آقا گول این افق های چینی رو نخورین! مورد داشتیم رفته تو افق چین محو شه، پر رنگ شده؛.. جدیدا شبها هم شبرنگ میشه!
حالا خود دانین!
@malakroo · ۳۸ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۲ رأی)
آقا گول این افق های چینی رو نخورین! مورد داشتیم رفته تو افق چین محو شه، پر رنگ شده؛.. جدیدا شبها هم شبرنگ میشه!
حالا خود دانین!
غربت با غریبگی فرق میکنه! بفهم اینو!
نفهمیدی هم عجیب نیست!
اثبات حرفمه!
خلاصه بهتون بگم، مامان من هفت هشت ساله به "محسن یگانه" میگه "بهمن کاظمی" !!!!!
نه! آخه چه ربطی داره؟؟؟
O.o
به این واقعیت full HD. .. اینترنتم یه ماه قطع شه اگه دروغ بگم!
خواهشا یکی کمک کنه... این مساله هنوز برا من حل نشده!!!...
دقت کردین این گوشی های صفحه لمسی بزرگ در واقع یک نوع فلج دست رو بصورت شیک در شما ایجاد میکنن؟
.
.
.
والا! باید شونصد کیلو ژول انرژی مصرف کنی از هر ده تا انگشت کوفته قل قلیت مشتق بگیری، تا بصورت منحنی های مماس بر صفحه، تازه اشتباهی بکوبونی رو شماره استاد، sms رو بفرستی واسه اون!
چه کاریه آخه!
همچین لایک نمیکنی انگار تقصیر منه مهر شده!!!
سلا�
دیگه کارم داره به جایی میرسه که شب خواب ببینم مرده ام...
بعد مدیر 4 جوک و معاونش بجای نکیر و منکر اومدن دارن ازم سوال می پرسن...
جواب می دم ها! ولی هی میگن: بیشتر تلاش کن!
.
.
.
عاه! کابوسیه ها! خدا رو شکر برای این کارها از بین ملائک استخدام میکنن!
میگم هر از گاهی یه تکونی به اون حلقهاتون بدین دیگه خب ببینین توش چه خبره!
والا! اینقدر که ده ساله هرچی دم دستتون میاد، چپ و راست می کنین تو حلقتون!
خو الآن 2 روزه دارم دنبال «اعتماد به نفسم» می گردم نمی دونم آخرین بار کی برداشته کرده تو حلقش؟!!!
ای بابا!
صصص چیست؟
.
.
.
.
.
.
همون تلاش ناکام برای تایپ www تو نوار جستجو، در حالت فارسی زبان کی برد!
که معمولا با عبارت " ای بابا این که فارسیـــــــــه!" همراه هست!
.
.
.
.
بدتر از همه اون موذی ایه که میبینه ولی به آدم نمیگه درستش کن!
اعتراف می کنم 5 سالم که بود، فکر می کردم "قوه ی قضائیه" که تو تلوزیون میگن، (در واقع "قوه غذائیه" می شنیدم) یه سالن بزرگه که توش پر از میوه و برنج و گوشت و مرغه تا سقف! بعدشم این غذاها رو تو مغازه ها پخش میکنه!
چیه خو؟ کوچیک بودم دیگه! مث این گودزیلاهای الآن تبلت نداشتم که!
دستم اشتباهی بره رو اینترنت اکسپلورر اگه دروغ بگم!
آقا ما هر وقت داریم بازی استقلالو نگا می کنیم، تا میگیم "آندو" مامانم میگه:
- اصل اسمش حتما "آندرو" بوده. شما چرا میگین "آندو"؟
- مامان، اسمش "آندرانیک"ـه !
- خوب مخفف همونم میشه "آندرو" دیگه!
- حالا اگه مخففش هم بشه "آندرو" ، بهرحال ایرانیا بهش میگن "آندو"!
- خب چرا؟
- دیگه ببخشید! خب میگن دیگه کاریش نمیشه کرد! بیخیال!
بعد دو روز دیگه دوباره تا اسم آندو میاد، دقققققیقا همین دیالوگ ها برقرار میشه!
یعنی من مرده ی این آموزش خودکار و دائمی زبان انگلیسی مامانم ام!
لامصب از والا والا هم کاری تره!
گیرنده دیجیتال چیست؟
گیرنده ایست که میزان توجه تماشاگران به تلوزیون با احساساتی شدنش رابطه مستقیم دارد!
.
.
.
لا مصب هر دفعه داره تبلیغ کباب پز ملین و کفش بن تاک میده آینستا (= آینه+هست+ها!)
اما تا یه چیزی نشون میده که همه با هم داریم با دقت نگاش می کنیم هول میشه بچه! گیر میکنه!
بعضا مورد دیده شده که زیادی بهش توجه کردیم هنگ کرده!!!!
میگم اینجوری که همه پستهاشونو با «آقا» (= عاقا و عاقو و..!!!؟) شروع می کنن، فکر کنم اگر 4جوک تو کشور کره بود، همه پستهاشونو با «سرورم» یا «بانوی من» شروع می کردن!
آخرشم لابد بجای اینکه بگن: «پایه ی میز عسلی تو حلقم اگه دروغ بگم» میگفتن: «اگه دروغ بگم خواهش میکنم منو بکشید قربان!»!
به این تخیل full HD!
خیلی دلم میخواد وقتی یه نفر بهم بگه : با صندلی و قسطنطنیه و مجید اخشابی یه جمله بساز!
بهش بگم: «خودت با صندلی و قسطنطنیه و مجید اخشابی یه جمله بساز!»
چیه؟ جمله ی امریه دیگه!
به بعضیام باید گفت فکر نکن واسه بقیه لاتی ...
.
.
.
واسه ما هم لاتی!
برو خودتو اصلاح کن! برو!
یکی از فانتزی های من اینه که فضا نورد بشم، با یک تیم از دانشمندان و فضانوردان حرفه ای (البته نه به اندازه من ها!) برای ماموریت اکتشافی به سمت مشتری حرکت کنیم خیلی شیک و مجلسی ببینیم همیشه حق باهاش هست یا نه!
بعد سر راه سفینه خراب شه در حد اینکه ده ثانیه دیگه بترکه!
منم با یک حرکت جوکیتسو جانفشانی کنم سفینه رو تو مریخ فرود بیارم درستش کنم (همش تو ده ثانیه!)
بعد که کف همه برید رفت هوا (چون جاذبه نیست دیگه!) ، منم برم تو «افق مریخ» محو بشم!
بابا چیه این افق زمین؟ شلوغ شده دیگه جا سوزن انداختن نیست!
به این تخیل full HD!
دیدین؟
تو این فیلما نشون میده مرده میخواد از دست شیرها ، دایناسورها، مارها ، جن ها، ارواح خبیثه و ... فرار کنه ، اول با کلی ترفند می پیچونه. بعد میره تو یه اتاق، محکم در رو با یک حرکت جوکیتسو میبنده، کلیدشم قورت میده! بعد همینطوری که داره نفس نفس میزنه، برمیگرده میبینه... أععععع! یک عالمه دیگه از همون موجودات، توی همون اتاقن!!!!
فکر میکنین الکیه؟ نخیر!
مصداق واقعیش تو زندگی من اتفاق افتاده:
شب یهو پامیشم برقو روشن میکنم، دور وبرم رو خلوت می کنم، مطمئن میشم هیچی نیست ، بعد با یک حرکت جوکیتسو میرم زیر پتو همزمان برقو خاموش می کنم! بعد پتو رو دور تا دور خودم قفل میکنم که ....
همینطوری که دارم زیر پتو نفس نفس میزنم، ...میشنوم.... :
ویییزززز!....
یعنی دققققیقا همون حال نیکلاس کیجو دارم!
من خوابم خیلی سنگینه.
خیلی ها! خفن!
برای همین اعضای محترم خانواده چون میدونن دوباره راحت خوابم میبره، لطف میکنن خیلی راااااحت میان وسط خوابم ازم سوال میپرسن، میرن!!!!
یه بار یه بعداز ظهری خواب بودم . اتفاقا خیلی هم خسته بودم دور از جون عین جنازه!
بعد مامانم اومد بالا سرم پرسید : از ساعت چند خوابیدی؟
(که مثلا اگر زیاد خوابیده ام ، «رسما» بیدارم کنه!)
منم نمیدونم داشتم چه خوابی میدیدم (به جان شما!)که سوال مامانمو تو خواب، یه چیز دیگه میشنیدم!
با دهن بسته گفتم: واویل!
گفت: چی؟
دوباره زور زدم گفتم:وناوییینل!
گفت: چــــی؟؟؟؟
دیگه اینقدر زور خرج کردم ، دهنم باز شد خیلی واضح گفتم: هابیل! هابیل!
(منظور همون برادر قابیل بود!!!)
مامانم (o.O) : اوه اوه! بخواب! بخواب!
نکته انحرافی: خوبه گفتم هابیل! تصور کنید هر چیز دیگه ای که میگفتم رو....
دارم کنفرانس ادبیات می دم، میگم: این شعر رو یک شاعر امروزی به زیبایی گفته ، با کمک یک اسلوب و معادله ی معروف.
میگه: یعنی با کمک یک آرایه ی معروف؟!
میگم : پ ن پ، با کمک سعید معروف، با یک حرکت جای خالی!
مورد داشتیم شبکه 22 تلوزیونشون (شبکه افق) رو قفل کردن! می ترسیدن دستشون بره رو کنترل، محو بشن!
بجان این تخیل!