رفتم کوه میخواستم چایی درست کنم
داشتم دنبال چوب میگشتم
یه شاخه افتاده بود روی زمین هرچی میکشیدمش میرفت جلوتر
آخرش گفت حاجی اگه ناراحت نمیشی مارم :)
@maryam_esf · ۱۵۷ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۱۶ رأی)
رفتم کوه میخواستم چایی درست کنم
داشتم دنبال چوب میگشتم
یه شاخه افتاده بود روی زمین هرچی میکشیدمش میرفت جلوتر
آخرش گفت حاجی اگه ناراحت نمیشی مارم :)
یسری دیدم یه عده دور مصدوم جمع شدن گفتم برین کنار من پزشک�
رفتم بالا سرش ملت گفتن چرا کاری نمیکنی
گفتم من فقط تا همین جاشو بلدم????
آمبولانس اومد اول منو بخاطر شدت جراحت رسوند بیمارستان :|
بابام سالِ 54 با 45 تومن یه خونه خرید
من سالِ 98 با 45 تومن یه شـورت خریدم ????????
زیبا نیست؟!
بابام تازه یاد گرفته برا مخاطباش آهنگ زنگ جدا بذاره
رفتم تو گوشیش دیدم برا من کلا سایلنت گذاشته هیچ
عکس یه گاوم زده روش :////////////
بابام کلاس عکاسی میره
دیروز منو برده بود به عنوان مدل
استاده گفت هر کی بتونه ازین یه عکس قشنگ بگیره مدرکشو مید�
خود استادم هرچی سعی کرد نتونست :(
به نظرم این پاک کنا و فندکا باهم سر و سری دارن
اینا فرار میکنن میرن یجای دور زندگی میکنن باه�
وگرنه این حجم از غیب شدنشون طبیعی نیست :/
هر مشکلی که برام پیش میاد
میگم عربی دبیرستان که گذشت
این نیز بگذرد :/
✔دورَم شُلـوغــــــــــه
➕اَمّـــــــا بــــــــه اون
✖️ بـــــالا سرے قســـــم
--> پُشتَـــــمْ خـالیـــه
••COPY••
✘ما پآ نمیدیم...!
✘وآ نمیدیم ...!
✘تآ وقتے خدآ پشتمونہ ...!
✘بآ هر سگے رآ نمیریم!
✘ چون بیزآااااریَ�
✘اَز بودَن هآیے ڪہ
✘بآنَبودن ، فَرقے نَدآرَن
••COPY••
دختره تو پمپ بنزین ازم پرسید
تنظیم بادمجونی یعنی چی؟
منم باتعجب گفتم :تنظیم بادمجونی؟
گفت بله اونجا رو تابلو :نوشته
نگاه کردم دیدم نوشته تنظیم باد، مجانی :(
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الان سه روزه با کارگرای پمپ بنزین پیاده داریم میریم کربلا
دوماد خالم جهت مخالف قبله،،نماز میخوند
داد میزنم قط کن اشتباس
نمازش تموم کرده
خدا شاهده میدونین چی نشونم داد
قطب نما نشونم داده میگه شمال اینوریه
منو میگی |: o: :/
فک فامیل با سواده داریم?
میگویند
چرا سیگار میکشی.?
زیر لب آهسته میگویم این که چیزی نیست درد هم میکشم.!
من باشم تو باشی یه ظرف پر از لواشک
دیگه مهم نیس تو باشی یا نباشی D: !!!
ﺑــــــــﺮﺍی ﻫﻤﮧ ﭘــــــــﺎﯾﯿﺰ ﺑﺎ ﻣﻬــــــــﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻪ
اﻣــــــــﺎ ﭘــــــــﺎﯾﯿﺰ ﺯﻧـﺪﮔﮯ ﻣــــــــﻦ
از ﺟــــــــﺎیی ﺷﺮﻭﻉ ﺷــــــــﺪ ڪـﻪ ﻣﻬﺮ ﺗــــــــﻮ ﺗﻤﻮﻡ
ﺷــــــــﺪ
پشت ِ این بغض
بیدی لرزان نشسته که
خیآل می کرد با این بآدهآ نمی لرزد
منو به دست پامم بیوفتن دیگه پست نمیذار�
بابا قبول کنین من بی مزه هست�
خخخخخخツ
بعضیا
همچین با تعجب ازت میپرسن «یعنی دوست پسر نداری؟!! »
انگار دست و پا نداریم :)
گمشده این نسل " اعتماد " است نه " اعتقاد "
اما افسوس که نه بر اعتماد اعتقادیست و نه بر اعتقادشان اعتماد.
کسی چه می داند ؟
شاید "یاسين" قلب قرآن ،
همان
" یاحسین " باشد
اما بی سر !
التماس دعا
بذار
آدم بَدِیِ قصه من باش�
وقتی که دارم باهات همون جور رفتار میکنم که باهام رفتار کردی