تو بهشت یه بچه فامیل میذارن جلوت با چوب بیسبال بزنیش پدر مادرشم میشینن تشویقت میکنن
@S.B.38 · ۸۰ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۶۲ رأی)
تو بهشت یه بچه فامیل میذارن جلوت با چوب بیسبال بزنیش پدر مادرشم میشینن تشویقت میکنن
اون سرى داشتم عكس دوست دخترمو از رو گوشى بوس ميكردم بابام ديد، گفت دارى چيكار ميكنى؟
گوشى رو چندبار ديگه بوسيدم، گذاشتمش رو پيشونيم و گفتم جز سى هم تموم شد
هنوزم که هنوزه ریزش پشم داره
فقط کافیه تو مترو یا اتوبوس جا گیرت بیاد و بشینی
دیگه از اونجا به بعد نفر اولی که میاد جلوت 87سالشه
بعدی 99ساله س
بعدی با عصا میاد
نفر بعدی دو تا پا نداره
و نمیدونی چطوری ایستاده اصلا.
یکی از فانتزیام اینه که
وقتی میخام بگوزم فندک بگیرم جلوش ببینم اتیشش شعله ور شه
یه چند باری امتحان کردم فقط پشمام کز خورده
به نظر من "سپاهان" ریشه دار ترین و با اصالت ترین تیم در آسیاست و به راحتی میتونه سه گانه رو امسال کسب کنه.
و فراتر از سطح آسیا ظاهر میشه.
(از اینکه پاچه خاری محمد موحدی را میکند لبخند رضایت بر لبانش جاری میشود و منتظر تایید سریع جوکهایش خارج از نوبت میشود)
یکی از بزرگترین سوتی های تاریخ که کمتر کسی متوجه شد این بود که حصین تو یکی از اولین اهنگاش در مورد توپاک میخونه ، بعد یه تیکه از اهنگ میگه "توپاک توی دعوا چاقو خورده"
درواقع مرگ توپاک اصلن تو دعوا نبود
بعد اصلن چاقو نخورد بد بختو با گلوله زدن
خدایی دقت نکرده بودین
تا اکتشافات بعدی بای
اون درسایی رو که با 10 قبول شدم حس شخصیت اون فیلمایی رو دارم که دارن روی یه پل چوبی میدوان بعد پل خراب میشه یهو تو لحظه اخر میپرن رو صخره خودشونو نجات میدن.
خدایی میرید تو شرکتای بین المللی کشورای حوضه خلیج فارس سرمایه گذاری میکنید؟
من بزرگترین سرمایه گذاری بلند مدتم این بود پنج هزار تومنی میزاشتم تو جیب پیراهنم که بعدن یادم بره اتفاقی پیداش کنم خر کیف شم.
تازه بچه بودم استکان نلبکی تو باغچه چال میکردم که بعدا عطیقه شه بفروشمشون.
شما فک کردین تو مهمونی سر سفره چرا همه بهم میگن اون دوغو بده یا دیسو بده و....
فکر میکنید لابد دستشون نمیرسه ولی در اصل همه از ترس گوزیدن جرئت خم شدن و تحت فشار قرار دادن خودشونو ندارن.
ینی من عاشق این حرکت بیرانوند�
که تف میکنه کف دستکشاش بعد با پا میزنه زیر توپ
داداش فازت چیه ناموسن.
من دوست داشتم گزارشگر بازیه بارسلونا با لیون جواد خیابانی باشه .
بعد بگه"در زمین دوتا [دمبله] داریم یکی عثمان دمبله در بارسلونا و دیگری موسی دمبله در المپیک لیون.
بعضیا همچین اخباره اقتصاد رو دنبال میکنن انگار تمام داراییشون تو بانکای سوییس بلوکه شده
یارانتو بگیر بابا
دیشب سرم درد میکرد یدونه ارام بخش خورد�
بیشتر دردم گرفت
فک کنم بدنم به این گوه خوریا عادت نداره.
اینکه موقع امتحانات زنگ بزنید بقیه ببینید خوندن یا نه خیلی واجبه
من شب امتحان زنگ میزنم بابام میگفتم خوندی؟ میگه نه
خیالم راحت میشه میخوابم.
رفتم پرنده فروشی
گفتم این عروس هلندی چنده؟ گفت ۲۵۰ تومن .
گفتم جهازم داره دیگه؟
با عقاب تو مغازهش افتادن دنبالم بیشورا
اولین فروشگاه مجازى جهان در کره
تمام قفسه هاى فروشگاه به مانیتور هاى واقعى مجهز هستند. مردم کالاى دلخواهشان را با لمس مانیتور انتخاب و در کانتر تسویه حساب تحویل مى گیرند.
اونوقت ما هم هنوز تو بوی عن تهران موندیم که از کجا اومده .
یه روز تو خونه بودم رفیقم بهم زنگ زد گفت داداش یکی میخواد دهنمو سرویس کنه اب طالبی دستته بزار زمین بیا دعوا منم بلند شدم یه شلوار کردی با یه کاپشن بادگیر سبز لجنی با دمپایی لا انگشتی پوشیدم راه افتادم وقتی رسیدم دیدم داره با یه بچه ریقو عینکی صحبت میکنه منم فاز گرفتم با زانو زدم تو صورت پسره افتاد زمین کف و خون بالا میوورد بعد یه نگاه ناصر ملک مطیعی وار به رفیقم کردم گفتم همش همین بود ?
گفت داداش گوه نخور شارژ گوشیم تموم شده بود داشتم ازش ساعت میپرسیدم طرف اونه که داره از ماشین میاد بیرون دیدم یه جاینت لول 5 وایساده داره نگام میکنه
منم در حالی که مخلوطی از پشم و عن داشت از تو پاچه شلوارم میریخت رو زمین فرار کردم. ولی خدایی ناهار مراسم عزاداری رفیقم خیلی خوب بود.دستشون درد نکنه.
یادمه کلاس اول بودم معلممون کَر بو بود یعنی حس بویایی نداشت بعد یه روز یکی از بچه ها دستشوییش گرفت شلوارشو در اورد وسط کلاس رید، معلم اومد تو کلاس فک کرد کوکوعه گفت برکت خدارو چرا انداختین رو زمین !!! اقا اومد ورش داره دستش فرو رفت تو عن ، بعد فهمید داستان چیه فرار کرد رفت تو دستشویی بالا اورد.
هیچی دیگه از اون مدرسه رفت فرداش یه معلم جدید اومد برامون.
کلاس اول راهنمایی بودم تقریبا اذر ماه بود
معلم ورزشمون اومد امتحان بگیره
بهمون گفت ۱۰ تا دراز نشست برین
بعد نصف کلاس باید دراز نشست میرفتن نصفه دیگه باید پاهاشونو نگه میداشتن که تکون نخورن
اقا ما هم دراز کشیدیم یکی پامو گرفت
داشتیم حرکتو میزدیم که من دلم درد گرفت بعدبهم فشار اومد یهو گوزیدم بعد همه زدن زیر خنده منم دوییدم از خجالت رفتم تو دستشویی قایم شدم اون بنده خدایی هم که تو دهنش گوزیدم داشت دو ساعت اوق میزد
خدارو شکر دیگه تا اخر ترم ۱ همه یادشون رفت بعدشم به همه میگفتم اون یارو پامو بد گرفت تقصیر اون بود.
تنها کاری که ایرانیا توش باهم همکاری میکنن چیه؟
.
.
.
تو جاده چراغ میزنن که پلیس وایساده