ر

رویا

@گنجشکک اشی مشی · ۱۱۷ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۳ رأی)

آ
آباندخت ۹ سال پیش
جوک

چند شب پیش کارم تو آزمایشگاه طول کشید ب ترافیکم خوردم بعدم ماشینم خراب شد و مکافات کشیدم رسیدم خونه ساعت از 12 گذشته بود خلاصه تا بخوابم شد1 و خورده ای اینقدر خسته بودم ک هی از خواب میپریدم تازه خوابم داشت عمیق میشد که یهو صدای اژیر پیچید حالت سکته ای از خواب پریدم با صورت افتادم زمین با بدبختی ب گوشیم رسیدم جواب دادم دیدم خواهرمه نگو با دوستم ریختن رو هم زنگ گوشیم رو عوض کردن تا منو سکته بدن تازه خانم پرو پرو میگه کمت بود میخواستم بیام زنگ خونت رو هم بزنم حوصلم نکشید تا اونجا بیام
خداییش فک وفامیل سادیسمی من دارم? اخه چرا من?چرا?)))

آ
آباندخت ۹ سال پیش
جوک

یادمه بعد از جداشدنم از نامزدم خیلی از نظر روحی داغون بودم ی روز گیتاری رو ک برام خریده بود برداشتم رفتم کنار دریا. انقد گیتار. زدم تا دستام بی حس شد بعد گیتار رو گذاشتم رو اب مثلا باهاش قشنگ خداحافظی کنم تازه 4.5متر ازم دورشده بود یهو یکی از رواب ورش داشت شروع کرد ب دویدن. هیچی دیگه انقد خندیدم افسردگی و اینا رو کلا یادم رفت دزد گرامی هرجا هستی نوش جونت حلالت عزیزم
واقعا وطنم پاره تنم

آ
آباندخت ۹ سال پیش
جوک

امان از اعتیاد ب 4جوک
من روزایی ک 4جوک بروز نمیشه میرم صفحه قدیمیا جوکای قدیمیشون رو میخونم تا اینکه رسیدم ب عباس مستقیم تا کله رفته بودم تو گوشی نیشمم باااز خواستم ب اجیم بگم مهسا جون ی لیوان آب بم بده بلند گفتم عباس جون و مادر بشنیدندی و من بدبخت شدندی. مامان : چشم روشن عباس کیه? ها?چی بت میگه ک از صبح نیشت بازه?ها?
من:مامی بخدا عباس آقا از بروبچ 4جوکه همین
مامانم:همین ?گیس بریده حالا دوستی اینترنتی برقرار می‌کنه چ غلطا
اینجا خیابون من در حال پختن ای لاو یو 4جوک

آ
آباندخت ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از دوستای ابجیم خیلی لوسه و از خود راضی از قضا(قضی) از داداشم خوشش میاد داداشم ازش متنفره حالا ابجیم هی میخواد اینا رو بهم بچسبونه چندروز پبش یکی از عکسای اتلیه ای دختره رو اورده (دختره با سه من ارایش هنوز زشت یود) به داداشم میگه سارا رو ببین عینه سیبیه که با کیتی پری نصف شده فقط چشاش قهوه ایی داداشم زل زد تو صورت ابجیم گقت اره عین سیبی ک ی جا خوردی 2 جا ریدی چشاشم به همین خاطر قهوه ایی حالا کاری به ادبیات داداش مثلن مهندسم ندارم چشای ابجیمم قهوه ای اخه

آ
آباندخت ۱۱ سال پیش
جوک

ی دختر دایی گودزیلا دارم امروز اومده پیشم میگه رویا تو دوس داری بچه دار شدی بچت دختر باشه یا پسر؟
میگم دختر
میگه پس باید دنبال ی شوهر خوشگل بگردی اخه میدونی دخترا ب باباشون میر�
من@_@
ی ذره نگام کرد بعد گفت یچاره دخترت اخه شوهر خوشگل ک نمیاد تو رو بگیره پس دخترت عین خودت شکل مونگول ها میشه
بچه ها کسی اسید داره؟ میخوام اگه از سوختگی نمردم خودم رو بکشم