دیروز رفتم یه مغازه قبل از خرید پرسیدم ببخشید کارت خون دارین؟
فروشنده گفت بله داریم من هم طبق عادت پرسیم : چنده؟
@Ali 104 · ۵۹۷ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۴۴ رأی)
دیروز رفتم یه مغازه قبل از خرید پرسیدم ببخشید کارت خون دارین؟
فروشنده گفت بله داریم من هم طبق عادت پرسیم : چنده؟
یه سوال خیلی وقته ذهنم رو مشغول کرده
خونه پت و مت رو کی مرتب میکنه؟
توی جزیره آدم خوارها یارو میره ساندویچ مغز بخوره ولی وقتی چشمش به قیمت ساندویچ مغز میوفته میگه بابا این دیگه چه وضعیه تا دیروز نرخ ساندویچ مغز نصف این هم نبود مگه چه خبره؟
ساندویچ فروش میگه مغز این ساندویچ مغز غضنفره
میدونی چند تا غضنفر باید بکشیم تا به اندازه یه ساندویچ; مغز تهیه کنیم؟
غضنفر میره دارو خونه چشمش به مسواک توی ویترین میوفته میگه:
ببخشید یه دونه از این برس ها برای سبیلم میخواستم
شمایی که از گرانی ها شکوه دارید
هیچ دقت کرده اید که با از برکات این گرانی ها میتوان کاهش وزن شما عزیزان و رسیدن به وزن دلخواهتان را نام برد
خانه چیست؟
خانه و بقیه لوازم درون اون زائده هایی هستند که اطراف کامپیوتر رو فراگرفته اند
- میدونی مربی تیمتون بعد از بازی چی گفت؟
-نه چی گفت ؟
نمیدونم دارم از تو میپرسم
کنار یه پریز برق نشته بود:
اگر خواهی بمیری بی بهانه فرو کن میله ای در دهانه
درست همون موقعی که یه جوک توپ تو یه سایت متفرقه میبینی و یاد 4 جوک میوفتی و اون جوک رو کپی میکنی و میای توی 4 جوک اونو پست کنی میبینی نوشته تا اطلاع ثانوی بخش ارسال جوک و مطلب مسدود میباشد
زیر بارون گریه کردم تا تو اشکامو نبینی
سوال:
1 شاعر چطور تونسته گریه خودش رو با مکان و زمان بارون هماهنگ کنه؟
2 غیر از زیر بارون جای دیگه ای برای گریه دور از دید وجود نداشت؟
3 حالا که شاعر به هزار زحمت اشکاشو پنهان کرده چرا داره خودشو لو میده؟
دقت کردین این قسمت مخصوص جوک نوشتنه ولی هر چیزی توش هست از چمله خاطرات و شعر غیر از جوک
از شاهکارهای بچگیمن این بود که به یارو بگیم کفتر میخوای؟ اونم بگه آره اونوقت کف دستمون رو تر کنیم و زارچ بزنیم بیخ گوشش و بعدشم هارهار بخندیم
اولین سوتی دنیا توسط خانمها:
وقتی حضرت آدم برگشت خونه و در زد حوا پرسید کیه؟
آدم به کم شانسی ما دیده بودین؟
پارسال یه دوربین دیجیتال خریدم ولی تنها جنسیه که از پارسال تا حالا فقط 50% گرون تر شده!
:-(
میگن بخند تا دنیا به روی تو بخنده
ما که خندیدیم دنیای نامرد هم محکم زد توی سرم و گفت نیشت رو ببند چرا میخندی؟
دنیا هم اعصاب نداره ها شما دقت کنین الکی نخندین
بزرگترین افتخار من اینه که معدل لایک من از همه تون پایین تره
یعنی کلا رکورد دار این قضیه هستم من
دقت کردین که توی بیمارستانها تقربا روی همه دیوارها عکس دختری رو زده که علامت سکوت میده و همه رو به آرامش دعوت میکنه و درست در لحظه ای که همه جا ساکته یهو بلندگوی بیمارستان با صدای گوشخراشی داد میزنه "بیماربر بخش فلان"
و جالب تر اینکه دوباره تکرارش هم میکنه
امروز سومین روز پشت سر هم هست که دارم برای یاهو کلاس میذارم و ایمیل هام رو چک نمیکنم
کیا مثل من توی اینترنت در به در دنبال جوک توپ میگردن تا کپی کنن بیان همینجا پست کنن لایک جمع کنن؟
بزرگترین دلهره زندگی من اینه که :
تو مهمونیا وقتی دارن بشقاب ته دیگو دست به دست میچرخونن بهم نرسه !