امروز با دوچرخه تو خیابون میرفتم گفتم ما که دوس دختر نداریم یکی بیاد با ماشین بامن تصادف کنه عاشق هم بشیم ازدواج کنیم همینجوری میرفتم دیدم یکی با ماشین کوبوند بهم گفتم خدا چه زود دعامو مستجاب کرد برگشتم دیدم یه مرد که سیبیلاش از اونا که خون میچیکه داره میاد طرفم هیچی دیگه زودی با پای چلاخ فرار کردم دوچرخمم موند اونجا
حالا یکم بهم پول بدین برم دوچرخه بخرم هییییییییییییییییییی..........1میلیون پولش بود