بعضی حرف ها
بر لب اند
بعضی حرف ها
در چشم اند
بعضی حرف ها
در دل اند
و
من همه را
گرم گرم می نوشم
#کامران_موسوی
@Rana bala · ۵۱ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۵۴ رأی)
بعضی حرف ها
بر لب اند
بعضی حرف ها
در چشم اند
بعضی حرف ها
در دل اند
و
من همه را
گرم گرم می نوشم
#کامران_موسوی
من بودم و
دل بود و
کناری و
فراغی
این عشق کجا بود
که ناگه به میان جست؟!
بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند
قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد
عشق رازی ست که تنها به خدا باید گفت
چه سخن ها که خدا با من تنها دارد
فاضل نظری
یک دست
در جیب چپ
و دست دیگر
در جیب راست
این اندوه آشنا
تصویر پاییز است.....
ابرها
گاهی پرنده می شوند
گاهی شکل های دیگر
و گاه گاهی که به ندرت
شبیه من می شوند
می بارند!
ناصر رعیت نواز
هربار به تو فکر می کن�
یکی از دکمه هایم شل می شود
انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر می افتد
و چیزی به نبضم اضافه می شود
که در شعرهایم نمی گنجد
.
کافیست ترا به نام بخوان�
تا ببینی لکنت عاشقانه ترینِ لهجه هاست
و چگونه لرزش لب های من
دنیا را به حاشیه می برد
.
دوستت دار�
با تمام واژه هایی که در گلویم گیر کرده اند
و تمام هجاهای غمگینی
که به خاطر تو شعر می شود
.
دوستت دارم با صدای بلند
دوستت دارم با صدای آهسته
دوستت دار�
و خواستن تو جنینی است در من
که نه سقط می شود
نه به دنیا می آید
.
#لیلاکردبچه
تصميم گرفتم اين سري كه واسم خواستگار اومد بهشون بگم شما اومدين منو بگيرين اونا هم بگن بله بعد من ميدو ام و داد ميزنم: اگه ميتونيد منو بگيريد :))
ما
به تنهایی مدرنی مبتلا هستیم،
حتی این شهر
با همه شلوغی اش
خیلی شب ها
در کوچه ای تاریک،
آرا�
گریه می کند.
.
.
وحید پورزارع
تو به من گفتی "هرگز"...پاسخی سخت ودرشت و مرا غصه ی این هرگز کشت!
تمام راه ها را با تو دوست دار�
کوچه ها و خیابان ها با تو همیشه
به سمتی میروند که در انتهایش یک اتفاق دوست داشتنی انتظارم را میکشد!
تو باشی، خرداد پایان بهار نیست.....
آغاز دوست داشتن است!
تو باشی....
کافیست که تو باشی
تا بیخیال هر آرامشی،
دل بسپارم و بروم تا هر کجا که نمیدانم!
ببین....
تمام خط های موازی سرانجام به هم میرسند!
؟ آهای زندگی ...
..
..
..
..
..
..
..
..
..
هیچی، هیچی ...
راحت باش تو اعصاب نداری
یه چی میگ�
میزنی از این بدبخت ترمون میکنی...
کم نکشیدیم ازت ...
بخواب گلم ...
پیش پیش پیش
خداوند برای هرکس همون قدر وجود داره که او به خداوند ایمان داره...این ....
یک رابطه ی دوطرفه ست..
(روی ماه خداوند را ببوس -مصطفی مستور)
مراقب شمعدانی هایت باش ....
ماه اردی بهشت؛ ماه عاشقی های بی ملاحظه است ..
خط عمرم ؛ کف دستانم نیست...
به فالگیر بگو...
رد پاهای تو را ببیند....
سلام دوستان امیدوارم که خوب باشین:)
دوستای خوبم اگه از کسی خواهش میکنین که خاطراتشو بگه و اون فرد برا شما ارزش قائل میشه و با هزار عذاب مینویسه براتون، شما حق ندارین قضاوت بی جا کنین و دلشو بشکونین اون نه به لایک نیاز داره نه به هیچی هیچی فقط به آرامش نیاز داره به جای کمک کردن به دوستتون که حالش خوب بشه حالشو بدتر نکنین:)
(اگر هم خیلی کنجکاوین و همه چی براتون سوال میشه یه لحظه خودتون جای طرف بذارین بعد سوال بپرسین)
بعد اینکه کی قصه میگه یا واقعیت به خودش و خداش مربوط میشه نه به هیچکس دیگه ای:)
مراقب خودمون و حرفامون باشیم تا خدایی نکرده دل کسی رو ندونسته نشکونیم بچه های اینجا انقدر مهربونن که هیچ وقت راضی به دل شکوندن کسی نمیشن:)
من زیاد پست نمیذارم اینم فقط به خاطر دوستمه:)
وقتی باید باشی و نیستی هیج اتفاقی نمی افتد
فقط من ذره ذره ایوب میشوم.....
فکر کن در اواسط اسفند کسی را که دوستش داری، ناگهان در میان کافه ای دنج پیدا کنی و با او یک فنجان چای بهار نارنج بنوشی...
یا روی صفحه تلفن همراهت چهره مادرت ظاهر شود و صدایش آرامت کند که: «کجایی مادر؟ غدا خوردی؟»...
زندگی همین است؛ دیدن یک فیلم خوب در سینما و ساعت ها بحث با کسانی که از جنس تو اند...
زندگی یعنی سفر...
یعنی بستن یک چمدان با ذوق...
یعنی کاسه آبی که پشت سرت می ریزند...
زندگی یعنی یک جمع دوستانه که بعد از سال ها به هم رسیده اند و انگار هنوز سرشارند از حس نوجوانی گم شده...
زندگی یعنی زنگ در را که می زنی پدرت در را باز کند و با آن چهره ی خسته اما مهربان از پشت آن سبیل های پر پشت، سلامت را جواب بگوید...
زندگی یعنی برادرت، خواهرت، صدایت کند تا برایت چیزی را تعریف کند که تا به حال به کسی نگفته...
زندگی یعنی وقتی به خانه بر می گردی یک نفر دیگر خانه باشد تا چای داغ را کنارش سر بکشی و به این فکر کنی که تا سال جدید فقط چند روز باقی مانده....
صدای پای بهار را می شنوی؟
❂ﺟﻤﺎﻋـﺖ ﻣﺎ ﻣﯿﻨـﺎﻟﻦ ﺍﺯ
ڪمبود ﺩﺧـﺘـﺮِ ﭘﺎڪ
√•برادرم •√
ﻗَﺒﻞ ﺍﺯ ﺍینڪہ ﺩُﻧﺒـﺎﻝِ【ﻓــــــﺎﻃﻤـﻪ】ﺑﺎﺷـے
ﺧﻮﺩﺕ ○●ﻋــــــــــلے●○ ﺑـﺎﺵ❂...
متنی از كتاب "یك عاشقانه آرام" اثر نادر ابراهیمی
مگذار كه عشق، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود !
مگذار كه حتی آب دادنِ گلهای باغچه، به عادتِ آب دادنِ گل های باغچه بدل شود !
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ، پیوسته نو كردنِ خواستنی ست كه خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن.
تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟
عشق، تن به فراموشی نمی سپارد ، مگر یك بار برای همیشه .
جامِ بلور ، تنها یك بار می شكند . میتوان شكسته اش را ، تكه هایش را ، نگه داشت . اما شكسته های جام ،آن تكه های تیزِ برَنده ، دیگر جام نیست .
احتیاط باید كرد . همه چیز كهنه میشود و اگر كمی كوتاهی كنیم ، عشق نیز .
بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب می گیرند...
تنهایی،
شاخهی درختیست پشتِ پنجرهاَ�
گاهی لباسِ برگ میپوشد
گاهی لباسِ برف
اما، همیشه هست!