیم حالا مکالمات بنده و شوهردخترخال�
روز اول
من:بزن
اون:نه من نمیکشم اینو انگلیسیا اوردن ایران و زمان فتحعلی شاه اومده و خیلی ضرر داره این حرفا
روز دو�
میگه برو قلیون درست کن بیار
منم رفتم درست کردم اوردم یکم کشیدیم و به ایشون تعارف و همانا
من:بزن روشن شی
اون:ققققققققققق پوف ققققققققققققق پوف (صدای قلیونه دیگه ندید بدیدا)
من O.0
سازمان مبارزه با قلیون 0.O
ایشون:)))))))))))))