پسر،زنگ میزنم جواب بده میخوام حرفای آخرمو بزنم و تموم.برای همیشه.
دختر:استرس فجیییییییع..و گوشی و جواب میده.
باصدای گرفته:الووووو.
پسر:باصدای گرفته تر عاشقتممممممممممممم.
@shaqayeq75 · ۷۳ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۹ رأی)
پسر،زنگ میزنم جواب بده میخوام حرفای آخرمو بزنم و تموم.برای همیشه.
دختر:استرس فجیییییییع..و گوشی و جواب میده.
باصدای گرفته:الووووو.
پسر:باصدای گرفته تر عاشقتممممممممممممم.
عشق کجا بود؟
هه؟من مال توام؟
تو وقتی آمدی مال دیگری بودی و و قتی رفتی ک مال دیگری شدی..
زمان ب عقب بزگرده ..
یا یه خرده وایسه ..
خس�
خیلی
وختی پست g.r.mرو خوندم خوشحال شدم اصن وضیتی ک منجر ب جییییییغ ن بنفش ولی خفیفی شد!
آخه میخواسم یه پست ویژه ی آستاراخوشگلمون بزارم!شمالیاش دس جییییییغ هورا ا ا ا...
میگم یه وخ زشت نباشه الان ساعت1شبه اما من هنو زیستم نصف نشده؟؟؟
بچه ها امسال خیلی سخت گرفتن..
ماهایی ک امتحان نهایی داریم و از دعاهای خیرتون بی نصیب نزارین..
دور نیس اون روزی ک برن پیش ایرانسل برا تحقیقات قبل ازدواج ک ببینن اون1تا7صبامونوبا کی حرف زدیم؟!!!
به بعضیام باس گفت:
کوچولو ب ما نمیخوری..
دوپیک بزن ب درودیواربخوری
یه حس خیلی خوبیه اینیکه میگم.نمیدونم چن نفرتجربش کردن.1بغض خفه شده.1دل شکسته.1احساس خیس.اما غروری ک هنوز داریش...همین می ارزه ب بودن با اونایی ک دلتو شکسن..آره غرور..دارمش هنوز..پس خوبم
وای بچه ها سوتی دارم از یکی از دوسام در حد المپیاد ریاضی!نیدونید که!بارفیقم چن ساعت پیش رفیم ک شارژ بگیره برگشته میگه آقا یه شارژ همراه اوله ایرانسل میخواسم!!!منو مغازه داره :))))))
رفبققم:(
خخخخخ حالا خداروشکر ک کس دیگه داخل مغازه نبود سوژه شیم دس مردم!
تنهایی یعنی اینکه جلو ایرانسلم ضایع شی!یعنی شارژ شگفت بزنی و فردام آخرین مهلتش باشه اما نصف بیشتر شارژت مونده باشه!هعی!حالا ایرانسل هر هر داره بم میخنده!میدونم الان پیش خودش میگه مشترک محترم شما ک مخاطب خاص نداری شگفت چیکارته آخه!
دبیر زیست ما است دیگر...
سرجلسه ب کسایی ک تقلب میکردن گف:من احترامتونو نگه میدارم ک ازجام بلند نمیشم!منم گفتم خانم پ چرا احترام منو نگر نمیدارین .!والا دیگه تحمل تاچقد آخه منو مراقبا همیشه فیس تو فیس همیم.هم دردا بلایکن!!تسکینی بشه برا این معضل!
به هوای نفس هایت نفس هایم هوایی شده اند نفس بکش بی هراس ...نفس هایم تا مرز یکی شدن با نفس هایت نفس میکشند..نفسم..
امروز صب رفتم آق داداشی رو بیدار کنم 8سالس فندق!البته اینم بگم ب اصرارمامان!هیچی دیگه رفتم میگم الهی آجی فداش شه قربون خنده هاش شه هیچی دیگه1عالم نازشو کشیدم تهش توچشام نیگا کردو گف:آجییییی من 2ساله میرم مدرسه هنو مرد خونه نشدم توام بگیر بخواب عمرتو هدر نکن!الان ب قدری قانعم ک اصن روم نمیشه تو چشای بچه نیگا کنم!