آغا یه سری عزیزم آش رشته پخته بود زنگ زده بود همه بیان آش بخورن(اینم بگم ما همه تو یک کوچه ساکنیم!!ـ)خلاصه پسرعمه ی من که خیلی یخچال تشریف داره زودتر از همه رسید و منم که اونجا بودم.عزیزم واسش آش اورد و سفره رو کشید.بد پسرعمه ام اومد مزه بریزه گف:اااا؟؟؟؟عزیز؟؟؟؟چرا سس قرمز(منظور همون سس کچاپه) نیاوردی؟؟؟
عزیز طفلی منم گف:اا؟؟؟سس؟؟؟ بدم رفت و سس و آورد.پسرعمه ی منم که دید عزیزجون با اون پا درد رفته سس اورده تو رو وایسی یه قاشق از اش رشته و سس خورد!!!!!بدم از من قول گرفت به کسی نگم ولی از اون به بد جرات نکرد جلوی من درباره ی طعم غذا نظر بده چون لب باز کردنش همانا و یادآوری اون اش و سس قرمز تو جم توسط من همانا!!!