شترها چند دسته اند ::
١ __ تو خواب پنبه دانه مى بینن
٢ __ با بارشون گم مى شن
٣ __ در خونه مردم مى خوابن
٤ __ دولا دولا سواری میدن
٥ __ ديدى ؟ نديدى ! .... مى شن
٦ __ با دقت اس ام اس مى خونن
@صاف و صوف · ۶۰ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۲ رأی)
شترها چند دسته اند ::
١ __ تو خواب پنبه دانه مى بینن
٢ __ با بارشون گم مى شن
٣ __ در خونه مردم مى خوابن
٤ __ دولا دولا سواری میدن
٥ __ ديدى ؟ نديدى ! .... مى شن
٦ __ با دقت اس ام اس مى خونن
بی نیازی یعنی ..............
يـــاد بگـــيرى توىِ بــدترين شرايط
فقط خودت ، حالِ خودتو خوب کنی
استاد فیزیکِ دو ما ، یه استاد جا افتاده و تقريبا
مسنی بود . به ندرت شوخی مى کرد ، ولــى همه
دوستش داشتن . یه بار سرکلاس ، وسط درسش
يــه چیزی رو اشتباه گفت بنده خــدا ، تا آخــرای
كلاس ، یه پسرِ بی مزه ، هی داشت نچ نچ ميکرد
مى رفت رو مخ همه ، این شد که استاد مــــا یهو
برگشت با خونسردی تمام گفت :
اين کیه ، يه ساعته داره باباشو صدا می كنه :)
معشوقه بى عيب مجوى كه نيابى
عمه دوستم هفتاد سالشه ، امروز دیدم
موهاشو صورتی کرده .....!! @ @
"
"
"
"
"
"
"
"
"
"
"
"
"
"
یعنی مى خوام بگم ، هیـــچ وقت واسه
اسکول بودن دیر نیست .....!!
يعنى راست راستى ، داعشى ها امروز تــــو تهران
عمليات تروريستى كردن ؟!! باورم نمى شه كــه هيچ
هنوزم تن و بدنم داره مى لرزه .....!!
پس اون امنيتى كـــه تـــو راديـو و تلويزيون اين همه
پـــزش و ميدين چــى شد ، كجا رفت آقايون روساى
نظام .....؟!!
خدا رو شكر تو ايران حداقل همه بلدن خــوب حرف
بــزنن و شعار بــدن ، ولى دريــغ از يـــه سـر سوزن
عمل .....!! والاااا بوخودااااا
علم بهتر است يا ماه رمضون افطار خونه مدير فورجك ؟
هههههههههههههههههههه ..........!!!!!
نخیر این دفعه از اون دفعه ها نیست ، این دفعه رو عـلم
پيروز شد . واقعا فکر کردید مدیر فورجك به مـا افطاری
میده .....؟!!!
عمراً ، اونـــقده خسيسه كه نگو ....!! من مى شناسمش
وضع طوری شده به بچه مى گی برو دختر کوچــولو
جلو خونه تون بازی کن ، می گه من پسرم. باباش از
اونور میاد دستشو می گیره مى بره ، بعد می فهمی
مامانش بوده .....الله و اكبر .....!!
الان رابطه پسرا و دخترا جورى شده که دو طرف
میتونن به همه جای هم دست بزنن به جز گوشیاى
همدیگه .....!!
من فهميدم .....!! امسال نـه سال خروسه نه سال
الاغ چموش .....!!
امسال سال گرگ ناقلاست ....!!
مام يه گله گوسفند شديم كه نه سگ گله شجاعـى
داريم نه چوپان مدير و مدبر و عاقلى ....!!
همينجور همه مون داريم يه جا تيكه پـــاره و نفله
مى شيم ....!! كسى كـه به فكرمون نيست .....!!
كاش حداقل مثل قصه هاى بچگى ،بره بلا بودي�
تــــــا خودمون از پسِ اين گرگ ناقلا بر بياييم نه
گوسفند بى دست وپا ، كه اينجورى راحت تن بـه
نابودى و مرگ بديم .....!!
خاك بر سرِ عوضيت 96 ...... O o
والا جرات ندارم كه به اصلِ كارى فحش بدم ..!!
اين خاطره خنده دار من از استند آپ كمدىِ يكى از
همكلاسى هام تو دانشگاهه . ما كـه خيلى خنديديم
در حد دل درد ، اميدوارم بتونه شمارو هم بخندونه :
آقا چرا اين درها اينجورى شدن ؟!! جديدا چشمم ميوفته بهشون رعشه ميگرم ....!!
بيخود نبود كه اين فاميل دور همش مواظب درها بود معلوم نيست الان كجاست كه اين درها اينقدر خودسر شدن .....!! من كه هرچى فكر مى كنم فقط به اين نتيجه مى رسم كه تو اين مملكت كلا يه مشكل بيشتر نداريم كه اونم مربوط ميشه به حضور درها تو زندگى مون ...!! كه اگه يه همت همگانى بكنيم و درها رو بِكَنيم بندازيم دور همه مشكلاتمون رفع ميشه ...!! مى گين نه ؟!!
اينم چند تا از مهمترين دلايلش :
در تاكسى و باز مى كنى و مى بندى ( بدون سوار شدن ) يه ده هزار تومنى از جيبت
پريده .....!!( مسبب بى پوليمون )
درخونه روباز مى كنى و مى بندى ( بدون خارج شدن ) يه يك ميليون تومنى از كيفت ( يا همون كارت پول كه بهتره اسمشو عوض كنيم و بيزاريم كار بى پولى ) پريده .....!! ( بازم مسبب بى پوليمون )
دريخچالو باز مى كنى و مى بندى ( از خالى بودنش ) دود از كله ات پريده .....!! ( مسبب غم ، اندوه و البته گرسنگى مون)
دركيفت پولتو وباز مى كنى و مى بندى ( به واسطه شعف و شادمانى از تهى بودنش ) اشك از چشمت و آب از دماغ و دهنت بيرون پريده .....!! ( مسبب افسردگيمون )
در كلاس دانشگاهو باز مى كنى و مى بندى ( با ديدن يه چيزايى و كسايى و كارايى ) عقل از سرت پريده .....!! ( مسبب ديوانگى و روانپريشى مون )
خدارو شكر كه درِ آشپزخونه ها از حيطه حياتو هستى ساقط وتاريخ مصرفش منقضى شده ...!! خدا ميدونه قبلى ها چه مصيبت و مشكلى باهاش داشتن كه كلا از پاشنه در ، در آوردنش و خلاص ....!! خدا مرده و زنده شونو قرين رحمت كنه الهى آمين ... اما قطعا اگه آشپزخونه هاىِ الان در داشتن با هر بار باز و بسته شدنشون كلى كشته و مجروح و معلول جسمى و روانى از خودشون به جا ميزاشتن ... واقعا جاى شكر داره كه آشپزخونه در نداره
و اما در توالت كه واويلا ، بازش كنى برى توش دو حالت داره : يا به احتمال چند درصد ميشه به زور ببنديش كه در اين صورت چاره اى ندارى جز اين كه سرپايى كارتو به سرانجام ناخوش برسونى ( چون نصفه بيشترش تخليه ميشه رو شلوار و در و ديوار و دور و اطراف كاسه .....!! ( مسبب اسراف در وقت و آب و برق و گاز بجز تلفنشون ، و انرژى به دليل نظافت)
اگرم بسته نشه كه ديگه هييييييچچچچچچچى
اصلا كارى نمى تونى بكنى چون شماره يك و دو و سه ات ( از ترس سوژه شدن ) همگى با هم بالا پريده .....!! ( مسبب استرس و بيمارى هاى جسمى )
از خدا كه پنهون نيست از شما چه پنهون الان چند وقته به طور خيلى جدى منتظرم كه مثل آشپزخونه اُپن و لباس پاره پوره كه مد شده ، جوراب سوراخ و توالت اُپن هم مد شه حداقل توى اين دو مورد هم رفع نگرانى بشه براى مردم .....!!
لطفا لطفا لطفا ... مسئو لين داخلى و خارجى رسيدگى كنن كه اين دو تا مد هم هر چه سريعتر توى جامعه جهانى آپ گريت ( به روز رسانى ) بشه ... ( چغته با صواطم )
با اجازه من فعلا برم پشت اين درختا مرختا تو پارك محله مون ، كارمو بكنم كه به جانِ پسر نداشته ام ** گُـــلِــىْ دون ** امنيتش ، خيلى بيشتر از دستشويه خونه مونه !!
آخيش راحت شدم . خب بقول جيگر حالا كه چشمام باز شد و دنيا روشن ، در ادامه بايد بگم كه : ذكر خير در مورد انواع و اقسام درها و مشكلاتشون زياده ..اما از همه اين درها و مشكلاتشون به تنها نتيجه اى كه مى رسيم اينه كه :
آقايون ، خانوما ، مردم عزيز و شريف ايران : به من راى بديد ... قول ميدم اگه با راى ميليونى شــما ملت قهرمان و شهيد پرور و غيور، رييس جمهور بشم ، نه تنها همه درها رو از ساخت و سازهاى جديد حذف بكنم كه هييييييچ ، بلكه با بولدوزر هم از روى درهاى ساختمون هاى قديمى رد بشم و نابودشون كنم و به اين ترتيب همه مشكلات اين كشور از جمله ، بى پولى ، غم و اندوه ، گرسنگى ، افسردگى ، استرس و بيمارهاى جسمى و روحى روانى ، بى آبى و بى برقى و بى گازى بجز تلفنشون ، بى وقتى ، و كلا كمبود انرژى ، آلودگى هوا ، آلودگى صوتى و غيره رو يك جا حل و فصلشون كنم ...!!
هعى ...!! عجب روزگارى شده ....!! هر چى مى كشيم از اين درها مى كشيم ....!! امان از دست اين درها .....!!
تو مرا از دست داده ای ، نه من تو را .....!!
آدم چیزی را که ندارد از دست نمی دهد .....!!
ای دلبر مـــا مباش بــی دل بر ما
یک دلبر ما به که دو صد دل بر ما
نـــه دل بـــر مـا نه دلبر اندر بر ما
یـــا دل بـــر مـــا فرست یا دلبر ما
روز بلـــند بـــى ثـــمر گـــذشت از ســر گــــذر
شبى چو شب هاى دگر گشوده بود بـال و پــر
بـــا همه خســـتگى ســـرى بــه خلوت دلم زدم
تـــا به ســحر نشستم و عشق تـــو را قلم زدم
سالی که نکوست از بهارش پیداست . فروردين :
** سيل **
** زلزله **
** مرگ بازيگر ** .....!!
تا اسفند فكر كنم جهنم بشه .....!! والا بخدا
قدرِ 1395 رو ندونستيم
دقت کردين گاهی ..............
جای رحمت مى شويم زحمت
جای محرم مى شوم مجر�
جای ژست مى شويم زشت
جای يار مى شويم بار
جای قصه مى شويم غصه
جای زبان مى شويم زيان
و..............
پس زيادی به خودمان مغرور نباشيم چون با
يك نقطه جابجا مى شويم .....!!