ز

زهرا جان

@زهرا تافته · ۴۳۶ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۸۷ رأی)

ب
بچه تهرون ۶ سال پیش
جوک

‏بچه بودم داشتم قدم میزدم افتادم تو چاه، با خودم گفتم منم به سرنوشت حضرت یوسف دچار شدم،
گفتم خدایا چقدرما خوشگلارو اذیت میکنی؟؟؟!!
یهو یکی با یه آچار زد به پام گفت یوزارسیف برو کنار دهنم سرویس شد. تازه فهمیدم افتادم تو چاه مکانیکی...

ب
بچه تهرون ۶ سال پیش
جوک

‏یکی از دوستای دبستانمو دیدم کلی بغلش کردم کلی شوخی باهاش کردم، خیلی دلم براش تنگ شده بود. گفتم چقدر عوض شدی امیرعلی. گفت میدونی چرا انقدر عوض شدم؟ گفتم مشکلات؟
گفت نه چون من امیرعلی نیستم احمق، کاش قبل از اینکه کسی رو تو خیابون انگشت کنی اول اسمشو بپرسی

ب
بچه تهرون ۶ سال پیش
جوک

عربستان رامون نمیدن میگن شمامسلمون نیستید
آمریکا رامون نمیدن میگن شما مسلمون هستید
توی خونه هم همه بهم میگن تو مسلمون نیستی چون نه نماز میخونی نه روزه میگیری
ولی تا مادرم میگه یه مسلمون پیدا نمیشه بره ۴ تا نون از نانوایی بگیره بیاره . همه به من زل میزنند
واقعا چه دنیای عجیبیه ⊙-⊙

ب
بچه تهرون ۷ سال پیش
جوک

مکالمه من و همسرعزیزم:
من: یه بار دیگه به من بگی چاق میزارم میرم خونه بابام!
اون: توروخدا خانومی حداقل به خاطر بچمون
من: ما که بچه نداریم!!!⊙-⊙
اون: عههههه مگه تو با این شکمت حامله نیستی (((((:
من:نااااااااااامررررررد
اون: الفرااااااار ((((((:

ب
بچه تهرون ۷ سال پیش
جوک

يادمه بچه كه بوديم هر موقع كه قهر ميكردم مامان بزرگم صداشو بلند ميكرد ميگفت: هر كي قهر كنه شوهر ميخواد...!!!!!!
منم ميزدم زير گريه ميگفتم اصلنم اينجوري نيس!!!! مامااااااان!
ديروز سر سفره خواهرم که 11 سالشه به خاطر ته ديگ سيب زميني قهر كرد
مامانم صداشو بلند كرد گفت هركي قهر كنه شوهر ميخواد!!!
اونم جيغ زد و گفت:
آره شوهر ميخوام زودتر برم از دست شما راحت بشم مشكلي داري؟!
هيچي ديگه همه تو سفره و ته ديگ محو شديم....
مامان بزرگمم توي گور ميلرزيد

ب
بچه تهرون ۷ سال پیش
جوک

آقا این همسرگرام مریض شده بود شدید،ولی چون ازآمپول میترسه نمیرفت دکتر! خلاصه بزور مجبورش کردم باهم رفتیم.دکتر هم نامردی نکرد دوتا آمپول مشتی نوشت.حالا تزریقاتی یه خانوم چاق سن بالا.به شوهرم میگه برو حاضر شو تا بیام برات بزنم.منم غیرتی شدم رو به منشی افاده ایش گفتم تزریقاتی مرد ندارین؟منشی چپ چپ نگا کرد گفت "سنشو ببین"!منم پشت چشم نازک کردم گفتم به هرحاااااال.اییییش.خوشم نمیااااد!
منشی: خانوم میگم سن شوهرتو بگو بنویسم اینجا!نگو گفته بوده "سنشو بگین"!
من قهوه ای:آهان 29
منشی که با نگاه چه اسکولیه خیره شده به�
شوهرم که از خنده درد آمپولا رو حس نکرده
ودیگر هیچ