ERZ **********MRT
داداشم اومد تو اتاقم گفت ممد جمعه اسباب کشی داریم میایی کمک؟
حرفش تموم نشده بود که چشمش افتاد به بطری زیر میز که شب قبل حسش نبود پاشم برم توالت، شاشیده بودم توش :/
بعد اون داستان اعضای خانواده نه ازم کمک خواستن نه باهام دست میدن و رو بوسی میکنن...!