میگن به هرچی بخندی سرت میاد . . .
خدایا !
من به خوشگلی کی خندیدم آخه ؟؟!!
@Zeinabp · ۳۳۴ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۲۹ رأی)
میگن به هرچی بخندی سرت میاد . . .
خدایا !
من به خوشگلی کی خندیدم آخه ؟؟!!
میتوان زیبازیست....
نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم....
نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بدوخوب!....
لحظه ها میگذرند.....
گرم باشیم پرازفکر وامید....
عشق باشیم و سراسر خورشید...
الحــــق کــه بــه تـــو ، نـــام قمــــر می آیـــــد …
ای مـــاه تــرین عمـــوی دنیــا ، عبــــــاس
ای کاش ادم رفیقشودوست داشته باشه نه به خاطررفع نیازش نه بخاطررفع شادی وغمش نه به خاطرزیبایی وحسن جمالش ونه به خاطراوقات فراغت وبیکاریش فقط به خاطراینکه اون طرف ارزش دوست داشتن روداره.اینم تقدیم به هرکی دوستمون داره ودوستش داریم
یه سری افراد هستن که اگه مزدوج بشن، کلی آدم شکست عشقی میخورن!
یکیش همین موسوی
یکیش معروف
یکیش الناز شاکردوست
اصن عاغا چرا راه دور بریم؟!
ریا نباشه هااا
یکیش خود من!
وو بالاخره مخ پسر همسایمونو زدم.
.
.
.
.
داشت از جلو درمون رد میشد
با سنگ از پنجره زدم تو مخش
الانم کلانتریم صبح اول وقت میفرستنم زندان:(((
دکتر نيستم...
اما برايتان 10دقيقه راه رفتن،روى جدول کنار خيابان را تجويز ميکنم،
تا بفهمید عاقل بودن چيز خوبيست،
اما ديوانگى قشنگ تر است..برايتان لبخند زدن به کودکان وسط خيابان را تجويز ميکنم،تا بفهمید هنوز هم،ميشود بى منت محبت کرد..به شما پيشنهاد ميکنم گاهى بلند بخندید،هرکجا که هستید،يک نفر هميشه منتظر خنده هاى شماست...دکتر نيستم،اما به شما پيشنهاد ميکنم که شاد باشید!
خورشيد،هر روز صبح،بخاطر زنده بودن ما طلوع ميکند!
خنده ی دخترای خارجی :
هههه یزره لپا سرخ میشن بعدشم ساکت میشن
خنده ی دخترای ایرووونی :
وووی ووووی
رکوع
قیام
سجود
بهم خوردن موهاااا
گریه
دست زدن
در اخر هم جیغ میزنه ومیگه وااااای جیشم واااای جیشم ریخت ..
مردانی را میشناسم که هنگام عصبانیت داد نمیزنند
ناسزا نمیگویند
نمیشکنند
تهمت نمیزنند تنها
قدم میزنند و در خلوت خود فرو میروند و خالی میکنند خشم خود را تا مبادا به کسی که دوستش میدارند کمتر از گل گفته باشند!!
اینا مرد نیستن که شوهر منن!!!!
شوهرم؟کجایی؟
مورد داشتیم....
دختره رفته امتحان رانندگی بده،
افسره پرسیده آیینه کجاست؟
دختره گفته تو کیفمه.......
بدمش؟
وایسا دنیا.......
من میخوام پیاده شم..........
حال این روزهای من
خلاصه می شود دریک کلمه … خسسسسسسسسته …
خسته ام ازدنیایی که آدم هایش ماسک عاشقی دارن
خسته ام ازجایی که برای دیگران نفس میکش�
دلم یک عالمه آرامش می خواهد....
ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ "
ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎ ، ﭼﻪ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ
ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺭﻭﺣﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ
ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ........
ﺑﯽ ﻫﯿﺎﻫﻮ .......
ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﯼ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺭﺳﯿﺪﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ / ﺁﻗﺎ
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺑﺎﻗﯽ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ؟
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻮﻕ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﻮﯼ
ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺻﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟
ﮐﯽ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﯾﻢ
ﮐﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ
ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻧﺨﻨﺪﯾﺪﯾﻢ
ﻭ ﺩﻝ ﻧﺒﺴﺘﯿﻢ
ﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﯾﻢ
ﻭ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺳﻔﯿﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﮐﯽ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ
ﻭ ﮐﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻭﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ .......
" ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ "
ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ، ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ ، ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻣﻌﺒﺮ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻨﺪ ؛ ﯾﻜﯽ ﺷﻮﻥ ﭼﻨﺪ
ﻗﺪﻡ ﻛﻪ ﺭﻓﺖ ﺑﺮﮔﺸﺖ ، ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩﻡ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ !
ﭘﻮﺗﯿﻦ ﻫﺎﺵ ﺭﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : « ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﺗﺪﺍﺭﻛﺎﺕ ﮔﺮﻓﺘﻢ ؛ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻟﻪ ، ﺣﯿﻔﻪ » ﺑﻌﺪ
ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ . !
ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻝ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ ؛ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ !!!!!
.به ياد تمام شهداي دفاع مقدس كه رفتند تا ما بمانيم .......
ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ، ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ، ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ...!
ﯾﮑﯽ ، ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ..
ﯾﮑﯽ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ، عکسه ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ...!
و.....
ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﭘﺎﺋﻮﻟﻮﮐﻮﺋﯿﻠﯿﻮ ، ﺍﮐﺜﺮه ﺁﺩﻣﻬﺎ در 25 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ
و ﺩﺭ 70 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!
چمدان دست تو و ترس ب چشمان من است...این غم انگیز ترین حالت غمگین شدن است..
معتقدم آدم به هرچیزی بخواد میرسه
کافیه اراده داشته باشی
و پدر پولدار و پارتی و عمر ابدی !
فقيري سه عدد پرتقال خريد...
اولي رو پوست كند خراب بود.
دومي رو پوست كند اونم خراب بود...!
بلند شد لامپ رو خاموش كرد و سومي رو خورد...
گاهي وقتا بايد خودمون را به نديدن و نفهميدن بزنيم تا بتونيم زندگى كنيم...!
والا ما که بچه بودیم ، همون اول که میرفتیم جایی مامانمون میگفت
“نمیدونین چه بچه ی خوب و آرومیه”!
ما هم گیر میکردیم تو رودرواسی تا آخر مهمونی
میشستیم یه گوشه گلای قالی رو میشمردیم که حرفِ ننه مون زمین نیفته !
اصلا نسلِ بامرامی بودیم ….
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﻨﻞ ﻗﺮﻣﺰﯾﻮ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪﻡ … ﺑﺮﺍﻡ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﯿﺶ ﺍﻭﻣﺪ !.. ﺁﻗﺎ ﮔﺮﮔﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻮ ﮐﻪ ﻗﻮﺭﺕ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻌﺪ ﻟﺒﺎﺳﺎﺷﻮ ﻣﯿﭙﻮﺷﻪ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻪ ﺗﻮﯼ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺗﺎ ﺷﻨﻞ ﻗﺮﻣﺰﯼ ﺑﺮﺳﻪ… ﺑﮕﻮﺧﺐ ! ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﮑﺎﺭﭼﯽ ﺷﮑﻢ ﮔﺮﮔﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ؟ !! ﻭﺍﻗﻌﺎ ﭼﺮﺍﺍ؟ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺎ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺧﻨﮕﯿﻢ؟ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ؟
هممون تو بچگی جلو پنکه میگفتیم آآآآآآآآآآآآآآآ
اما فقط شهرام شکوهی ازش پول در آورد