ا

الهه gh

@الهه. gh · ۷۱ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۵۳ رأی)

ا
الهه gh ۹ سال پیش
جوک

الهه gh
رفتم خونه داد زدم :Hiiiiiiiiii
یهو مامانم دمپاییشو درآورد انداخت سمتم.
مانانم:ههوووییی دختره ی پرو این چه طرزه حرف زدن با بزرگتره
این به کنار بد میاد به من گیر میده چرا زبان خارجه شدی 16
خب مادر من به تو رفتم دیگه حالا تو هی انکار کن
فک و فامیله باهوشه داری�

ا
الهه gh ۹ سال پیش
جوک

الهه gh
اغا شارژ هزاری خریدم گذاشتم تو اتاقم سر نیم ثانیه رفتم دستم وشستم اومدم تو اتاق دیدم بعععععععععله شارژنیست
حالا من به برادرم شک داشتم
کیارش( برادم):الی من دارم میرم پیش امیر (دوستش)برام حوله ولباس بزار برم حمو�
من :باشه^_^
وقتی رفت با سرعت میگ میگی رفتم سر یخچال چند تا تخم مرغ و کره برداشتم رفتم تو حموم و سره ی دوش(اونی که کلی سوراخ داره. اسمشو نمیدونم ) رو درآوردم کلی کره مالیدم توش^_^
تخم مرغزاروهم حم زدم وختی حسابی آبکی شد ریختم تو شامپوش
نیم ساعت بد از تو حموممون صدا نعره اومد
.
.
.
.
.
اینجا بیمارستانه من بستریم ای لاو یو 4جوک^_^

ا
الهه gh ۹ سال پیش
جوک

الهه gh
این خاطره برا سه سال پیشه
بدلیل نرفتن به مدرسه درحال پشتک زدن بودم که
درییییییییینگ درییییییییییینگ( صدای تلفن خونه)اومد
مامانم تلفنو برداشت بعدچند دقیقه صحبت قطع کرد بهش
میگم:کی بود
میگه:معاون مدرست بودگفت چرا نیومدی گفتم رفتیم مشهد
من@_@
مامانم:-)
معاون:-o
مادر نخبست من دارم با تلفن خونه میحرفه بد میگه رفتیم مشهد
حالا بگذریم فرداش معاون چقدر بهم خندید.