فانتزی من اینکه یه روز یه نفر بیاد دستامو بگیره بگه پاشو میخام ببرمت هرجا که بخوای هرچی میخای بخور ول کن این گوشیه کوفتیو خودم بیشتر ازهمه دوست دارم
البته که به اندازه ی باحالیش قطعا غیر ممکنه
@سهراب سپهری · ۲۲۱ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۴۳ رأی)
فانتزی من اینکه یه روز یه نفر بیاد دستامو بگیره بگه پاشو میخام ببرمت هرجا که بخوای هرچی میخای بخور ول کن این گوشیه کوفتیو خودم بیشتر ازهمه دوست دارم
البته که به اندازه ی باحالیش قطعا غیر ممکنه
وقتی به قفسهی سینه مامانم موقع خواب نیگاه کردم تا مطمئن بشم داره نفس میکشه همون موقع بود که فهمیدم چقدر از نبودنش میترسم*____*
وحشتناک نیست؟
ولی اشرف مخلوقات باید یه کلیه داشته باشه با دوتا مثانه که بتونه 24 ساعت قشنگ بخوابه
اسکار بدترین ترس هم میرسه به اینکه مردم بخاطر اینکه دهنت چفت و بست نداره ازت بترسن
یه وقتایی هم هست که هیچی حالت رو خوب نمی کنه جز خودش
دیشب خیلی فک کردم یه چیز خاص پیدا کنم از زندگیم براتون بفرستم من:
سمپادی که نه
پول که نه
درس چی اونم نه
مخ هم که خسته
عشق و عاشقی هم که پول میخواد پس نه
هیچی دیگه نتیجه گرفتم یا من خیلی... یا شما خیلی .... هستید
من خیلی رفیق دارم ولی واقعا هیچ رفیقی ندارم نمیدونم میفهمد چی میگم یا نه:|
تمام مشکلات من با خوابیدن حل میشه
اگه هم نشد بالشت و برمیگردونم درست میشه:-)
می دونی بلند شی بری اتاق کنترل رو بیاری ولی شارژر رو جا بذاری یعنی چی
.
.
:/
بین خواب و کار همیشه کار برنده ست. مرگ انتقام خواب از کاره..
وقتایی که تاچ گوشیم نمیزنه با خودم میگم ایشالا که انگشتم خراب شده
:-(
من بچه بودم دلم میخواست روانشناس بشم؛ متأسفانه متأسفانه بزرگ که شدم روانپریش شد�
.
مثه حکایت اون که میخواست خلبان بشه فضانورد شد کلاً یه وضعیه :||||
اونیکه نشونهی رضاست برق چشم همراه با لبخنده نه سکوت
رها کنید این کلیشه ها رو :/
نوشته داریم تبدیل به نسلی میشیم که دیگه هیچی حالمونو خوب نمیکنه به جز بغل, گوه خوردین از طرف من حرف میزنین من فقط پول حالمو خوب میکنه :)
یکی از رفیقام استوری گذاشته "دختر باید پایه همه دیوونه بازیات باشه ^__^"
فقط من میفهمم چی میگه، چون فقط من میدونم با دوست دخترش دوتایی تریاک میکشن:)
سحر ندارد این شب تار ...
نمی دونم آخه صبح ساعت 8 کدوم سگی از خوابش میزنه بیاد دانشگاه که حراست کارت دانشجویی میخاد ازمون :/
یکی زیر پست بازیگری که نقش دختر ستایش رو بازی میکنه کامنت داده
(کجایی؟پیدا نیستی دیگه شوهر کردی سر به مامانت نمی زنیا خخخخ )
خدایا کاش منم می تونستم همینقدر رها خجسته باشم :(
پاتریک : یه هواپیما از جنس طلا میخریم
باب اسفنجی : هواپیما از جنس طلا نمیتونه پرواز کنه
پاتریک: مادیگه پولداریم قوانین فیزیک رو ما تاثیری نداره :)
اولین باری که رفتم تئاتر با این ذهنیت رمانتیک رفتم که همه اخر کلاسن
اولش که بلیط فروشه بقیه پولم و نداد بعد که رفتیم تو یکی چنان چسید که هنرپیشه دیالوگش یادش مام مردیم *__*