بابام داشت میرفت بیرون یهو بهم گفت عاغا اگه چیز غیرضروری لازم داری اس بده تا نخرم!!!!
قربونش برم.پیشاپیش روزت مبارک بابا
@ریحووون · ۱۴۹ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۳۵ رأی)
بابام داشت میرفت بیرون یهو بهم گفت عاغا اگه چیز غیرضروری لازم داری اس بده تا نخرم!!!!
قربونش برم.پیشاپیش روزت مبارک بابا
داداشم و خواهرم(گودزیلان)دعواشون بود.مامانم به خواهرم گف برو گوشیمو بیار زنگ بزنم به بابا بگم داداش اذیتت کرده.
گفت باشه ولی نگی منم اذیت کردما!
از دیکتاتوری من تو خونه همین بس که چون همش کنترل تلویزیون دستمه و یه لحظه هم ازم جدا نمیشه تو خونه ما همه به کنترل میگن"کبد ریحانه"
عاشق اون لحظه ام که معلم درس میده بعد میگه چه قدر مونده تا زنگ ما میگیم یه ربع.
میگه خب مبحث بعدی سنگینه تو یه ربع وقت نمیشه بگم کتاباتون رو جمع کنید!
خیلی سخته شبا بالشتتو دندون بگیری که کسی صدای هق هق گریه هاتو نشنوه...
.
.
.
.
.
.الکی مثلا من شکست عشقی خوردم!
فرق از خواب بیدار کردن من توسط مامان و بابام:
بابا:ریحان؟ریحان بابا؟پاشو دخترم.
من:هووووووومممممم؟
بابا:پاشو عزیز�
مامان:ریحان پاشدی؟
_پاشدی یا بیام بزنم تو سرت؟
من:هووووووومممممم؟
_هوم و کوفت.چه طرز حرف زدن با مادرته؟
ینی وقتی مامانم بیدارم میکنه تا دو ساعت بعد دست و پام میلرزه...
دقت کردین همه مردا وقتی پیرهنشونو اتو میکنید بهشون میدید اول یقشو نگاه میکنن؟
سلام دوستان کسی یه جای مناسب برای یه دختر تنها سراغ نداره؟
.
.
.
.
.
.
.
امروز کارنامه هامون رو میدن!
هییییییععی همه دخترا دغدغشون اینه که چی بپوشن من همه فکر و ذکرم اینه که چی بخورم.....
سلام به همگی من اوندفه حالم خیلی خوب بود پاشدم اومدم4جک اتفاقی بخش تنهایی رو پیدا کردم حالم حسابی گرفته شد.حالا منکه سنی ندارم(16سالمه)ولی خدمت همه آجیا و داداشای گلم به عنوان خواهر کوچیکتون عرض کنم همه چیو بسپارید به خودش درست میشه!درضمن خدمت اون آجی یا داداشی که اسمش(فسا رو عشقه)بود:همشهری سلام.خدا وکیلی خیلی ذوق کردم!
یکی از دلایلی که من به عنوان یه دختر گریه نمیکن�
.
.
.
.
.
.
.
.
.
لامصب وختی گریه میکنم خیلی زشت میشم.
گفت دوست دارم همیشه به پات میمونم.
آره دوسم داشت ولی عاشق یکی دیگه بود.
اون هیچوقت به"من"نرسید همیشه به پام موند...
مامانم بهم گفت ریحان جوراب کثیفی رو بشور چرکا رو بنداز تو سبد جورابش!
چرکا:-/
کثیفی;-)
مورد داشتیم پسره ابروش رو برنمیداشته،دماغشو عمل نمیکرده.تیشرت صوررتی نمیپوشیده!
مورد داشتیم دختره چادری بوده،آرایش نمیکرده دوس پسر نداشته!
فقط خواستم بدونید هنوز هم تو جامعمون اینجور دخترپسرا کم نیستن.
نشسته بودم بابام اومده پیرهنشو میگیره جلوم تکون میده میگه خب ببیندگان عزیز شمارو به دیدن مسابقات گاوبازی دعوت میکنم!
دیالوگ ماندگار در اکثر فیلم های ایرانی:عب نداره مگه دختر قحطه این نشد یکی دیگه!
اعتراف میکنم یه بار رفتیم مشهد شب بود و تو خیابون مشغول خرید بودیم که من گم شدم یه ایستگاه پلیس همونجا بود رفتم گفتم گم شدم بعد از پنجره اونجا بابامو دیدم از ترس اینکه بزنتم از یه ور دیگه رفتم اونم صدام کرد و یه پس گردنی بهم زد!
بابام میگه تو خوابگاه دانشگاه که بودیم هر وقت یه غذای خوب گیرمون میومد یه تف مینداختیم توش که کسی نره بخوره! :-(
نه خداوکیلی فک و فامیله مارو نگاه کنید!
یاد بگیرید.
ماجرای واکسن زدن من:
اول که به بابام گفتم بوبویی اگه من مردم حلالم کن.گفت حرف نزن اگه با واکسن زدن می مردی ده سال زودتر میومدم بهت میزدم.
بعد که رفتم تو اتاق به اون خانومه که میخواست واکس بزنه گفتم میشه بزنی تو دست راستم؟
گفت چرا مگه چپ دستی؟
گفتم نه میخوام دست راستم درد بگیره دیگه نتونم کار کنم!
موارد استفاده بطری نوشابه:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
عاغا خلاصه کنم همه چی توش هست(وایتکس،تاید،آبلیمو،آب،ریکا و...)به جز نوشابه!