Z

Zeinab

@Zeinabp · ۳۳۴ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۲۹ رأی)

Z
Z.p.74 ۱۱ سال پیش
پیام

ای کاش ادم رفیقشودوست داشته باشه نه به خاطررفع نیازش نه بخاطررفع شادی وغمش نه به خاطرزیبایی وحسن جمالش ونه به خاطراوقات فراغت وبیکاریش فقط به خاطراینکه اون طرف ارزش دوست داشتن روداره.اینم تقدیم به هرکی دوستمون داره ودوستش داریم

Z
Z.p.74 ۱۱ سال پیش
پیام

دکتر نيستم...
اما برايتان 10دقيقه راه رفتن،روى جدول کنار خيابان را تجويز ميکنم،
تا بفهمید عاقل بودن چيز خوبيست،
اما ديوانگى قشنگ تر است..برايتان لبخند زدن به کودکان وسط خيابان را تجويز ميکنم،تا بفهمید هنوز هم،ميشود بى منت محبت کرد..به شما پيشنهاد ميکنم گاهى بلند بخندید،هرکجا که هستید،يک نفر هميشه منتظر خنده هاى شماست...دکتر نيستم،اما به شما پيشنهاد ميکنم که شاد باشید!
خورشيد،هر روز صبح،بخاطر زنده بودن ما طلوع ميکند!

Z
Z.p.74 ۱۱ سال پیش
پیام

مردانی را میشناسم که هنگام عصبانیت داد نمیزنند
ناسزا نمیگویند
نمیشکنند
تهمت نمیزنند تنها
قدم میزنند و در خلوت خود فرو میروند و خالی میکنند خشم خود را تا مبادا به کسی که دوستش میدارند کمتر از گل گفته باشند!!
اینا مرد نیستن که شوهر منن!!!!
شوهرم؟کجایی؟

Z
Z.p.74 ۱۱ سال پیش
پیام

ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ "
ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎ ، ﭼﻪ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ
ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺭﻭﺣﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ
ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ........
ﺑﯽ ﻫﯿﺎﻫﻮ .......
ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﯼ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺭﺳﯿﺪﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ / ﺁﻗﺎ
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺑﺎﻗﯽ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ؟
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻮﻕ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﻮﯼ
ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺻﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟
ﮐﯽ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﯾﻢ
ﮐﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ
ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻧﺨﻨﺪﯾﺪﯾﻢ
ﻭ ﺩﻝ ﻧﺒﺴﺘﯿﻢ
ﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﯾﻢ
ﻭ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺳﻔﯿﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﮐﯽ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ
ﻭ ﮐﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻭﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ .......
" ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ "

Z
Z.p.74 ۱۱ سال پیش
پیام

ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ، ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ ، ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻣﻌﺒﺮ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻨﺪ ؛ ﯾﻜﯽ ﺷﻮﻥ ﭼﻨﺪ
ﻗﺪﻡ ﻛﻪ ﺭﻓﺖ ﺑﺮﮔﺸﺖ ، ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩﻡ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ !
ﭘﻮﺗﯿﻦ ﻫﺎﺵ ﺭﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ‏« ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﺗﺪﺍﺭﻛﺎﺕ ﮔﺮﻓﺘﻢ ؛ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻟﻪ ، ﺣﯿﻔﻪ ‏» ﺑﻌﺪ
ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ . !
ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻝ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ ؛ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ !!!!!
.به ياد تمام شهداي دفاع مقدس كه رفتند تا ما بمانيم .......

Z
Z.p.74 ۱۱ سال پیش
پیام

ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ، ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ، ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ...!
ﯾﮑﯽ ، ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ..
ﯾﮑﯽ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ، عکسه ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ...!
و.....
ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﭘﺎﺋﻮﻟﻮﮐﻮﺋﯿﻠﯿﻮ ، ﺍﮐﺜﺮه ﺁﺩﻣﻬﺎ در 25 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ
و ﺩﺭ 70 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!

Z
Z.p.74 ۱۱ سال پیش
پیام

والا ما که بچه بودیم ، همون اول که میرفتیم جایی مامانمون میگفت
“نمیدونین چه بچه ی خوب و آرومیه”!
ما هم گیر میکردیم تو رودرواسی تا آخر مهمونی
میشستیم یه گوشه گلای قالی رو میشمردیم که حرفِ ننه مون زمین نیفته !
اصلا نسلِ بامرامی بودیم ….

Z
Z.p.74 ۱۱ سال پیش
پیام

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﻨﻞ ﻗﺮﻣﺰﯾﻮ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪﻡ … ﺑﺮﺍﻡ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﯿﺶ ﺍﻭﻣﺪ !.. ﺁﻗﺎ ﮔﺮﮔﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻮ ﮐﻪ ﻗﻮﺭﺕ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻌﺪ ﻟﺒﺎﺳﺎﺷﻮ ﻣﯿﭙﻮﺷﻪ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻪ ﺗﻮﯼ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺗﺎ ﺷﻨﻞ ﻗﺮﻣﺰﯼ ﺑﺮﺳﻪ… ﺑﮕﻮﺧﺐ ! ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﮑﺎﺭﭼﯽ ﺷﮑﻢ ﮔﺮﮔﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ؟ !! ﻭﺍﻗﻌﺎ ﭼﺮﺍﺍ؟ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺎ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺧﻨﮕﯿﻢ؟ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ؟