m

mahyajooon

@setareh82 · ۳۹۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۱۲ رأی)

Dr.MHY.YQB82 ۹ سال پیش
جوک

یادمه کلاس چهارم بودم همینطوری الکی یکم نمک ریختم تو جیب جامدادیم با خودم بردم مدرسه.بعد امتحان یکم ریختم تو برگمو حالت دعا کردن به خودم گرفتم.دوستام پرسیدن چکار میکنی گفتم نمک شیون داره نمره میاره.دوستام گفتن عه چه جالب به ما هم بده و این حرفا.بعد از فرداش همه نمک میووردن میریختن رو برگه هاشون.
حالا من نمیدونم الکی بود یا نه ولی نمره همه پایین شد ولی من که فکر میکردم دارم سرکار میزارم خودم کلی میشستم میخوندم نمرم بالا میشد.
هیچی دیگه الکی الکی شاگرد ممتاز اون سال شدم.
امضا:Dr.MHY.YQB82

Dr.MHY.YQB82 ۹ سال پیش
جوک

دوستم چون داداشش اکثر اوقات خونه نیست میره تو اتاق داداشش درس بخونه بعد تعریف میکرد داداشش خونه بوده رفته از تو سوراخ کلید ببینه داداشش تو اتاقه یا نه.بعد پنج دقیقه تلاش بی وقفه بر میگرده میبینه داداشش رو مبله داره اینطوری نگاش میکنه 0__0
امضا:Dr.MHY.YQB82

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
جوک

بچه بودم دخترخاله دهه شصتیم یه بار برگشت بهم گفت اگه هسته هندونه بخورم تو دلم تبدیل به هندونه میشه چاق میشم.
منم از اون موقع تا حالا به هسته هندونه عین قاتلا نگاه میکنم.
من که دیگه علاقم به هسته هندونه برنمیگرده ولی آه من گریبان گیرش شد هنوز مجرده!
امضا:خانوم دکتر مملکت82

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
جوک

قبلنا فکر می‌کردم این سوراخ تو روشویی راه خونه سوسکا به دسشوییه به خاطر همین میترسیدم دستم به پشت روشویی بخوره و کمترم سر و صدا میکردم که تا وقتی من اونجام سوسکا نیان!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
یه سوال؟
شماها به ما میگفتید گودزیلا؟
امضا:خانوم دکتر ترسو

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
جوک

ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺟﯿﺶ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﮔﻪ ﻋﻄﺴﻪ ﮐﻨﯽ ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ
ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ ؟؟
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﻪ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﻨﯽ ﺳﺮﻋﺘﺶ ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺸﻪ ..
ﻫﻨﻮﺯ ﺁﺭﻭﻍ ﺭﻭ ﺗﺴﺖ ﻧﮑﺮﺩﻡ .. ﺗﻮﯼ ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪﯼ ﺍﻃﻼﻉ
ﺭﺳﺎﻧﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ .
تا ديدارى ديگر
امضا:خانوم دکتر مملکت

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
جوک

مردی قصد خودکشی داشت
به بالای صخره بلندی رفت .
طنابی به گردنش انداخت و آن را به صخره بست ،
مقداری سم خورد ،
خود را آتش زد ه و پرت کرد
و در همان حال به سر خود شلیک کرد .
تیر به خطا رفت
و طناب را قطع کرد !
مرد که از حلق آویز شدن نجات یافته بود ،
به داخل آب افتاد و آتش خاموش شد !
خوردن آب دریا باعث شد ، استفراغ کرده و سم را از بدن او دفع کند .
ماهیگیری او را دید و از آب زنده بیرون آورد .
مرد به یک بیمارستان ایرانی منتقل شد
و در آنجا
بعلت نبود امکانات درگذشت !!!!
امضا:خانوم دکتر مملکت

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
جوک

ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﺎﻧﻤﺸﻮﻥ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﻪ:
خانوم:ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻡ
آقا: ﺗﻮ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﺶ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯼ
خانوم: ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺨﻮﻧﻢ
آقا: ﺗﻮ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺷﺪﻩ ﺩﺭﺱ
خانوم:ﻏﺬﺍ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﮑﻨﻢ
آقا:ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﮕﻪ ﺗﻮ ﻏﺬﺍﻡ ﺑﻠﺪﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻨﯽ؟؟!!
خانوم: ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﯾﻨﺎﻡ
آقا: ﺑﺪ ﻧﮕﺬﺭﻩ ...
خانوم: ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺍﯾﻨﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎﻥ
آقا:ﭼﯿﺰﯼ ﻻﺯﻡ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻋﺰﯾﺰﻡ؟
خانوم:ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﯾﻨﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎﻥ
آقا:ﻣﯿﮕﻢ ﭘﯿﺪﺍﺕ ﻧﯿﺲ ﯾﻪ ﺯﻧﮓ ﻧﻤﯿﺰﻧﯽ ...
خانوم: ﺑﯿﺮﻭﻧﻢ
آقا: ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺸﯿﻨﯿﺎ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ!!!
خانوم:ﺩﺍﺭﻡ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ
آقا:ﻧﺘﺮﮐﯽ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ !
خانوم: ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﯿﮑﻨﻢ
آقا:ﺧﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯾﺶ ﻧﺒﻮﺩ!
خانوم: ﺩﺍﺭﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻢ ..ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ
آقا: ﺧﺐ ﻣﻨﻢ ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ .. ﮔﺮﯾﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ ...
خانوم:ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ
آقا:ﺗﻮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯼ ﺧﺪﺍ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ...
خانوم: ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭ�
آقا: ﻧﻪ ﺣﺎﻻ ﺑﯿﺎ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﻤﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ!
خانوم: ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ
آقا: ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺍﻭﻟﻢ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩ ....
امضا:خانوم دکتر مملکت

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
پیام

دزدی بانک
در دزدی از یک بانک ،
دزد فریاد زد:
"هیچکس حرکت نکند پول مال دولت است".
بااین حرف همه به آرامی روی زمین دراز کشیدند.
☑️ به این می گویند "شیوه تفکر"
وقتی دزدان به مخفیگاهشان رسیدند،دزد جوان که لیسانس تجارت داشت به دزد پیرکه شش کلاس سواد داشت گفت:"بیاپولها را بشماریم".
دزد پیرگفت:"وقت زیادی میبرد، امشب تلویزیون مبلغ را اعلام میکند."
☑️به این می گویند "تجربه"
بعداز رفتن دزدها مدیر بانک به ریسش گفت فورا به پلیس اطلاع میدهم ولی ریس گفت "صبرکن تا خودمان هم مقداری برداریم و به برداشتهای قبلی خود اضافه کنیم وبارقم دزدی اعلام کنیم".
☑️به این می گویند "با موج شنا کردن"
وقتی تلویزیون رقم را اعلام کرد دزدان پول رو شمردندو بسیار عصبانی شدند که ما زندگیمان راگذاشتیم و 20میلیون گیرمان آمد ولی رئیسان بانک در یک لحظه و بدون خطر 80 میلیون بدست آوردند.
☑️به این میگویند "دانش بیشتر از طلا میارزد"
دانایی قدرت است.
امضا:خانوم دکتر مملکت

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
پیام

یه زنی میگفت:
فهمیدم شوهرم با یه دختری تو فیس بوک پی ام بازی میکردن،دختره اسم خودشو گذاشته (پروانه طلایی)
پی ام هاشنو چک کردم دیدم به همدیگه حرفهای قشنگ و عاشقانه میزنن و قرار ازدواج گذاشتن.
شوهرم تو فیس اسم خودشو گذاشته(پسر دنیا دیده)
یه فکری تو سرم زد که ازش انتقام بگیرم،رفتم تو فیس بوک برای خودم اشتراک درست کردم و اسم خودمو گذاشتم(ابو القعقاع)
رفتم و همش متن و فیلم های ترسناک درباره قتل و آتش زدن آدمها و گردن زدن ت فیس بوک فرستادم و یه متن برای شوهرم فرستادم نوشتم:این دختر که اسمش پروانه طلایی هست،زن منه و من از دارو دسته داعش هستم و از تو همچی میدونم،
اسمش و اسم مادرش و اسم همه خواهر برادراش و کجا ساکنه کجا کار میکنه رو بهش گفتم و بهش گفتم به خدا قسم اگر تو رو دوباره تو فیس بوک ببینم گردنتو در جا مثل شاه میزنم فقط امتحان کن بچه ننه.
خلاصه روز بعد دیدم صورتش سرخ و زرد شده و از خونه اصلا بیرون نمیرفت،فیس بوک،تلگرام،اینستاگرام و بقیه برنامه های چت را حذف کرد و یه گوشی ساده خرید،هر چند لحظه میره و میاد تو حال خونمون و میگه اذان عصر کی میگن.
خدا شاهده هدایتش کردم.
وهدایت دهنده خداوند منانه.
میگن شیطان دو ترم برای تمرین پیشش ثبت نام کرد.
امضا:خانوم دکتر مملکت

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
پیام

ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﺍﻓﺸﺎﺭﻋﺰﻡ ﺗﺴﺨﻴﺮ کشوری ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ به ﻣﻜﺘﺐ ﻣﻴﺮﻓﺖ؛ ﺍﺯﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭘﺴرﭼﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﻲ؟
ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ:
ﻗﺮﺁﻥ
ﻧﺎﺩﺭ ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ :
ﺍﺯ ﻛﺠﺎﻱ ﻗﺮﺍﻥ؟
ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ :
ﺍﻧﺎ ﻓﺘﺤﻨﺎ ...
ﻧﺎﺩﺭ ﺍﺯ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﻧﺎﻡ ﻗﺮﺁﻥ ﻭﺁﻳﻪ " ﺍﻧﺎ ﻓﺘﺤﻨﺎ "
ﺧﺮﺳﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﻓﺎﻝ ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ؛
ﭘﺲ ﻳﻚ ﺳﻜﻪ ﺯﺭ ﺑﻪ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺩ
ﺍﻣﺎ ﭘﺴﺮﺍﺯﮔﺮﻓﺘﻦ ﺁﻥ ﺍﻣﺘﻨﺎﻉ ﻛﺮﺩ !
ﻧﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ :
ﭼﺮﺍﻧﻤﻴﮕﻴﺮﻱ؟
ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ :
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﺍﻣﻴﺰﻧﺪ ﻭ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﺍﺯ ﻛﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩﻱ؟ !
ﻧﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ :
ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮ ﻧﺎﺩﺭ ﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩﻩ،
ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﻭﺭﻧﻤﻴﻜﻨﺪ،
ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﻧﺎﺩﺭﺷﺎﻩ ﻣﺮﺩ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪﻱ ﺍﺳﺖ
ﺍﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪﺗﻮ ﺳﮑﻪ ﺑﺪﻫﺪ ﻳﻚ ﺳﻜﻪ ﻧﻤﻴﺪﺍﺩ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﻴﺪﺍﺩ و تو را پیاده راهی نمیکرد !
ﺣﺮﻑ ﺍﻭ ﺑﺮﺩﻝ ﻧﺎﺩﺭ ﺷﺎﻩ ﻧﺸﺴﺖ
ﻭﻳﻚ ﻣﺸﺖ ﺳﮑﻪ ﺯﺭ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﻳﺨﺖ و اسبی به او داد تا راهی شود .
ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻧﺎﺩﺭ ﻗﺼﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﺯﻳﺮﺵ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮﺩ
ﻭﺯﻳﺮ ﮔﻔﺖ: ﺍﻳﻦ بچه بابک زنجاني بوده.
سرتوکلاه گذاشته

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
جوک

رفته بودیم مسافرت بعد منم معمولا تو مسافرتا خودمو نگه میدارم(چندشم میشه دسشویی عمومی برم.)حالا مامانم همش درحال اصرار بود که پاشم برم دسشویی.بعد شب شده بود گفتاگه میخوای دم در وایمیسم تا بیای(فکر میکنه به خاطر سوسک نمیرم)حالا منم درگیر تبلتم بودم حواسم نبود گفتم:
مرسی میل ندارم!
مامانم:0__0
من بعد از فهمیدن سوتی:×__×
امضا:خانوم دکتر مملکت

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
جوک

رفته بودیم مشهد(متاسفانه موقع زلزله ها)بعد همینطور که از حرم برمیگشتم بابام دم مغازه ها وایمیستاد سوال میپرسید.ما هم رفتیم تو دیدیم یارو داره درباره اینکه چه زعفرونی خوبه و اینا برا بابام حرف میزد.خدا شاهده دو ساعت فقط داشت فک میزد آخرش گفت خوب از کدوم نوع بدم خدمتتون؟
بابای منم برگشت گفت ما خودمون بچه قائناتیم زعفرون میفروشیم خواستیم از اطلاعات شما بهره مند شیم.
این برنامه سر نبات فروشیا هم بود تازه!
بابای اسکل کنه ما داریم؟
امضا:خانوم دکتر مملکت

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
جوک

یادمه یه بار زنگ زدیم همینطور سر زدنی بریم خونه یکی از دوستای بابام و غذامونم(همبرگر بود)ببریم با هم بخوریم بعد اونا هم غذا داشتن(عدس پلو بود)گفتیم اشکال نداره و خلاصه جمع کردیم و رفتیم خونشون.سفره پهن کردیمو غذاهارو آوردیم.بعد من فقط همبرگر میخوردم.خانم دوست بابام بهم گفت عزیزم عدس پلو هم بخور.منم عدس پلو دوست نداشتم(الان بهم میگین کج سلیقه)حواسم نبود گفتم:
-من غذای مامانمو دوست دارم.
بنده خدا آب شد.
امان از دهه هشتادیا......
امضا:خانوم دکتر مملکت

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
جوک

من قبلا میدیدم سوتی لفظی میدین فکر میکردم اصلا خنده نداره تا اینکه برا خودم پیش اومد.
داییم اینا اومده بودن عید دیدنی بعد گفتن بنز ای دویست برنده شدن.منم یه دوست دارم میگه داییش ای دویست و پنجا داره.اومدم برای داییم تعریف کنم گفتم:
-دایی من یه دوست دارم میگه داییش تو کار صادرات و وادرات ماشینه...
داییم-چی؟
من-صادرات و وادرات ماشین...
داییم-صادرات و چی؟
من-وادرات.
داییم-وادرات؟
در این لحظه گویی که تی ان تی روشن کرده باشن منفجر شد.خودمم هنگ کردم چرا گفتم وادرات به جا واردات.
زنداییم درحالی که اشکشو پاک میکرد گفت:
-مثه ماجرا بِهشَت منه!
بعد داییم گفت:
-تو خیابون بودیم .... (خانومش) قرار بود آدرس بده.گفت از اینجا برو خیابون بِهشَت.برام سوال شد گفتم خیابون بِهجَت نیس؟گفت نه ولی شاید خیابون بِهَشته!دیگه شک کردم کاغذو ازش گرفتم دیدم نوشته خیابون بِهِشت!
میدونم سوتی اینجوری خنده دار نیست ولی مدیونی اگه خندت گرفت نلایکی!
امضا:خانوم دکتر مملکت

D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
جوک

هر کی بخواد با من زندگی کنه باید به یه زبان خاص مسلط باشه.
اصلا معلوم نیست فارسی حرف میزنم انگلیسی عربی کره ای آلمانی!
مثلا یه نفر داره میره:
من-وِر میری؟(کجا میری؟)
گشنمه:
من-انا هانگری.(من گشنمه)
میخوام بگم کنترلو بده:
-گیو می نوج(کنترلو بده)
میخوام بگم غذا خوب نشده:
-وات عه چلچت ایموسینگ.(چه غذای بدی)
میخوام بگم به تو چه:
-یو رو سننه.(تو رو سننه)
و هزاران الفاز دیگر!
امضا:خانوم دکتر مملکت