ه

هیرو

@heshu · ۳۱۸ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۲۶ رأی)

h
heshu ۱۰ سال پیش
پیام

دلم تا برایت تنگ می شود
نه شعر می خوان�
نه ترانه گوش می ده�
نه حرفهایمان را تکرار می کن�
دلم تا برایت تنگ می شود
می نشین�
اسمت را
می نویس�
می نویس�
می نویس�
بعد می گوی�
این همه او
پس دلتنگی چرا ؟
دلم تا برایت تنگ می شود
میمِ مالکیت
به آخرِ اسمت اضافه می کن�
و باز عاشقت می شوم
گروس_عبدالملکیان

h
heshu ۱۰ سال پیش
پیام

“ﺁﻫﻨﮓ” ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﺭﺍ،
ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﯼ!
ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻓﻬﻤﻴﺪ،
ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﻤﺎﻥ “ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ” ﺯﻧﺪﮔﯾﺖ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ…
ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ…
ﻭ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ” ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ” ﺧﻮﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﺎند!
ﻳﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ،
ﻣﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻃﻮﺭﯼ “ﺑﻨﻮﺍﺯﯼ”ﻛﻪ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ”ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ” ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ!
ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮﯼ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩﺕ دست بزنی...!

h
heshu ۱۰ سال پیش
پیام

ﮐﺎﺵ می ﺷﺪ
ﯾﮏ ﺻﺒﺢ
ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ:
ﺑﺎ ﺩﺳﺖِ ﭘُﺮ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ
ﺑﺎ لبخند،
ﺑﺎ ﻗﻠﺐ ﻫﺎﯾﯽ ﺁﮐﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ...
ﺍﺯ ﺁﻥ سوﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎ
ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ
ﻫﺮﮔﺰ ﻧـﺮﻭﻡ...!
"سید علی صالحی"

h
heshu ۱۰ سال پیش
پیام

ادوارد:
میدونی فرق بین درد و رنج چیه؟
آنا:
چه فرقی می کنه؟ وقتی دوتاشون بَدَن!
ادوارد:
وقتایی که باهات حرف می زنم و حَواسِت پیش یکی دیگه س... این میشه رنج!
آنا:
خب درد چیه اونوقت؟
ادوارد:
که با این حال بازم دوستت دارم...!
"سقوط عقاب ها / رابرت کیوساکی"

h
heshu ۱۰ سال پیش
پیام

گنجشکی
دکمه های جلیقه اش را می بندد
صدایش را صاف می کند
و در انتظار بیدار شدنت می نشیند.
بیدار شو! بیدار شو!
به جز من و تو و این گنجشک سپیده دمی
هیچکس در جهان نیست.
نه این که گمان کنی اتفاقی افتاده است
نه
کنار تو
من ه�
خواب رفته ام...!
"شمس لنگرودی"

h
heshu ۱۰ سال پیش
پیام

یکی از روزهای چهل سالگیت
در میان گیر و دار زندگی ملال آورت
لابه لای آلبوم عکس هایت
عکس دختری مو مشکی را پیدا می کنی
زندگی برای چند لحظه متوقف می شود
و قبض های برق و آب برایت بی اهمیت...
تازه می فهمی
بیست سال پیش
چه بی رحمانه
او را
در هیاهوی زندگی جا گذاشتی...!
"یغما گلرویی"