اعتراف میکنم وقتی موقعی میشه که میتونم مطلبی بفرستم شده یه متن دری وری هم میفرستم تا حقم ضایع نشه
مثل همین الان
@!kiana.e.a · ۴۶ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳۵ رأی)
اعتراف میکنم وقتی موقعی میشه که میتونم مطلبی بفرستم شده یه متن دری وری هم میفرستم تا حقم ضایع نشه
مثل همین الان
ما یه چند سال شمال زندگی میکردیم،بغل ویلامون یه ویلا دیگه بود به دختر هم سن من داشتن دوست بودیم،رفته بودم خونشون نهار مونده بودم،بعد داشتم تعریف میکردم براشون اره با دخترخاله هام رفتیم شهر بازی خیلی حال داد،،،،مامانش گفت چی داد گفتم حال داد،گفت حال داد لات ها میگن منو از خونشون بیرون کردن تا چند روز در خونشون رو میزدم گریه میکردم دختره میگفت مامانم نمیزاره بیای تو
بعد این دختره بعضی وقتاها میومد ویلای ما،یه بار اون نهار اومد،سوسیس بندری داشتیم نشست با خامه صبحانه خورد:(
به جون خودم تا چند وقت پیش همش ناراحت بودم که چرا وقتی به دنیا اومدم مامانم فکر میکرد کور�
دیروز که فهمیدم یکی از بچه ها تو شیکم مامانش آبله مرعون گرفته و مامانش رفته تو کما،بعد قرار بود ناقص هم به دنیا بیاد ها،یه کی هم وقتی به دنیا اومد بیمارستان آتیش گرفت،یعنی با فهمیدن این موضوع الان من خوشحال ترین آدم روی زمینم
نکته مهم:گودزیلا خودتی
********kiana***********
سر امتحان ریاضی بودیم بعد یکی از بچه ها تو یه سوال مونده بود از معلممون پرسید،بعد معلممون گفت خب وقتی فلان میکنیم باید چیکار کنیم؟منم حواسم نبود فکر کردم داره سوال درسی میپرسه اومدم خودشیرینی کنم گفتم تقسیم میکنیم تقسیم میکنم،با یه لبخند گنده هم نگاهش کردم:)
بعد دیدم داره مثل خوناشاما منو نگاه میکنه،خیلی مودبانه سرم رو زیر انداختم برگم رو دادم رفتم بیرون
پارسال هم اولای سال بود،توی مهر بودیم،منم خیلی خوشحال سرم رو کرده بودم توی میزم داشتم یه چیزی مینوشت�
یکی از بچه ها به خانوممون گفت مگه میشه؟؟؟،منم خیلی خوشحال حواسم نبود گفتم مگه داااااریم؟
معلممون اینجوری شد-_-
اهان یه چیز دیگه هم مونده تو دلم الان یادم افتاد خخخ
دوستم اسمش پارمینه،توی بازی کلش اف کلنز اسمش رو نوشته بود پارمین بعد کیبوردش نوشته بود پارکینگ،دوستم تا یه مدت چت نمیکرد
یه رمان خونده بودم(یارو طرف توی ختم بوده،بغل دستیش انقدر گریه میکنه به سرفه میوفته،بعد این طرف لیوان آبش رو میگیره به بغل دستیش میگه:بیا ابمو بخور...)
:)دنیا را زیبا تر کنیم
خداوندا
تورا سپاس میگویم،بخاطر آنچه که در گذشته نمی دانستم و اکنون
با آموختن حروف الفبا
از الف ادب را،از ب بیداری را،از ص صداقت را،از ن نظم را،و از خ خدمت را
می دانم ادب را در رفتارم بیداری را در روبرو شدن با دشمن صداقت را در زندگی نظم را در کار�
و خدمت کردن به میهنم انجام خواهم را و از تو یاری و مدد میخواه�
یاعلی♡