م

مانیار

@مانیار · ۸۴ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۱۹ رأی)

م
مانی پسر بد ۱۱ سال پیش
پیام

پست مخصوص
دلـــــم میخاد شب کنارم خوابیده باشی
بعد نصفه شب پاشـیو بیدارم کنی و بگـی خوابم نمیبره
منم بت بگم بکـپ دیگه توله
بعدش کلـی نـق بزنی^-^
بعد پاشـم با بالش بیوفتم به جونـت
قلقلکـــت بدم...
و محکم بغلــت کن�
صورتتو بین دو تا دستـام بگیرمو
بگم:تو نفس منی
اون وقته که سرتو اروم میذاری رو سینـه ها�
اون روز دیگه تو فقـط مال منی
مال خوده خودم

م
مانی پسر بد ۱۱ سال پیش
جوک

به دوس دخدرمـ زنگ زد�
اونمـ داشت با هندزفری بام حرف میزد
که اگه کسی اومد اتاقش بگه دارم اهنگـ گوش میکنمـ
گرم حرف بودیم که یهـو مامانش اومدتوی اتاق گفت با کی حرف میزنی؟؟؟
دوس دخدرمم هول شد گفتــ دارم اهنگ گوش میکن�
مامانش هم گفت بده گوش کنم
هیچی دیگه الان نیم ساعته دارم آی بربیاخ بربیاخ میخونم...
مامانش هم داره میرقصـه اصن یه وعضیه

م
مانی پسر بد ۱۱ سال پیش
جوک

صب از خواب پا شد�
از اتاق اومدم بیرون بلند داد زد�
صبــــــــــح همگی بخیـرر
خواهرم:زهر مار وحشی.. چته؟؟
داداشم:بدبخـت صبح ندیده باز با کی قرار داری؟؟
مادرم:خدا مرگت بده بچه زهلـــــم رفت
بابام:اگه این 23 سالو صرف یه گوسفنـد میکردم الان یه گله گوسفند داشت�
عاشق این ادبیاتشونم

م
مانی پسر بد ۱۱ سال پیش
جوک

مادرمـ تازه یاد گرفته اس ام اس بده
واســـم نوشته:ایا برای ناهار می ایی؟؟
جواب دادمـ:اری می ایـــ�
نوشته:از خودت مراقبت کن
جواب دادمــــــ: مادرمـ تو را بسیــــار دوست می دارمــــ
نوشتـه:فرزند صالحـــــ گلی است از گلهای بهشـــــت
خدایا این شادی ها رو از ما نگییــر

م
مانی پسر بد ۱۱ سال پیش
جوک

سر میز داشتیم شام میخوردی�
یه لحظه تشنم شد رفتم از یخچال اب خنک بیار�
.
پدرم گفت میری یکم سبزی بیار
مادرم گفت برام هم یکم دوغ بیار
داداشم هم گفت یکم برنج هم بریز تو بشقاب بیار
ابجیم هم گفت میری اونجا یکم برام نون بیار
به این نتیجه رسیدم ما دقیقا داشتیم چی میخوردیم؟؟