الان از ترامپ میپرسن سال ۲۰۲۰ رو سال چی نامگذاری میکنید؟
اونم میگه همون همیشگی، پاره کردن ملت غیور و فهیم ایران
@AKBAR57 · ۲۳۵۸ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۸۶۰ رأی)
الان از ترامپ میپرسن سال ۲۰۲۰ رو سال چی نامگذاری میکنید؟
اونم میگه همون همیشگی، پاره کردن ملت غیور و فهیم ایران
خیلیا هستن که عشقشونو فراموش نمیکنن ولی با یکی دیگه ازدواج میکنن!
*سریال مانکن*
یه اصفهانی با یه خانم کارمند ازدواج
میکنن و باهم قرار میزارن که خرج
خونه بعهده مرد باشه و اجاره خونه بعهده خان�
بعد20 سال آقاهه فوت میکنه خانمه
متوجه میشه خونه ملک شخصی آقاهه
بوده و این مدت از پول اجاره خرج خونه رو میداد!
غضنفر می ره جبهه بعد از دو روز برمی گرده.
میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟
میگه: بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن!!!
یبار یه آهنگ پلی کردم بعد الکی نشستم پشت پیانو استوریشو گذاشتم اینستا، یکی کامنت داد داداش تابلوئه خودت نیستی. گفتم از کجا فهمیدی؟ گفت آخه نمیشه با پیانو گیتار برقی زد .
خانما یه نوع قهر دارن که نه تو میدونی برا چی قهرن نه خودشون میدونن چرا قهر کردن فقط میدونن که باید قهر باشن.
تازه باید موقع نازکشی طوری نازشونو بکشی که قهر نکنن که چرا قهر کردن و تو متوجه نشدی که چرا قهرن!
به همین سادگی به همین خوشمزگی!
کاش حداقل خـدا میفهمید
که چقد دلمون میشکنه وقتی
آرزوهای مارو واسه بقیه براورده میکنه...
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگرد�
یکی از راه های رسیدن به خدا
پراید بود که اونم گرون شد!
داشتم توی گوشی فیلم میدیدم
زیر چشمی به بابام نگاه میکردم نیم ساعت بود زل زده بود بهم
برگشتم نگاهش کرد�
داد زد : این که نمرده خانوم ، تکون خورد
زیر حلوا رو خاموش کن!!!
جای "آنچنان رونق اقتصادی" ش هنوز درد میکرد که فرمود "آنچنان شبکه ملی اطلاعات را تقویت کنیم" که درد قبلی رو یادتون بره!
من انقدر تو خونه کم حرفم که پارسال عید تو خونه تکونی بابام داشت منم با وسایل اضافی مینداخت دور،
عموم اومد وساطت کرد نذاشت !!
رازبقا داشت میگفت لاشخورهاااا در حال نزدیک شدن هستند.
یه دقیقه بعد شوهرعمم اینا زنگ آیفون رو زدن.
حقیقتا برگام ریخت از این پیشگویی
یادتونه ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯿﺴﺘﺎ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ
ﻻﻣﺼﺐ ﺳﻮﺑﺎﺳﺎ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ میگفت:
ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺒﺮﯾﻢ
ﻣﯿﺰﻭﮔﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮﺍ ﻣﯿﮕﻪ:
ﺩﺭﺳﺘﻪ ﺳﻮﺑﺎﺳﺎ ما میبریم!
تازشم کاکرو ازون سمت زمین تو دلش میگفت نمیذارم ببرید!
یادش بخیر ، چقدر دلا به هم نزدیک بود قدیما.
چقدرم ما اسکول بودی�
مدل درس پرسيدن بابام اينجورى بود كه فقط يه سؤال ميپرسيد. اگه بلد بودم ميگفت تو كه بلدى، پاشو برو گمشو؛ و اگه بلد نبودم ميگفت تو كه هيچى بلد نيستى، پاشو برو گمشو بخون
اما خدا به هیچکس مثل اصحـاب کهـف حال نداد...
ساعت 5 بعد از ظهر ایمان اوردن تا 9 رسیدن تو غار گرفتن خوابیدن 300سال بعد پاشدن یه صبحونه سبک خوردن و مردن و رفتن بهشت...
پارتی داشتن فکر کنم!
بازگشت به زندگی فقط اونجایی که
معلم اشاره میکرد شما بیا پای تخته، میگفتی: آقا اجازه ما؟!؟
میگفت: تو نه، پشت سریت
قشنگ یه دور میرفتیم تو کما و بر میگشتی�
فرمون دادن پسرها:
بیا بیا بشکون بیا بیا برگردون حله دادا.....
فرمون دادن دخترا:
بیا بیا بیا نه! اینطوری نیا! برو جلو! بیا بیا بیا بیا،نه!!! برو جلو از اول! بیا بیا واااای نیا نیا لهم کردی نیا نیا دیگه
روایت داریم هنوز داره میاد
پدر من سی سال پیش حق طلاق داده به مادر�
ازش دلیلشو پرسیدم گفت وقتی یه زن دلش باهات نباشه و نخواد که توی زندگیت باشه با اجبار نگه داشتنش ظلم به
خودته...
مدیر حراست ما نظر لطفی به من داره. بهم گفت:" فلانی یک جوان خوب سراغ نداری ؟ میخواهیم یکنفر رو استخدام کنیم"
بهش گفتم :" یک جوان میشناسم معروف است به امین بودن و خوش اخلاقی .. سلامت است و انسان معتقدی است ... اما به ظاهرش خیلی میرسد. موهایش را بلند میگذارد و روغن میزند بسیاری از درآمدش را صرف عطر میکند. و البته دو نفر از عموهایش از معاندین اسلام هستند"
خندید و گفت:" بابا این که میگی وضعش خیلی خرابه. با ما و شرایطمون سازگار نیست. اینجا همه بچه هیئتی و مسلمون و انقلابی هستند. اصلا نمیشه نزدیک اداره ما هم بیاد"
بهش گفتم :" اینهایی که من گفتم مشخصات پیامبر اسلام (ص) بود"
هر دو نفر ساکت شدیم و دیگه صحبتی نکردیم!!i