Iuminous واقعا خیلی خوشحال شدم هم ازینکه اومدی پاتوق هم اینکه اتفاق بدی نیوفتاده.ایشالا هرچی زودتر خوب شیوقدرسلامتیتو بدونی....
mona...Arak
من دلم روشنه که میاد.حتمااون روزتولدو یادش میوفته و میاد,یادش میوفته که چقد دوسش داریو بفکرشی.برات دعامیکنم عزیزم.
ATINA
خوش اومدیییی بدل نگیرگلم توتوی قلب هممونی دیگه نبینم بگی تنهام ها...پس ما چیکاره ایم؟
اول شخص غایب
خاطراتتو خیلی دوس دارم تو خیلی خاطرات قشنگی باشهاب داشتی,زندگیوداشتی که خیلیاحسرتشومیکشن اجی سحرم قربونت برم اون همیشه کنارتهخاطرت جمع باشه,فقط توخودتواذیت نکن چون اونم ناراحت میشه.
mehrabun
حرفات خیلی دپرسم کرد....
بایدباهردوشون یجوری بحرفی هم عشقت هم پدرت,ازشون دلیل بخواه واسه کاراشون....فقط جونه آجی کوچیکت خودتو اذیت نکن سخت نگیر آجی جونم راستی میدونستی فقط هشت روز ازم بزرگتر ی
خب داداش حامد میگم توأم موافقی ازین به بعد بچهها رنگ چشاشونو بگن؟
آخه خیلی دوسدارم بدونم....