س

سهیلا

@بهارم · ۵۴ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۰۹ رأی)

ب
بهارم ۱۰ سال پیش
پیام

خدای من!!
تو چقدر با من مهربانی با این جهالت عظیمی که بدان مبتلایم.
تو چقدر درگذرنده و بخشنده ای با این همه کار بدی که من می کنم و این همه زشتی کردار که من دارم.
خدای من!!
تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله ای که من از تو گرفته ام .
تو که اینقدر دلسوز منی.
خدایا تو کی نبوده ای که بودنت دلیل بخواهد؟؟
تو کی غایب بوده ای که حضورت نشانه بخواهد؟؟
کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند.
بسته باد پنجره ای که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زیانکار باد بنده ای که از عضق تو نصیبی ندارد!!

ب
بهارم ۱۰ سال پیش
جوک

پسرعموم در حد بچه ای شش هفت ماهه بوده و زن عموم با لطافت در حالی که بغلش بوده داشته براش لالایی میخونده که یهو یک سوسک میببنه و با مهری مادرانه پسرعموی عزیزمو پرت میکنه روی سوسک و جیغ میکشه و فرار میکنه . این مطلبو در حالی که خودش غش و ضعف کرده بود برای ما تعریف کرد که ما هم از خنده ترکیدیم.
آخه زن عموی شجاع و سوسک کشه ما داریم ؟ آیا کودک آزاری به این نمی گن ؟ آیا استفاده از بچه به جای سلاح های دیگر درست است؟ از آخر هم نفهمیدیم سرنوشت سوسکه چی شده !!