چویی یونگدو:الو کجایی چا ایونسانگ بیا با هم نودل بخوریم.
چا ایونسانگ:نمیتونم بیام الان سرم شلوغه...
چویی یونگدو :ممنونم...
چا ایونسانگ:برای چی...؟
چویی یونگدو :چون با اینکه سرت شلوغه ب تلفن هام جواب میدی....
سریال وارثان
@دکترفرناز · ۱۴۱ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۲۹ رأی)
چویی یونگدو:الو کجایی چا ایونسانگ بیا با هم نودل بخوریم.
چا ایونسانگ:نمیتونم بیام الان سرم شلوغه...
چویی یونگدو :ممنونم...
چا ایونسانگ:برای چی...؟
چویی یونگدو :چون با اینکه سرت شلوغه ب تلفن هام جواب میدی....
سریال وارثان
ب کجای جان بدوزم غم این در ب دری را....
یک تنه چه طور ببینم محنت صد نفری را...
تو همه ایی و صد همه.....
ب گرد تو نمی رسد...
خیلی سخته ب بعضیا بفهمونی.....
بین کسی ک خودشو میگیره با کسی ک تو روابطش با دیگران محدودیت قاعل میشه تفاوت وجود داره....
مادر چاایونسانگ :تو (چویی یونگدو) همکلاسی ایونسانگی یا دوست صمیمی اشی؟
چویی یونگدو :عاشقشم.....
سریال وارثان
دلم میخواد دوباره ی بچه ی کوچیک بشم....
.
.
.
.
.
.
زانوی زخمی راحت تر از قلب شکسته خوب میشه...
+ممنونم...!
-بخاطر چی؟
+چون پیش منی...
-دلم نمیخواد جای دیگه ای هم باشم...
وقتی ببینی ناراحتیت برای کسی مهم نیس....
.
.
.
دیگ ناراحتم باشی ب روت نمیاری...
درد کمی نیست...
ک تو باشی...
اونم باشه...
ولی....
قسمت نباشه....
تو را....
نه در کوچه پس کوچه های شب....
نه در گوشه گوشه ی اتاقت....
نه در باغ های سیب....
و نه در پشت درهای بسته....
من تو را.... در نگاهم جستجو میکنم....
.... تو در چشمان من زندگی میکنی....
آدم گاهی تو زندگیش کاری و انجام میده ک بعدها...
خودش از خودش تشکر میکنه..
ی بار با داداشم دعوام شد... همینجوری داشت کتکم میزد..
برگشتم ب مامانم گفتم مامان این داره منو میکشه جلوشو بگیر... مامانمم برگشته میگه:
محمد نزنش خسته میشی..!!
من:-/
داداشم:-|
سازمان یونیسف:-[
مسوولین رسیدگی کنن لطفا...
آدم باید شعوووووور داشته باشه....
.
. وگرنه ک خر هم مغز دارد....
آقای قاسمی /فیزیک اول دبیرستان
نسلی هستیم ک با..... is typing» کلی خاطره داریم....
کی میشه این کثافت از من خوشش بیاد...
.
.
.
.
.
.
.
.
جمله ای ک اکثر پسرا وقتی پستای منو میخونن میگن..
ب نور صفحه ی گوشیم قسم..!
من آن عقاب سرکشم /که تا ستاره سر کش�
تو بهترین ستاره ای/که سایه بر تو در کش�
بر آن لبان سرخ تو /شراره های شر کش�
تو فتح می کنی مرا/ن تیغ و ن سپر کش�
شعر از خودمه
دلتنگی حس عجیبی ست که مرا....
<تا وسوسه ی آمدن می کشاند..
<ب کوچه های خلوت شهر می رساند...
<و پای پنجره ی اتاق تو ب زمین می نشاند....
... ببین ک یاد تو با من چ می کند.....
فانتزی من اینه که ایشالا بعدتخصص مطب بزنم روی در مطب هم بنویسم..
پرداخت ویزیت الزامی نیست...
سلامتی حق همه اس..
تنها آغوشی ک حاضرم براش بمیرم...
آغوش مادرمه.....