د

دختــــر بنــــدر

@حسرت دیروز · ۳۶ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۵۹ رأی)

د
جوک

یــه جــوری مــیــگــن ســربــازی پــســرا رو آدم مــیــکــنــه انــگــار حــیــوون درنــدن
.
.
.
.
.
.
.
گــنــاه دارن ایــن گــوگــولــیــا
یــه گــوشــه نــشــســتــن ابــروهــاشــونــو تــمــیــز مــیــکــنــن
چــیکــارشــون داریــن آخــه ^___^

د
پیام

«خیلی این متنو دوس دارم»
“پسر بودن یعنی بی پول عاشق نشی”
“پسر بودن یعنی حرفایی که میمونه تو دلت”
“پسر بودن یعنی مرد که گریه نمیکنه “
“پسر بودن یعنی همیشه بدهکار بودن به همه”
“پسر بودن یعنی بعد سربازی روز اول کلی تحویلت میگیرن روز دوم به چشه زالو نگات میکنن”
“پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی”
“پسر بودن یعنی کمک حال هر چی کار سخت بودن...

د
جوک

دیــشــب مــامــان بــزرگــم حــالــش بــد شــد بــردیــمــش بــیــمـارســتــان.. حــالــا پــرســتــاره هــر چــی مــیــگــشــت نــمــیــتــونــســت رگــشــو پــیــدا کــنــه کــه واســش ســرم بــزنــه.. یــه دفــعــه اســبــی (عــصــبــی) شــد بــرگــشــت بــه مــامــان بــزرگــم گــفــت : اَه مــادر مــن شــمــا کــه رگ هــم نــداری کــه.. مــامــان بــزرگ مــا هــم نــه گــذاشــت نــه بــرداشــت بــهــش گــفــت : نــه نــنــه.. مــن اگــه رگ داشــتــم کــه ایــنــجــا نــمــیــومــدم..
مــا کــه داشــتــیــم تــخــتا رو گــاز مــیــزدیــم از خــنــده ^___^
مــامــان بــزرگــه حــاضــر جــوابــه مــن دارم عــایــا؟؟
قــربــونــش بــرم الــــــهـــــــــــــی

د
جوک

ایــن فــرنــد جــدیــدمــه
(ツ)
[]/
/
اســمــش لــقــمــانــه..
مــیــخــواس ادب بــیــاموزه ، دنــبــال یــه مــشــت بــی ادب مــیــگــشــت..
مــنــم یــاد شمــا افــتــادم..
بــیــزحــمــت یــادش بــدیــد ، طــفــلــی خــیــلــی چــشــم و گــوش بــســتــس..
لــقــمــان ، بــچــه هــا..
بــچــه هــا ، لــقــمــان..

د
جوک

آغا بعد از 5 ساعت خسته و کوفته از کلاس اومدم میخوام آب بخورم.. مامانم لیوانو از دستم گرفت آبو ریخت توی یه لیوان دیگه و داد دستم..
من:خب مادر من ، این چه کاریه خب؟؟؟ تو همون میخوردم دیگهO_O
مامانم:نه.. از اون لیوان فقط همین یکیو دارم.. همش شکسته ^__^
من:جدی؟؟؟؟ مامان تو که اینا رو دو هفته پیش گرفته بودی O_O
گودزیلا:وقتی هر روز صب با صدای شکستن شیشه پا میشی انتظار نداشته باش که همین یه دونه هم تا الان سالم مونده باشهㄟ(ツ)ㄏ
لامصب با حرفاش رسما دهن آدمو سرویس میکنه..
بابام میگه میخوام معرفیش کنم به آقای ظریف با خودش ببرش مذاکره تا تحریما رو برداره ^___^
والا بوخودا..

د
پیام

آهای اونایی که میگین «تابستون ادای پاییزو در میاره»
.
.
.
.
.
.
اگه راست میگین یک روز ، نَه یک ساعت بیاین گناوه(واقع در استان بوشهر)..اگه تونستین از زیر گرمای آفتاب زنده بیرون بیاین من میرم جلو آینه تف میکنم تو صورت خودم..
بابا ما مردیم از گرما اینجا..
هر وقتم به هر کی میگی هوا گرمه برمیگرده میگه « الان فصل خرما پزونه»
خـــب اگـــه مـــن خـــرمـــا نــخــوام بـــایـــد کــیــو بــبــیــنــم؟؟ :(((

د
پیام

حتما بخونید.. زیباست..
مردی بار سنگینی از نمک بر پشت الاغش گذاشته بود و به شهر میبرد تا آنها را بفروشد.. در مسیر به رودخانه ای رسیدند.. هنگام رد شدن از رودخانه پای الاغ سر خورد ودرون آب افتاد..الاغ وقتی بیرون آمد بار نمک در آب حل شده بود و بارش سبکتر شده بود..
روز بعد مرد و الاغ بار دیگر راهی شهر شدند وبه همان رود رسیدند.. الاغ با بخاطر داشتن اتفاق دیروز خود را به درون آب انداخت و بار خود را سبکتر کرد.
مرد که بسیار ناراحت شده بود با خود گفت:اینطوری نمیشود. باید به جای نمک چیز دیگری برای فروش به شهر ببرم.
فردای آنروز مرد مقدارزیادی پشم بار الاغ کرد.. هنگام گذشتن از رودخانه الاغ بار دیگر خود را به آب انداخت.. اما وقتی بلند شد مجبور شد باری چند برابر قبل را تا شهر حمل کند..
.
.
.
.
نتیجه:بسیاری از مشکلات ما در زندگی ناشی از این است که متوجه تغییرات نمیشویم و با استراتژیها والگوهای قدیمی به استقبال شرایط جدید میرویم..

د
جوک

آغا ما دیشب رفته بودیم احیا... بعدش به آبجیم گفتم بیا بریم وضو بگیریم... وقتی رفتیم وضو خونه دو تا دختربچه حدودن 5-6 ساله رو دیدم که با هم دوست بودن... یکیش وضو گرفت و میخواست بره که دوستش بهش گفت خب صبر کن تا منم وضو بگیرم باهم بریم دیگه.. ولی اون گفت من حوصله ندارم وایسم ، الان دعا شروع میشه...
میدونین دوستش بهش چی گفت؟؟؟
گفت:امشب فرشته ها میان رو زمین و همه ی دعاهای آدما رو مستجاب میکنن ولی اگه حق الناسی بر گردنت باشه دعاهات مستجاب نمیشه... حلالت نمیکنما...
دوستش هم واسش صبر کرد..
صداشون زدم گفتم خوشگلا واسه منم دعا کنید... شماها دلتون خیلی پاکه... قدر خودتونو بدونید...
واقعا باید زندگی کردن رو از این بچه ها یاد بگیریم...

د
پیام

آیا معنی کلمه سپاس رو میدونید؟
سپاس کلمه ای صد در صد ایرانیست و یادگار زرتشت که همواره میگفت سه چیز را پاس بدارید:
پندار نیک "پاس یک"
کردار نیک "پاس دو"
گفتار نیک "پاس سه"
"پاس = پاسداشت و پاسداری از سه نیک"
و با گفتن سه پاس "سپاس" به همدیگر
یادآور این سه مورد مهم میشدند.
دروووووود بر زرتشت

د
جوک

در پاسخ به اون داداش عزیزمون(نشناختی؟امیرم) پست 203952 باید بگم که : درسته که دخترای پرفیس وافاده زیاد شدن... درسته که خیلی از دخترای این دور و زمونه دنبال خونه ی لوکس و ماشین مدل بالا و پسرای خوش تیپن... درسته که خیلی از اینا واسشون مهم نیست که دل یه پسر عاشق رو بشکونن و به خاطر پول ولشون کنن... اما اینو هیچ وقت یادتون نره که دخترای نجیب و خانوم و کم توقع و باوفا هم کم نیستن... اینا واسشون خونه ی لوکس و ماشین و تیپ و قیافه مهم نیس...واسشون این مهمه که طرفشون یه دل پاک و عاشق و باخدا داشته باشه... همین...
لطفا همه رو به یه چشم نبینید
ممنون
یا علی

د
جوک

آغا شما تبلیغ این شکوبتیت(پتیت) رو دیدین؟
آخرشم میگه برای اولین بار در ایران..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
من یادمه 5 سالم بود.. میرفتم از بقالی سر کوچه(به آقاهه میگفتم سوخَری.. اسمش سید غریب بود.. یادش به خیر) با 150 تومن یه شکلات پمادی با یه بیسکوییت پتی بور میگرفتم.. میاوردم خونه وسط دو تا بسکوییت شکلات میزدم و بیسکوییت ها رو میچیدم توی یه نعلبکی.. روشم کبریت روشن میکردم به جای شمع.. بعدش خودم و آبجیم عروسکامونو میچیدیم و واسشون تولد میگرفتیم.. خیـــلیــم کیــــــف میکردیم..
بعـــــله یه همچین بچه ی خلاقی بودم من..

د
جوک

چن روز پیش دیدم گودزیلامون یه نقاشی کشیده.. حالا مکالمه رو داشته باشین..
من:عزیــــــــزم چقد خوجله.. این دیگه کیه؟؟؟
اون:اولا مثل آدم حرف بزن اعصاب ندارم..دوما این کجاش خوشگله؟؟؟ این تویی.. خیلیم زشت کشیدمت تا چشت درآد...
من:ولی فک کنم نقاشیتو اشتباه کشیدیا..
اون:چرا مثلن؟؟؟میشه بپرسم کجاش اشتباس؟؟؟
من:چرا خورشیدو جلوی کوه کشیدی؟؟؟ خورشید خانوم که همیشه پشت کوهه...
اون:آخه نه که تو از پشت کوه اومدی خورشید هم جلوی کوه کشیدم.. حرفیه؟؟؟
به نظر شما اگه برگردم پشت کوه بهتر نیست؟؟؟ 0_O