وقتی یک سیاستمدار ساکت است اتفاق بدی میافتد. سیاستمدارها شبیه مرغاند٬ وقتی تخم میگذارند زیاد سر و صدا میکنند اما وقتی خراب میکنند، آرام آن را دفن میکنند...
عزیز نسین
@leila74 · ۱۹۳ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۷ رأی)
وقتی یک سیاستمدار ساکت است اتفاق بدی میافتد. سیاستمدارها شبیه مرغاند٬ وقتی تخم میگذارند زیاد سر و صدا میکنند اما وقتی خراب میکنند، آرام آن را دفن میکنند...
عزیز نسین
-یه فیلم ترسناک خوب بهم معرفی کن؟
+ سفر کن به ایران. سه بعدی تضمینی .....
بعد ازتو...
خیلی سخت خوابم می برد …
مثل دیشب …
امشب …
که هرچه تمرکز می کنم صدایت یادم بیاید
نمی شود …
و
آرزو می کن�
کاش بودی
فقط
اندازه ی یک ” شب بخیر ” کوتاه الکی !
کاش بودی ….
آل پاچینو: میگن آدم دوبار میمیره، یه بار وقتی که روح از بدنش جدا میشه، یه بارم وقتی کسی که دوسش داره برای آخرین بار صداش میکنه..
#رفقای_استوار
من؛ با صدای نفس کشیدنت ه�
عاشقی میکنم ...
حتی اگر آرام و بی صدا
خودم را بگذارم در دستهایت و بروم ،
حتی وقتی از کنارت رد شو�
برای پرت نشدن حواست
بوی تنت را پُک بزن�
نه!
تو را با هیچ چیز عوض نمیکن�
حتی با زندگی ...
سرگرد: جناب سرهنگ ! جسارتا "اعتراف تحت فشار"، ارزش قضایی نداره...
مسعود شصت چی: استیک که سرو نمی کنیم، داریم اعتراف میگیرم...
ارزش غذایی نداره که نداره !
مرد هزار چهره
باب: پاتریک چرا انقدر ناراحتی؟
پاتریک: امروز یه بچه رو دیدم داشت سر چهارراه گل میفروخت
باب: از دیدن اون بچه ناراحت شدی؟
پاتریک: نه
باب: پس چی ناراحتت کرده؟
پاتریک: همین دیگه، از این ناراحتم که فهمیدم دیدن اینجور بچه ها
انقدر واسم عادی شده که دیگه ناراحتم نمیکنه...
باب اسفنجی شلوار مکعبی
در عشق همیشه قدری دیوانگی نهفته است..
البته قدری خردمندی نیز همیشه در دیوانگی نهفته است.
فریدریش نیچه
-خیلی خوبه که آدم بتونه ناراحتی شو بگه!
از اون بهتر اینه که کسی باشه ازت بپرسه چرا ناراحتی ...
+از اونم بهتر اینه که اونی که دلت میخواد بیاد و از دلت دربیاره !
- از همه اینا بهتر اینه که اصلا اسباب ناراحتی نباشه
+ من که میگم می ارزه ناراحت باشی تا اونی که دلت میخواد بیاد و از دلت دربیاره ...
برنارد شاو
نمايشنامه ى ژاندارک
در شب تلخ جدایی عشق را نفرین مکن
این قضاوت، انتقام از بی گناهی دیگر است
روزگاری دل سپردن ها دلیل عشق بود
اینک اما دل بریدن ها گواهی دیگر است !
فاضل نظری
عاشق هم میشین مثل صادق هدایت عاشق بشین که میگه :
او را نه تنها دوست داشتم بلکه همه ذرات تنم او را میخواست . . . ! :)
عشق یعنی با من نباش برای من نباش تو فکر من نباش ولی خوب باش، سالم باش، خوشحال باش اصلا فقط باش !!!
و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که
غرق ابهامند!
نه،
صدای فاصله هایی که
مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ
می شوند کدر...
سهراب سپهری
همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خواب�
و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی
#شهریار
به كه بسپارمت اي خاك به بادت ندهند؟
به كه بسپارمت اي خانه كه ويران نشوي؟
دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.
دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان.
اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد. حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده.
دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد.
روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم.
دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم.
هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد ...
#به همین سادگی
قرن هاست
تو را در حد جنون دوست دارم .
هزار سال است
تو تمام نا آرام من هستی.
هزار سال است
من بیابان گرد تو هستم
و اکنون بعد از قرن ها
در کالبدی دیگر
حلول کرده ای
و من همچنان دیوانه تو .
آخر قصه های عاشقانه
همیشه درد آلود است
همیشه مجنون تنهاست
و لیلا در قصر ابن سلام غمگین.
محمد داریوش
خانم همسایمون رفته بود پیش همسایه دیگه حالا مکالمشونو ببینین:
+: همسایـــــــــه نمیدونم چرا دلم خیلی درد میکنه
_:درحال تلاش برای پیدا کردن راهکار(-_-)
پسرخانم_: خاله میخوای من بگم چیکار کنی خوب شی؟؟؟؟
+: بگو قررررربونت برم
پسر: خالـــه میدونی تو باید شیمیایی بزنی تا دلت سبک شه خوب شه. خاله اگه بلد نیستی نشونت میدم چجوری بزنی من هروقت حالم بده این کارو میکنم زودی خوب میشم... نگــــــــــــــــــــا......
+:(0_0)
_:($_$)
پسر: (^_^)
من:
روایت شده خانما از شدت شیمیایی وارده بخار شدن...
نمی دانم این زن ها و شوهر ها چطور از عهده این همه چیز بر می آیند. هر شب چند ساعت وقت صرف می کنند تا بچه هایشان را ببرند رخت خواب و برایشان از روی کتاب قصه ی بچه گربه های بی تربیت و فک های یونیفرم پوش بخوانند و بعد اگه بچه دستور داد، از سر شروع کنند به خواندن. در خانه ی ما پدر و مادرمان ما را فقط با دو کلمه می گذاشتند توی رخت خواب. "خفه شو" این آخرین چیزی بود که قبل از خاموش شدن چراغ ها می شنیدیم!
دوستی دارم که بچه هفت ساله اش فقط دوست دارد چیزهای سفید بخورد. اگر همچین چیزی می گفتم، پدر و مادرم می گفتند "بفرما" و یک کاسه خمیر جلوم می گذاشتند و پشت بندش هم چسب چوب و یا گچ. اصلا سخت گیر نبودند. قانون های آن زمان با حالا فرق داشت.
بیا با جغدها درباره دیابت تحقیق کنی�
دیوید_سداریس
....و عاقبت عشق خواهد آمد
روزي بي خبر تر از هرروز
آهسته آهسته
و
نرم نرمك
از پيچك روحت بالا ميرود
تمام تار و پودت را در هم ميپيچد
و
تو هيچ نخواهي فهميد
محصورت ميكند
بي آنكه بداني....
دست دلت كه لرزيد ،
خواب از پشت پلكهايت كه پريد ،
اسب نفسهايت كه چهارنعل تاخت،
دچار ميشوي
و بقول سهراب
دچار يعني عاشق....