ی وقت زشت نباشه یه کارگر با حقوق ماهیانه یه میلیون و خورده ای باید مالیات بده بعد یه سلبریتی با درآمد ماهیانه صد و پنجاه میلیون تومن معاف از پرداخت مالیات شده؟
داستان تکراری باج دادن برای رای جمع کردن...
هیهات...
بصیرت داشته باشیم.
@ما سه تا · ۱۵۱ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۹۴ رأی)
ی وقت زشت نباشه یه کارگر با حقوق ماهیانه یه میلیون و خورده ای باید مالیات بده بعد یه سلبریتی با درآمد ماهیانه صد و پنجاه میلیون تومن معاف از پرداخت مالیات شده؟
داستان تکراری باج دادن برای رای جمع کردن...
هیهات...
بصیرت داشته باشیم.
سال آخر دبیرستان ی معلم زبان داشتیم بنده خدا خیلی ساده بود.همش طعمه نقشه های شوم بچه ها بود.هر موقع حضور غیاب میکرد بچه ها میگفتن زارعی غایبه(حالا ما اصلا زارعی نداشتیم) اونم باور میکرد همش میگفت این چرا انقدر غییت میکنه نمرشو کم میکنم.
آخرای سال بود عملا کار خاصی تو کلاس انجام نمیدادیم چند تا از بچه ها قبل اومدنش کلاسو پیچوندن رفتن بیرون.حالا اومد تو کلاس حضور غیاب کرد فهمید اونا نیستن اسماشونو نوشت رو ی برگه بچه هام گفتن خانم زارعی ام نیست خلاصه اسم اونم نوشت بعد بلند شد با نماینده کلاس رفت پیش مدیر.واااای مدیرمون تا لیستو دیده بود گفته بود زارعی کیه؟اینا اصن زارعی ندارن خانم فلانی شما رو گذاشتن سرکار ب نمایندمونم گفته بود خیلی بیشعورید:)))
ینی میخوام بگم این همه مدت نفهمیده بود:(
دو سال پیش ک عموم فوت شده بودن شب قبل از مراسم تشیع جنازه خونه عموم بودیم،همشم مهمون میومد و میرفت. همه ام خیلی ناراحت و مشغول تلاوت قرآن .آقا یکی از فامیلا اومد ثواب کنه برگشت گفت الفاته محمد صلوات (الفاتحه مع الصلوات)من فقط ی لحضه از شدت خنده شروع کردم ب سرفه کردن.بعدش ی نگاه کردم ب بقیه ببینم اونام متوجه شدن یا نه که دیدم همه در حالت عادی ب سر میبرن.ب خودم گفتم خاک تو سرت همه از شدت ناراحتی اصلا متوجه نشدن اونوقت تو خندت گرفته.ینی تا آخر شب من هی یادش میوفتادم خندم میگرفت.خیلی وضعیت بدی بود.
چن ماه بعد ک ی جا دور هم جمع شده بودیم دخترعموم اعتراف کرد ک اونم شنیده ولی نگاه کرده دیده کسی حواسش نیس.
اونجا بود فهمیدم بقیه ام فهمیدن ولی کسی چیزی بروز نداده.
مدیر دو تا مطلب میخواستم بگم ک ذهنمو مشغول کرده
میشه تائید کنی؟
یکی از بچه ها اسم کاربریش چند تا مربع سفیده نمیدونم خودش میدونه و کلا اسمش همینه یا قصدش چیز دیگه ای بوده و اینجا نشون نمیده.ببخشید چن وقته درگیر این مسئله ام:)
ی چیز دیگه ام اینکه یکی از بچه ها اینجا گفت اهل چهاردانگس،چهاردانگه تهران یا مازندران؟من چهاردانگه تهرانم و وقتی پیام ایشونو خوندم کلی ذوق کردم ک ی فورجوکی رو ب این نزدیکی پیدا کردم.۰چون همیشه یکی از دغدقه هام اینه ک بدونم آدمایی ک دورمن عضو فورجوک هستن یا ن؟دیونه ام خودتونید:)
خوشحالی ترابی بعد از گل:
????تنها راه نجات کشور = اطاعت از رهبری
مهدی ترابی تو مصاحبش میگه من سیاسی نیستم ورزشکارم اما ب عنوان ورزشکار فهمیدم واسه نجات کشور باید از فرامین رهبری اطاعت بشه...دمت گرم با غیرت
مسئولی که خودتو زدی به خواب،به نظرم دیگه بیدار شو
با وعده کنسرت میرن به یکی رأی میدن، کنسرت رو آزاد نمیکنه هیچ،برادر اون که بهش رای دادن هم اختلاس میکنه، بچه های وزراش پول میدزدن، مدیراش مفسد اقتصادی میشن، خودش اقتصاد رو نابود میکنه و ... دست آخر میشینن میگن پول هامونو دارن اربعین تو کربلا خرج میکنن!
شماها چی مصرف میکنید لامصبا.
رابین شور
کاش ب جای اینکه یه سری برنامه های ارزشی(مثه سمت خدا) رو مسخره کنیم یا باهاش شوخی کنیم بیایم چیزایی ک واقعا ارزش دیدن نداره و داره منکراتو توی جامعه ترویج میده (مثه مانکن و رحمان ۱۴۰۰و هزار پا و..) رو تحریم کنیم...
واقعا که ارزش ها عوض شده!!!
________________
ادمین: کلا بیاید به جای اینکه به هم بپریم به سلایق یک دیگر احترام بزاریم و اصلا مسخره نکنیم
سلام دوست فور جوکی عزیزمMasoom ^__^ جانننننن:)
خواستم بهت بگم پستات خیلی لطیف و با احساسن و از خوندنشون لذت میبرم.منتظر پستای نابِ بعدیت هستم:):)
امیدوارم تائید بشه
تبلیغای تلویزیون عالیه
طرف از سرکار میاد یه خونه داره هیجده هزار متر
دوتا بچه داره با موهای طلایی متولد پاریس
بعد نهار کنسرو لوبیا میخورن
طرف تو بیو تلگرامش نوشته:منو یاد چال لپم میندازی!آخه فقط موقع خنده و شادیام پیدات میشه.
فهمیدیم چال داری مشتی
ما ترکا تو ماه رمضون نه تشنه میشیم نه گشنه.فقط چای سوز میشیم...
وقتی یکی بهم میگه طاعات و عباداتت قبول،من و خدا زیرچشمی به هم نگاه میکنیم و سعی میکنیم نخندیم.
زن ها وقتی میخندند
انگار دنیا میخندد
میگویید نه؟
به خنده های مادرتان فکرکنید...
(دورش میگردد)
"به تو چه اسمم چیه" عزیز،خیلی ممنون از تبریک تولدت،واقعا خوشحال شدم.
من متولد آخرین روز اردیبهشتم...
خوب باشی...
از بعد عید وقتی تو خیابون راه میری بیشتر پسرا یه پیراهن زرشکی با شلوار کرم پوشیدن!
گروه سروده؟
از این به بعد به جای جمله ی مهمون پشت دره بگید دشمن پشت دروازه هاست
اگه مهمون حبیب خداست پس تو خونه ما چیکار میکنه؟
بعد عید لیوان توی گونی برنجو بندازین تو تنگ ماهی قرمز جفتشون از تنهایی در بیان
توی خونه تکونی هرکی داوطلبانه گفت من میرم فلان جارو تمیز میکنم بدونید جاساز همونجاست...
کلا کسایی که عکس میگیرن معتقدن اگه خوب شه هنر و توانایی من بوده و اگه بدشه بدعکسی دیگه.چیکار کنم من؟