تو زندگی مثل پرسپولیس باش
وقتی همه فقط حرف میزنن و بهونه میارن
تو تلاش کن تا به اونچه که شایسته تلاشته برسی:)
پوکر قهرمانی مبارک
(یه جمله که من همیشه به کار میبرم اینه هر کسی به اندازه تلاشش نتیجه میگیره پس تلاش کن)
@Mahdie_rhi · ۲۹۷ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۲۲۵ رأی)
تو زندگی مثل پرسپولیس باش
وقتی همه فقط حرف میزنن و بهونه میارن
تو تلاش کن تا به اونچه که شایسته تلاشته برسی:)
پوکر قهرمانی مبارک
(یه جمله که من همیشه به کار میبرم اینه هر کسی به اندازه تلاشش نتیجه میگیره پس تلاش کن)
به امید اون روزی که دستامونو مشت کرده ببریم جلو و طرف مقابل دست دوستی بیاره جلو و بگه حواست کجاست کرونا رفته هاا:)))
اینکه دو تا فامیل با هم دوست بشن خیلی سخته
اما اینکه دو تا دوست با هم فامیل بشن عالیه^_^
توی هر خانواده ی گسترده ای یه زندایی فاطمه وجود داره
اگه زندایی فاطمه نبود حتما یه زندایی معصومه وجود داره:))
آرزوهات قول برای رسیدن نمیخوان
اونها به تلاش بیشتر از قول دادن نیاز دارن
.....
به امید اون روزی که بیام و یه پست بفرستم(اگه ممد تاییدش کنه) و در اولش بگم مهدیه هستم یک رتبه تک رقمی و بعد جریان سمپاد پیش بیاد و بزنین دهنمو سرویس کنین;d
یه سوال
این معلم پرورشی هایی که به دوست پسر میگفتن دوسته پسر
به جورج فلوید میگن جورجه فلوید؟:)))
آقایون صدا و سیما و پیام بازرگانی
امین حیایی هارو ریختید تو سس بیژن ها هیچی نگفتی�
آتیلا پسیانی هارو ریختید تو چای و برنج گلستان ها هیچی نگفتی�
پژمان جمشیدی هارو ریختید تو شهر فرش ها هیچی نگفتی�
شقایق فراهانی هارو ریختید تو لاکیدو ها هیچی نگفتی�
رپ رو ریختید تو تبرک هیچی نگفتی�
با جوین سر ما رو بردید هیچی نگفتی�
اینشو بدم اونشو بدم کردید هیچی نگفتی�
ولی این آخری رو نمیتونیم چیزی نگی�
چرا نوید محمدزاده هارو میریزید تو سن ایچ هاT_T
اون فقط باید بگه سمیییهه نرووT_T
با احساسات ما بازی نکنیدT_T
یه بار رفته بودم تولد دوستم به مادرش گفتم "تبریک میگم"
گفت "ممنون ایشالا قسمت شما بشه":/
منم هول شدم گفتم "مرسی همچنین"://
اصن سوتی در سوتی-___-
اگه با نخ دندون غذا رو از لا دندونتون در میارید بعد نمیخوریدش پس چیکارش میکنین؟؟
الان تنها چیزی که میتونه آرومم کنه هیاهوی نزدیک ضریح امام رضاست:)❤
هممون یک بار مرگ واقعی رو به چشممون دیدی�
وقتی بچه بودیم موقع عوض کردن لباس به جا اینکه سرمونو از تو یقه دربیاریم اشتباهی سرمونو میزاشتیم تو آستین لباس و رو صورتمون گیر میکرد و ما بودیم و تشنج و نفس های آخر و نجات به دست مامانا:))
بیاین هممون اعتراف کنیم که وقتی بچه بودیم فکر میکردیم خارجیا پی پی نمیکنن,گوز نمیدن,دست تو دماغشون نمیکنن و در نهایت آروق نمیزنن:)
*یه شب بهم گفت با یاد تو خوابم میبره
همون شب با یه اکانت فیک مخشو زدم;)*
تو اتاقم داشتم درس میخوندم خواهرم درو باز کرد و پرسید: ما تلویزیون میبینیم صداش اذیتت میکنه؟؟
کلی خوشحال شدم چقدر به فکرم هستن گفتم نه!
گفت: ولی صدای تو ما رو اذیت میکنه .وحشی چرا درس میخونی عربده میکشی<(´^ `)>
(کنکوری بدبخت ̄︿ ̄)
واسه بچه های پایین شهر شاخ و شونه نکش
اونا تو منطقه ای بزرگ شدن که جنگ بازیشون بود;)
دوس پسرت شلوار قد نود میپوشه
یقه پیراهنش انقد بازه چارزانو بشینه کش شلوارش از تو یقش معلوم میشه
کل شهر بهش میگن بابا ممد عریان
بعد تو واسش استوری میزاری تنت را فقط من میفهمم؟؟
چشماتو باز کن خواهرم چشماتو باز کن-_-
قبلنا بعضیا میخواستن دماغشون عروسکی باشه عمل میکردن
بعضیا هم میخواستن دماغشون طبیعی باشه عمل میکردن
الان دیگه فقط میخوان دماغشون عملی باشه عمل میکنن:|
روحانی گفته نگران ارز نباشید
حاجی ما نگران درزیم که داره پاره میشه:)))))
مامانم با بابام دعوا افتاده بودن سر شام بابام مثلا اومد منت کشی کنه
گفت: به به برنجت بو برنج عروسی میده
مامانم هم گفت: آره واسه عروسی خواهرت پختم
باز دعوا شد:/
یه حاجی بود وقتی میومد خونمون تو استکان های کمر باریک چای نمیخورد میگفت تو اینا مشروب میخورن تو یه استکان دیگه واسه من چای بیارین:)(مثلا خیلی متدین)
گذشت و حاجی رفت مال مردم رو خورد
آب و اتانول و ترامادول رو قاطی کرد جای ابزولوت به بقیه انداخت
سر خیلی ها کلاه گذاشت هنوزم بهش میگن حاجی
و ما هنوز توی استکان کمر باریک ها چای میخوریم