e

eliiii_nsr

@الیانا · ۱۳۹ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۷ رأی)

e
eliiii.1600 ۱۰ سال پیش
جوک

چگونه ﯾﮏ بیشعور ﺷﻮﯾﻢ؟؟؟
ﻗﺴﻤﺖ ﺍﻭﻝ :
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺮﯼ ﺩﺳﺸﻮﯾﯽ ﺗﻮﯼ ﺩﻣﭙﺎﯾﯽ ﺁﺏ ﺑﺮﯾﺰﯾﺪ ﻭ
ﺩﻣﭙﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺍﺯ ﭘﺎﺕ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭ ﮐﻪ ﺷﺨﺺ
ﺑﻌﺪﯼ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺑﭙﻮﺷﺘﺶ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ
ﺧﯿﺴﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺑﺸﻪ !...
ﻗﺴﻤﺖ ﺩﻭﻡ:
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ
ﺑﺒﺮﯾﻦ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺧﺎﻣﻮﺷﺶ ﮐﻨﯿﺪ . ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮑﯽ
ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺭﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻣﻨﺤﺪﻡ ﺷﻪ
ﻗﺴﻤﺖ ﺳﻮﻡ:
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻮﻫﺎﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺣﻤﺎﻡ ﺳﺸﻮﺍﺭ
ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ،ﺳﺸﻮﺍﺭ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺣﺎﻟﺖ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺯ ﺑﺮﻕ ﺑﮑﺸﯿﺪ ﺗﺎ
ﻧﻔﺮ ﺑﻌﺪﯼ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﺮﻕ ﺳﮑﺘﻪ ﻧﺎﻗﺺ ﺑﺰﻧﻪ
ﻗﺴﻤﺖ ﭼﻬﺎﺭﻡ :
ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﺪ ﺍﺯ ﺣﻤﺎﻡ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﯿﺮ ﺍﺏ ﺭﻭ ﺗﻮ
ﺣﺎﻟﺖ ﺩﻭﺵ ﺑﺒﻨﺪﯾﻦ .. ﺗﺎ ﻧﻔﺮﺑﻌﺪﯼ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﯿﺮ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ
ﮐﻨﻪ ﺁﺏ ﺳﺮﺩ ﺑﺮﯾﺰه ﺭﻭ ﺳﺮ ﻭ ﺷﻮﻧﺶ ﺗﺎﺣﺪﻭﺩﯼ
ﻣﻨﻬﺪﻡ ﻣﯿﺸﻪ
قسمت پنجم:
وقتی زنگ در خونه رو زدی و در رو باز کردن دوباره زنگ بزن و بگو ممنون
... در باز شد
ﺩﮐﺘﺮ ﻫﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﺮضی نداری حالت خوبه خوبه

e
eliiii.1600 ۱۰ سال پیش
جوک

رفتیم یه عروسی خیلییییی باکلاس و شیک جرعت نداشتیم یه چیزی بخوریم.
اخه یه موز میخوردیم 3تا گارسون میومدن واسه جمع کردن یه پوست موز.
منو داییم(بزرگه ولی پایس)اومدیم کرم بریزیم یه موز یا چیز دیگه میخوردیم گارسونا رو صدا میکردیم بیان جمع کنن یه دفه دوبار صدا زدیمشون 6 نفر اومدن.
ینی قسم خوردن مارو نبرن جایی که دیگه اینطوری ابرو شونو پهن کنیم کف جوب^_^

e
eliiii.1600 ۱۰ سال پیش
جوک

زن و مردی واسه طلاق رفتن دادگاه
قاضی گفت شما سه تا بچه دارید ، چجوری میخواید بین خودتوون تقسیمش کنید؟
زن و مرد بعد از یه مکالمه و جر و بحث طولانی رو به قاضی گفتن:
باشه آقای قاضی ما سال دیگه با یک بچه بیشتر میای�
صبر کنید ، جوک هنوز تموم نشده!
۹ ماه بعد…
اونا دوقولو به دنیا آوردن

ح
حالاهرچی ۱۰ سال پیش
جوک

معلم علوممون هر جلسه که وارد کلاس میشه یه دعا میخونه
ماهم برای این که مسخرش کنیم هر دفه که میاد تو کلاس دستامونو
به صورت دعا کردن میگیریم بالا یه سوره رو می خونی�
اسکل نمیدونه دارین مسخرش میکنی�
تازه شم بهمون مثبت داد
خبر نداره 2 بار ماشینشو پنچر کردیم

ح
حالاهرچی ۱۰ سال پیش
جوک

کلاس چهارم ابتدایی بودم مامانم معلمون بود(خدا نصیب هیشکی نکنه)
داشتش جغرافی میپرسید
.
.
.
.
.
.
.
نوبت دوستم رسید.
مامانم:دو کویر ایران رو نام ببر.
دوستم:دشت کویر و....اممم..کویر لات(دقت کنید,لوت رو گفته لات)
مامانم:o_O
کلاس: :)))
خودش:^_^
بازم مامانم:)))

ح
حالاهرچی ۱۰ سال پیش
جوک

یه روز بابام رفته بود مسافرت کسی نبود که فردا صبح منو خواهرمو ببره مدرسه
خواهرگودزیلام ساعت 4 بعداز ظهراز خواب بیدار شده میگه مامان قراره با اژانس بریم اصن جوراااابام نیسسستننن حالا چیکار کنم؟؟؟
بعد5 دقیق فهمیده الان صب نیست ما هم هر وقت از خواب بعد از ظهر بیدار میشه سر کار میزاریم بیچاره رو
یه بارم برای بیشتر کردن تاثیرات سرکار گذاشتن لباس مدرسمو پوشیدم اونم رفت پوشید بعد که بهش گفتم به حد مرگ منو زد:(

ح
حالاهرچی ۱۰ سال پیش
جوک

داشیتیم با بچه ها پیاده از مدرسه میومدیم یهو یه سگ بزرگ از جلوی پای من دوستم رد شد ولی سرعتش بالا بود وقتی رد شد دیدمش
یه ذره رفت جلو پیچید جلو پای یکی از پسرای پلاس در اطراف مدرسه در ارض 3ثانیه 20متر دویید بیچاره اینقد خجالت کشیده بود که روشو هم بر نگردوند و ماهم تا 1 ساعت به این یارو میخندیدیم اونم سرعتشو بیشتر کرد و در شفق نیییییست شد.

ح
حالاهرچی ۱۰ سال پیش
جوک

نوه عموم ۱سالشه دو هفته پیش برای اولین بار ۸قدم متوالی بدون اینکه بخوره زمین راه رفته
مامان و باباش احساساتی شدن از خوشحالی چنان جیغ و دادی زدن که طفلکی شوکه شده دیگه سینه خیز هم نمیره
اونوقت من به مامانم میگم من راه رفتم تو چیکار کردی؟
میگه هیچی اولین کاری که کردم در کابینتارو با کش بستم!
تفاوت فک و فامیلارو می بینید؟