م

مهدی

@Anymouse · ۲۶ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۱۳ رأی)

گ
گلادياتور ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
بیشتر ساعات التماسی که تو زندگیم داشتم مربوط به دوم ابتداییم میشه که به یک سگ التماس می کردم جون مامانت اینجا یخ زده پارس نکن من مثه آدم رد بشم..
احمق بی شعور اینقدر پارس کرد 10-12 بار تو 5 متر خوردم زمین: زانوم ترک خورد دماغمم شکست...</p>

گ
گلادياتور ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
یه بار یه فامیلمون از انگلیس اومده بود و یه خورده شکلات با یه خمیر دندونه گنده. منم زود خمیردندون گنده سوغاتی آورده بود رو برداشتم. خلاصه یه 6 ماهی مسواک می زدم با بدبختی آخه هم تلخ بود هم تند تا اینکه یه روز رفتم یه لوازم آرایشی برای مامانم رنگ مو بخرم دیدم!!!! از این خمیر دوندن اینجا هم داره با کلی کلاس از فروشنده پرسیدم آقا این خمیر دندنه چند؟ فروشنده هم گفت آقا این خمیر ریشه تازه فهمیدم چرا بعد از مسواک اونقدر دل پیچه می گرفتم</p>

گ
گلادياتور ۱۴ سال پیش
پیام

<p>
بزرگترین اشتباه زندگیم این بود که به بابام پیشنهاد دادم مواقع بیکاری بیاد با کامپیوتر مین روب بازی کنه. بزرگتر از اون این بود به مامانم کامپیوتر یاد دادم، فجیع تر از اون یاد دادن اینترنت به مامانم بود.
اما رنج آورترین اشتباهم این بود که به مامانم گفتم نحوه پخت غذا رو برای روزای مجردی ام بهم یاد بده. حالا من غذا درست می کنم... مامانم تو اینترنت می چرخه، بابام هم کماکان داره با کامپیوتر مین روب بازی می کنه. خواستم بگم براتون تجربه بشه... اشتباهی که من کردم شما نکنید!</p>

گ
گلادياتور ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
اون تبلیغ بستنی میهن بود گوساله میگفت شیر نمی خوام، بستنی هاش خوشمزه تره. هیچ فکر کردید اون گاو بیچاره چه ضربه روحی سنگینی خورد از این حرف؟ فکر کن یک عمر با خون دل بچه بزرگ کنی که پیر شدی عصای دستت بشه، بعد یک روز برگرده بهت بگه شیرت رو نمیخوام، بستنیهاش خوشمزه تره.گوساله الاغ</p>

گ
گلادياتور ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
چن وقت پيش بابابزرگم فوت كرد...بعد من ي پيام تو گوشيم داشتم ب اين مضمون(به یارو میگن طاقت شنیدن خبر بد داری ؟میگه آره ، گفتن بابات مرد!گفت: خاک تو سرت فکر کردم یارانه ها رو قطع کردن!آقا من اينو فرستادم برا عموم...گفتم حالا كلي كيف ميكنه.بعد از اينكه فرستادمش،تازه فهميدم امروز چهلم بابابزرگم بوده و چ غلطي كردم.....خلاصه تا ي ماه دور و بر خونه عموم آفتابي نشدم.....</p>