من وقتی غذا میذارم رو گاز که گرم بشه کلا دو حالت داره یا خیلی داغ میشه میسوزه یا اینقدر زود برمیدارم که سرده :/
@Sadegh.JP · ۴۶۶ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۵۵ رأی)
من وقتی غذا میذارم رو گاز که گرم بشه کلا دو حالت داره یا خیلی داغ میشه میسوزه یا اینقدر زود برمیدارم که سرده :/
یه بار به یه راننده گفتم شما چرا نمیرین توی تاکسی های انلاین کار کنین گفت ببین همین مسیری که من میبرمت 10 تومن اونجا ازت 6 تومن میگیره اصلا تا حالا اینطوری قانع نشده بودم :|
ولی انصافا خواب خیلی وفاداره هر چقدر علاقه ات بهش بیشتر بشه بیشتر عاشقت میشه :/
تنها چیزی که تو این دنیا ارزش این رو داره که بقیه رو واسش فدا کنی خوابیدنه ^__^
تنها چیزی که دوسش داشتم و تنهام نذاشت خواب بود :|
هر کی میخواد تست اعصاب بگیره کافیه تنگ ماهی بذاره بالا سرش اینقدر که ملچ ملوچ میکنن از همه چی بیزار میشه ادم -__-
با این شدت گرما من مطمئنم خدا تقویم رو داره از وسط میخونه میرسه به پاییز باز برمیگرده به وسط :/
کلا بگم نمیخواد بهار و زمستون داشته باشیم -__-
خدایا داری تصور مارو از بهار خراب میکنی
تصور ما از بهار بارون و شکوفه زدن درخت هاس نه افتاب سوزان -__-
خدایا تو که سه ماه تابستون رو یه کاری میکردی یه ماه میشد این 13 روز هم یه کار کن بشه سه روز والله در مقابل اون سه ماه هیچی نیست سه روزش کن کسی نمیفهمه :/
عیدی که شما توش عیدی نگیری و مسافرت نری از غروب 13 غم انگیزتره :(
ولی من خیلی امیدوارم فردا لحظه سال تحویل بیان بگن سال 96 یک سال دیگه تمدید شد
ناموسا حال و حوصله عید دیدنی نیست -__-
هر کی موافقه لایک کنه -__-
من با خودمم راحت نیستم شماها چجوری با فامیلاتون اینقدر راحتین :/
یه الارم از این پیشرفته ها نصب کردم روی گوشی که مسئله ریاضی میده تا حل کنی بلکه بیدار شی
ولی خب متاسفانه اول صبح یه مسئله ریاضی گفت من نتونستم حلش کنم و بیدار نشدم -__-
خانواده مد نظر من اون خانواده ایه که یه روز مونده به عید میرن مسافرت و از شر مهمونا راحت میشن و مجبور نیستن مثل ما تا اخرش وایسن و عذاب بکشن :|
خوشگلا بازی رو دو هیچ جلو هستن خوش فکرا چهار هیچ
منم که دارم واسه چهار تا گلی که عقبم تلاش میکنم کامبک بزنم -__-
مامانم میبینه من قرمه سبزی دوست دارم کرفس هم میریزه تو قرمه سبزی ولی خب عشق من به قرمه سبزی باعث نمیشه نخورم غذارو٬عشق واقعی اینه ^__^
+این سریالو دیدی؟
-نه چطور مگه؟
+پس داستانشو نمیدونی
-نه نمیدونم بذار ببینم حالا
+ببین اینجا این دختره میره پیش نامزدش...
(و صدای شلیک گلوله شنیده میشود)
-__-
ماها که موهامون فِرِ صبح که از خواب پا میشیم دیگه نیاز نیست موهامون رو شونه کنیم هر طرف بره میگیم مُده ^__^
اه یذره هم جنبه چهارشنبه سوریو ندارن ملت چخبره ناموسا
(نارنجک دستی خود را به دیوار همسایه میکوبد) :/
تنها بدی بارون وقتی توی خیابونی اینه که وسط خیابون بری ماشینا روت آب میریزن تو پیاده رو بیای ناودون ها :/