اون گربهای که یه سال علاف و تنها توی حیاط خونهمون ولگردی میکرد، یه چند روزیه نیمهی گمشدهش رو پیدا کرده و آوردتش توی حیاط.
هروقت نگاشون میکنم، بهم میگن: ببین ما به همدیگه رسیدیم، ولی تو به هیشکی نرسیدی. ^_^
خیلیم صحیح و دندون شکن. :D
@Abercrombie · ۱۲۴ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۷ رأی)
اون گربهای که یه سال علاف و تنها توی حیاط خونهمون ولگردی میکرد، یه چند روزیه نیمهی گمشدهش رو پیدا کرده و آوردتش توی حیاط.
هروقت نگاشون میکنم، بهم میگن: ببین ما به همدیگه رسیدیم، ولی تو به هیشکی نرسیدی. ^_^
خیلیم صحیح و دندون شکن. :D
حالا چه اصراری بود به اینکه حتما بعد از زنگ خونه بزنن همدیگه رو کتلت کنن.
مگه توی زنگ تفریح نمیشه دعوا کرد؟ :|
مرتضی پاشایی یه آهنگ داره به اسم "من اونیم که".
فک کنم برا یکی از کاربرای باحال فورجوک خونده که اسمشم همینه.
پس نتیجه میگیریم که پاشایی یه زمانی به فورجوک سر میزده و جوکای ما رو میخونده و دلش شاد میشده! :))
به سلامتی هممون که دلمون میخواد دل بقیه شاد باشه و شاد بمونه! :)))
زنده باد فورجوک!
دَمِ زندگی گرم،
که بدون گارانتی،
داره ما رو سرویس میکنه!
اونقد با آبمیوه پاکتی خو گرفتیم که نفهمیدیم ساندیس کی و چطوری از بینمون رفت.
لامصب، بی خداحافظ آخه؟ :|
ینی حتی توی مولکول آب هم میشه مثلث عشقی رو دید.
دوتا هیدروژن سر یه اکسیژن هی دعواشون میشه. D:
وضعیت فعلی برنامههای صدا و سیما:
شبکه ۱: پایتخت ۱
شبکه ۲: پایتخت ۲
شبکه ۳: پایتخت ۳
شبکه ۴: پایتخت ۴
شبکه تهران: که از اسمش معلومه همش درباره پایتخته!
تو فیلما و سریالا همیشه توی قسمت آخری یا دقایق آخری دو نفر باهم ازدواج میکنن! :/
ینی یه بارم نشد قبل از کشتن غول آخر باهم ازدواج کنن! همش بعد از ماجراجوییها و تحمل سختیها شرایط ازدواج فراهم میشه! :/
آهنگ جدید و فوقالعاده زیبای مایکل جکسون به نام "الکی مثلاً من مرتضی پاشاییام."
به زودی در گورستانهای سراسر جهان. :دی
میریم مهمونی، فقط بخاطر موز.
میریم عیادت، فقط بخاطر کمپوت.
میریم میتینگ و جشن تولد، فقط بخاطر کیک.
میریم مراسم ختم، فقط بخاطر خرما.
میریم عروسی، فقط و فقط بخاطر صرف شام.
.
.
.
شکم پرستی تا چه حد آخه؟! :|
وجه اشتراک تقویم هجری قمری و شبکه چهار و چراغ زرد راهنمایی اینه که کسی به سهتاشون اهمیت نمیده.
تو فیلما یارو دوتا فوت میکنه، چای سرد میشه.
اونوقت من نیم ساعته روی لیوان خم شدم و نقش کولر گازی رو بازی میکنم. آخرش خود چایی زبون در آورد و خندید و گفت: داداش داری اشتباه فوت میکنی! :دی
آمپول هم آمپولهای قدیم!
قبلاً جوری بودن که ارواح اجدادتو جلو چشت میاوردن.
الآن آمپول که میخوری، قلقلکت میاد و به پرستار میگی: یه دونه دیگه! یه دونه دیگه! ^_____^
وقتی بهم زل میزنی، دیگه نفس نمیکشم..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
از بس چشات شبیه گورخر استرالیاییه، میترسم از آرامشم!
به بعضی از ورّاجها هم باید گفت:
ببند، واسه تو کاری نداره!
ببند، دیگه زر نزن دوباره!
بعله! :/
توی سوپرمارکت بودم، همینطوری دستمو گذاشتم روی ترازوی دیجیتال، یه کم محاسبات کرد و بعدش، مبلغ کل رو زد ۱۹۷ ریال!
چقد بی ارزش شدیم. :|
فقط روی پاکتِ کیکهای ایرانی میتونین عکسِ سلفیِ مدیرِ شرکت و دوتا دخترش رو ببینین..!
سوباسا توپ رو مستقیماً شوت میکرد سمت تیرِ دروازه، بعد وقتی توپ برمیگشت، با قیچی برگردون گُلش میکرد.
خو آدم حسابی! از همون اول بزن زیر طاق دروازه، خیال خودتو و خودمونو راحت کن. :|
حالا این هیچ، کاکرو چهار متر میپرید هوا، سوباسا هم برای اینکه کم نیاره، اونم چهار متر میپرید هوا و اونجا دوتایی معلق موندن و با همدیگه کلکل میکردن، بعدش دوباره سه متر بالاتر میپریدن. :|
ولی جدا از اینا، واقعاً چطوری سوباسا و کاکرو بدون هیچ مشکلی یه شوت ترکیبی میزدن؟ :|
شما الآن برو یکی رو پیدا کن، یه شوت ترکیبی باهاش بزن. ینی اگه جفتتون کتلت نشدین، لااقل پای یکیتون قلم میشه.
خودنویس چیست؟
.
.
.
.
.
نوعی خودکارِ هوشمنده که خودبهخود مینویسه و برگهی امتحان رو براتون پُر میکنه.
شما هم با لبخند رضایت بهش زل میزنین و حالشو میبرین. :دی
اون دختری که شخصیت اصلی رمانه، دو رگهی ایرانی/کُرهایه.
بعد، اسم داداشاش کامبیز و چنگیز و عباس و غیرهس..
از اینورم اسم آبجیاش.. جونگ مین سون، پارک جی سونگ، اقدس سوسانو!