********Danial********
حالا روسا بانداژ رو باز میکنن میبینن کشتیگیر اشتباهی فرستادن رو تشک:))))
@جی تی · ۵۸۵ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۶۰ رأی)
********Danial********
حالا روسا بانداژ رو باز میکنن میبینن کشتیگیر اشتباهی فرستادن رو تشک:))))
********Danial********
المپیک برا هر کی چیزی نداشت
برا اون دختر چینی یه شوهر داشت :)))))
********Danial********
توی المپیک ریو تیم آمریکا به روسری یکی از اعضاش احترام گذاشته و عضو محجبه داره، مردم ما حضور یک چادری رو نمیتونن تحمل کنن :((((
********Danial********
دهه ۷۰
رییس شبکه:خب برنامه مناسب ژانر کودک چی داریم؟
+کارمند:سمندون
-موضوعش؟
+درباره کاراکتری به اسم سمندون با شمایل جن
-چقد مناسب پخشش کنید
*عمه در خانه ی ما*(قسمت دوم)
عمه و عمو علی(شوهر عمه) پیش منشی رفتند.و منشی هم متاسفانه به بیماری خود شیفتگی و خود پنداری مبتلا بود طوری که اگه ممکن بود خودش بچه تون را درمان میکرد.بالاخره رفتیم دکتر و من و آن یکی دختر عمه ام منتظر ماندیم.من یک جایی نزدیک در اتاق معاینه نشستم.بعد از 40 ثانیه صدای گریه دختر عمه ام آمد و همان چیزی بود که انتظار داشتم.خلاصه بعد 10 دقیقه بیرون آمدند و گفتن که این مشکل خودش خوب میشه.به سمت خانه راهی شدیم.وای، بازم مترو پرس کوب شدن... به ایستگاه رسیدیم و تقریبا نصف ایستگاه پر بود بعد از کلی له شدن و رفتن دست و پا توی حلق بنده حقیر رسیدیم ایستگاه طرشت و به سمت خانه رهسپار شدیم.این نکته رو هم بگم که ناهار نخورده بودیم ولی بازم گشنه مون نبود.ساعت نزدیک هفت بود که مادرم از سرکار آمد و کلی با عمه مان حرف زد بعد من و عمو علی(شوهر عمه.آخه چند بار بگم) و عسل(آن یکی دختر عمه)رفتیم توت خوری.
*عمه در خانه ی ما*
از آن روزی که عمه گرامی همراه با خانواده خویش از شهرستان به خانه ما آمدند چند روزی میگذرد. آنها همراه خودشان آذوقه دو ماه در جنگل ماندن با خود آوردند و حسابی یخچال بیچاره مان سنگین و پر کرده بودند. در صبح زیبای یک روز تابستانی بنده داشتم خواب هفت نره غول را میدیدم که زنگ خانه به صدا در آمد و بنده در میان خواب و بیداری به سمت آیفون رفتم.گوشی را برداشتم و با صدای خواب آلود گفتم:بله؟ که صدای شوهر عمه،من را به وجد آورد.
در را باز کردم و خودم را با شیرجه ای خفن به سمت دستشویی رساندم و چون فرصت مسواک زدن نداشتم صورت خود را آب زدم تا کمی خواب از سرم بپرد.اولین نفری که یورش کنان به سمت خانه مان حمله ور شد دختر عمه ام بود. بعد شوهر عمه و بعد خود عمه همراه با آن یکی دختر عمه من آمدن.بعد از لباس عوض کردن و حموم کردن خستگی راه را از خود دور کردند. بعد دیوانه وار مشغول بازی بودم تا حداقل از این شوک صبحگاهی در بیام.
چند دقیقه بعد از آمدن آنها پدر بنده آمد و با آنها سلام و علیک کرد.دختر عمه کوچولو که اسمش آنیسا هست یه یک مشکل داشت که موقع راه رفتن یک پایش را کج میزاشت و اصلا دلیل اصلی اومدن آنها این بود.بگذریم، ساعت 3:30 وقت دکتر داشتن.و البته با مترو به سمت مطب رفتیم.من نمیدانم چرا همه روز ها در مترو مگس نیست اما اون روز جا برای مگس هم نبود! القصه باید در ایستگاه میرزای شیرازی خط سه پیاده می شدیم.موقع رفتن واگن مردان نسبتا پر بود ولی زنانه جا نداشت و همین مرا خنداند اما چشمتان روز بد نبینه ایستگاه را عوض کردیم و به زور هل وارد شدیم طوری که در بسته نمی شد و آنجا کلا پرس کوب شدیم و مفهوم(خودم کردم که لعنت بر خودم باد) قشنگ فهمیدم.القصه با هزار مکافات خودمان را به مطب دکتر رساندیم. وقتی وارد شدیم خشکم زد.یک عالمه بچه و همراه با پدر مادرشون ریخته بودن تو مطب و یه جا نشستم.
********Danial********
واکنش به حوادث تروریستی در خاورمیانه بر اساس میزان تلفات:
زیر 50 نفر: به درک
50 تا 100:خب
100 تا 150:ای بابا
150 تا 200:آخی
بالای 200: حیوونیا
********Danial********
لباس ورزشکاران ایران در المپیک رو اینجوری سفارش دادن؛ "داداچ! آبجی! شما ببین چیکار کنی ملت بیشتر حرص میخورن از همون رنگ و طرح استفاده کن":))
********Danial********
البته شما اگر تیر هم خورده باشی و به شدت مجروح باشی از یه روانشناس کمک بخوای میگه: برای خودت انگیزه ایجاد کن، با دوستات برو کوه:(((((
********Danial********
دقت کردین تو اکثر فیلم های چینی چندتا پسربچه مدرسه ای هستن که میخوان از بقیه زورگیری کنن:|
********Danial********
پسرت خوبه؟ بزرگ شده؟
- نه آقا كوچيك شد متاسفانه|:
چه سواليه ميپرسى آخه:((((
********Danial********
بچه بودم تو پارک لاله وقتی میرفتم تو چمن که توپمو بردارم پشت بلندگو میگفت بیا بیرون بچه. الان مجسمه ۲۵۰ کیلویی دزدیده میشه بعد دو هفته میفهمن.
********Danial********
حتی تو کیف یا جیبت هیچی ام نداشته باشی وقتی که مامانت دست میکنه توش، دچار استرس و تشنج و تب 40 درجه میشی.
********Danial********
سال 1365:
داداش، شعر پشت وانتی عشقی چی داری؟
سال 1395:
عزیزم، تکست پشت مانتویی نایس چی داری:)))
********Danial********
شما این آهنگ خوشگلا باید برقصن اندی رو هر مهمونی رفتی پخش کن، محاله دو سه نفر نگن خب دیگه منو میگه پاشم برقصم. همونا رو از زندگیت حذف کن.
********Danial********
ي روز بهــش گفتـم: دستهـاتـو بگيـر زيـر باران اگـه به انــدازه قطــره هايــي كه گرفتــي دوستــم داشتـه باشــي من هــم به انــدازه قطره هايــي كــه نگرفتــي دوستــت دارم.
الانم مثل میدون شهید باکری اردبیل دستش و برده زیر آفتاب منتظر قطره بارون:))))
اون خنگه به من چه^_^
********Danial********
اگه بفرمائید شام ایرانی بود^_^
بسم الله الرحمن الرحیم
چهار شرکت کننده به نام حاج کاظم سیدی،حاج احمد سلجوقی،حاج مزدک روایی،حاج امیر زنبیلیان^_^شب اول حاج احمد سلجوقی دسر، تی تاپ با شیر کاکائو :|غذای اصلی خوراک قیمه با سس اضافی:||| پیش غذا هم لوبیا پلو با دیزی بود:/
متاسفانه سه شرکت کننده دیگه اسهال گرفتند و دیگر قادر به ادامه مسابقه نیستند و 500000 تومن هم به هیشکی نمیدیم بین عوامل پخش میکنیم^_^
********Danial********
دارى ميرى سمت عابر بانك هيچ كس تو خيابون نيست؛ به دو قدميش كه مى رسى يكى با چتر نجات جلوت فرود مياد ميره سراغ عابر بانك.
********Danial********
نتایج ارشد اومد، تاکسیرانی قبول شدم. پسرخالم سربازی قبول شده، دختر عمم هم شوهرداری.
********Danial********
من اگه از تمیز ترین شیرآب جهان با فاصله 30سانت آب بخورم باز یه پیرزن میاد میگه ننه دهنتو ببر عقب سگ آب خورده :(((