m

mahyajooon

@setareh82 · ۳۹۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۱۲ رأی)

D
Dr.Cha Min Seo ۱۰ سال پیش
جوک

تو خانواده ما همه دخترا رئالی و پرسپولیسین و همه پسرا بجز داداشم بارسایی و استقلالی.دخترا (به جز من)دلیلی ندارند فقط میخوان مخالف پسرا باشن ولی پسرا (به جز داداشم)میخوان بگن ما حداقل یه چی حالیمونه این تیما رو انتخاب کردیم و اینا.
حالا این وسط منو داداشم چی ایم؟
برادر بنده آی کیوش از همه فامیلبالاتره و منم بعد اونم.(تعریف از خود نباشه یه وخ)ایشون رئال و پرس پولیس رو بنا به دلایلی انتخابیدن(دلیلاشو بهم گفت ولی من نفهمیدم)ولی من چرا انتخابیدم به خاطر این بود که دادام اینو انتخابیده.الان همه پسرا فکر میکنن داداش من در آینده زن ذلیل میشه ولی اونا نمیدونن من که میدونم با هوش و ذکاوت تمام این تیمارو انتخابیده.

D
Dr.Cha Min Seo ۱۰ سال پیش
جوک

آقا دوسه روز پیش همه فامیل تو خونه مامان بزرگم جمع بودیم.همه هم بودن.خونه مادربزرگم اینا دو قسمته که اصلا بهم دید ندارن.زنا یه طرف بودن مردا هم یه طرف.این وسط گودزیلای پسرخالم هم تو زنونه بود.(فک کنم دو سه روز یادگرفته کلماتو کنار هم بزاره جمله بگه.)خلاصه جونم براتون بگه همه زنا بدون روسری بودن و همه دیدن که دخترخالم موهاشو کوتاه کرده.همه مبارک باشه و این حرفا بعد دخی خاله محترم گفت موخوره داشته یه وجب کوتاه کرده.بعد بحث سر این شد که چه راه هایی برا درمان موخوره هست.مادر بنده بهش گفت که قره قوروت محلی رو با آب قاطی کن سرتو باهاش بشور.دخی خالم گفت اینطوری کلم بوی ترشی میگیره که.
این برادرزاده گودزیلاش نه گذاشت نه برداشت گفت مگه الان نمیده؟
تازه گودزیلامون که خیلی دوستش دارم به لطف من توک زبونی هم حرف نمیزنه.بهله دیگه این سخن گهربار گودزیلا در حالی بود که سه تا پسر مجرد اونور دیوار نشسته بودن.هیچی دیگه دخی خالم فکر ازدواج با اون سه تا رو کلا از بین برد.

D
Dr.Cha Min Seo ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از عادتای من اینه که وقتی میفهمم یکی داره دروغ میگه(دورو بریای من خیلی ضایع دروغ میگن)انقد سوال پیچش میکنم که خودش میفهمه جریان چیه.حالا یه نمونشو بشنوین:
دیروز تو کلاس گرافیک نشسته بودیم هنوز مربیمون نیومده بود.(کلا منو همیشه بنا به دلایلی زود میام.)قرار بود یه مقوا a3 با یه تلق a3 هم ببریم.یکی از همکلاسیام(8 سالشه نمیتونه مداد دستش بگیره میاد گرافیک)دو تا تلق آورده بود.(قابل توجه از همون جایی که من خریدم خریده بود)بهش میگم چرا دوتا تلق آوردی؟میگه آقاهه دوتا تلق با یه شیرازه داد.(کلا یه تختش کمه آخه کدوم خری سایز a3 تحقیق درست میکنه)میگم تحقیق سایز a4 نه a3 میگه a3 هم میشه من خودم پارسال برای چکیده کنفرانسم چون عکسام بزرگ بودن سایز a3 گرفتم.(والا اون موقع که من کلاس اول بودم یه متن درباره یه حیوون بهمون دادن گفتم حفظ کنید بیاین ارائه بدین.)میگم خب شیرازه به اون بزرگی نداریم که.میگه چرا هست انقدم بزرگ بود باید میدیدیش.بعد دیدم داره مقاومت میکنه گفتم مگه از فلان جا نخریدی؟میگه آره میگم پس چرا به من فقط یه تلق داد؟میگه خب چیزه حتما تموم کرده ای وای من به مامانم گفتم رسیدم زنگ میزنم(با مامانش اومده بود تازه خخخخخخخ)بعدم صحنه رو ترک کرد.خب دوستان سوال کردن از کجا میدونستم از یه جا خریدیم.در جواب باید بگم وقتی من مغازه رو ترک می کردم اون وارد شد و با کلی ادعا که من آشنا رو از بیست کیلومتری تشخیص میدم و اینا منو نشناخت.
به قول یکی از شما ها از این گودزیلاها خنگش به ما افتاده خخخخخخ.

D
Dr.Cha Min Seo ۱۰ سال پیش
جوک

آقا من اسممو عوض کردم.دکتر چا یون سئو بودم شدم دکتر چا مین سئو.چه آدم مهمیم هستم که اعلام میکنم.
خلاصه جونم براتون بگه سال پیش برای اینکه ویندوز کامپیوتر دوستم پریده بود رفتم خونشون که براش درست کنم.پارسال هم همینطور ده روزی مونده بود به مهر.خلاصه من رفتم خونشون.کامپیوتر رو که درستیدم برگشتم برم که یه لاک ناخن دقیقا رنگه ناخن جلو آینش توجهمو جلب کرد.بهش گفتم اینکه رنگ ناخنه چه فایده داره. گفت بعدا میفهمی.خلاصه مدرسه ها شروع شد این ناظم ما هم که گیر باید ناخناتون رو کوتاه کنید وگرنه انظباط کم میکنه و اینا.بعد این دوسته من هر هفته مثبتشو میگرفت تا اینکه نزدیک زمستون عروسی برادر ایشون بود.بهش گفتم ناخن مصنوعی میزنی یا لاک گفت ناخنام به اندازه کافی بلند هست.بله دیگه ایشون از اون لاکه استفاده کرده که ناظمو بپیچونه.تازه به منم گفته بود برم ناخناش رو درست کنم(بله قبلا کلاس رفتم برای طراحی ناخن)
یعنی اون موقع میخواستم خرخرشو بجوم.خو چیه منم ناخن بلند میخواستم.

D
Dr.Cha Min Seo ۱۰ سال پیش
جوک

یه چی بگم؟
من از انواع و اقسام حشره میترسم حتی پروانه.یعنی وای به حال اون روزی که یه حشره بشینه روم.چنان جیغی میزنم که شهدا از آسمون شیشم میشنون صدامو.
القصه یروز داشتیم از اردبیل برمیگشتیم و از اونجا هم یه سری از این سیب سبزا خریده بودیم.
منم که همیشه از ترس کرم سفت ترین میوه رو انتخاب میکنم.خلاصه من یکی از این سفتاشو داشتم میخوردم و از تو گوشیم فورجوک میخوندم(اونموقع عضو نبودم.)یخوردهگذشت حدودا یه سوم سیبرو خورده بودم که احساس کردم یه چیزی رو دستم وول میخوره.سرمو از تو گوشی درآوردم دیدم بعله از ته سیبه یه کرم قهوه ای تپلو در اومده رو دستمه.من تا اینو دیدم زبونم بنداومده بود سیبرو پرت کردم جلو(صندلی وسط نشسته بودم.)بابام که گرخید با صدای افتادن سیبه.بعد منم هینجور اوتوماتیک گفتم:کرم.مامانم سیبرو نگاه کرد کرمشو گرفت بعد داد بخورم نخوردم داداشم خوردش.حالا منم تو میوه ای کرم ببینم عمرا دیگه از اون میوه بخوره.
الان من سه ماهه ترک سیب کردم از اونموقع هم تنها میوه ای که تو یخچاله سیبه.از اونورم قانون شده میوه ها ارگانیک باشن.من که دیگه شاید پرتقال و نارنگی بخورم.(این دوتا میوه هیچ وقت کرم نمیزنن.)خدا میدونه من یه بار تو انار کرم دیدم چهار سال دیگه انار نخوردم.
لایک:مجبوری ویتامین بدنت رو از طریق قرص و آبمیوه تامین کنی.
جواب لایک:موافقم.

D
Dr.Cha Yoon Seo ۱۰ سال پیش
جوک

یادمه یکی پست گذاشته بود که وقتی کارتون باخانمان شروع میشده میرفته تو حیاط تا از این قاصدک گنده ها براش بیاد بعد آخرش نوشته ما کجا با این عقلمون این دهه هشتادیا کجا.
خب قابل توجه این فرد باید بگم منم دهه هشتادیم ولی نوستالژیک بزرگ شدم.
بنده به شخصه تا هشت سالگی فکر میکردم اسم شیرینی خامه ای به خاطر خامشه ولی به خاطر شکلش بود.
تو خونه مامان بزرگم که پشتی داشتن با داداشم هزار تا کار از جمله کارایی که یه دفعه یه دهه هفتادی نام برد میکردیم.حتی وقتی خونه باهاش میساختیم سقفشم با پشتی درست میکردیم.
یکی از سرگرمی هام هم خاکبازی تو حیاط بود و تا 13 سالگی تبلتو موبایل شخصی نداشتم.
تنها شباهتم با اینایی که شما بهش میگید گودزیلا هم یه شباهت دارم اونم اینه که با 14 سال سن همه فن حریف کامپیوترم.

D
Dr.Cha Yoon Seo ۱۰ سال پیش
جوک

ترم پیش تو کلاس زبانمون بحث درباره موبایل شد.(البته به انگلسی)بعد تیچرمون گفت که قدیما موبایلا قفل نداشتن و این حرفا بعدم یه خاطرهع گفت که من از زبون خودش براتون میگم:
اون موقعها که گوشی ها قفل نداشت من تازه یه گوشی خریده بودم.برای اینکه من برم محله کارم بیام باید تاکسی میگرفتم.یروز این گوشی مو تو تاکسی ای که اتفاقا رانندش پسر جوونی بود جا گذاشتم.اومدم تو خونه دیدم گوشیم نیست و این حرفا زنگ زدم به گوشیم.همون پسره گوشیمو برداشت و گفت آره جا مونده و این حرفا قرار شد فردا برم فلان جا که گوشیمو بگیرم ازش.خلاصه گرفتم گگوشی رو و رفتم سر کار.داشتم گوشیمو چک میکردم سالم باشه رفتم تو شماره ها یهو دیدم نوشته:
امیر جون
کلا یه لحظه مغم سوت کشید.خدایا من امیر جون نداشتم.زنگ زدم به شمارش دیدم بله اون راننده تاکسی دلش مخاطب خاص میخواسته.

D
Dr.Cha Yoon Seo ۱۰ سال پیش
جوک

آقا چند شب پیش سر اینکه من قراره چکاره بشم بحث شد.
همینطور با داداشم بحث میکردیم که من از دهن پرید گفتم:کی کشف کرد.........تو مزه گلابی میده؟
یعنی با این حرف شخصیتمو بردم زیر سوال.تا امروز سوژه داداشم بودم که برو آزمایشگاهت(wc)کشف کن.
نکته اخلاقی:اندیشیده صحبت بنامید
لایک:عجب داداش بی جنبه ای
پست اولیم ولی چهار سالی میشه میام پستاتون رو میخونم.