دختره پست گذاشته :تعارف چرا ؟اگه احسان علیخانی بهم پیشنهاد ازدواج بده حتما قبول می کنم....
دوستش زیرش کامنت گذاشته : مجری شبکه محلی بوقمنجزآباد هم بهت پیشنهاد نمیده چه برسه به احسان علیخانی.
......ینی پهنای دید این ملت از پهنا تو حلقم.....
@amir1991 · ۲۴۳ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۴۱ رأی)
دختره پست گذاشته :تعارف چرا ؟اگه احسان علیخانی بهم پیشنهاد ازدواج بده حتما قبول می کنم....
دوستش زیرش کامنت گذاشته : مجری شبکه محلی بوقمنجزآباد هم بهت پیشنهاد نمیده چه برسه به احسان علیخانی.
......ینی پهنای دید این ملت از پهنا تو حلقم.....
یکی از فانتزیهم اینه که توی ماه رمضون یه بطری آب بگیرم دستم و اینور اونور برم....هروقت هم کسی پرسید مگه روزه نیستی ؟ اون جعبه قرص نارنجی رنگ رو از جیب کتم دربیارم و بگم : لعنتی.....سردردهای همیشگی.....من بدون این قرص ها دوام نمیارم.....
لامصب خعلی کلاس داره....
ها جون تو .....
مورد داشتیم....
...
...
...
طرف هر روز تو فورجوک پست میذاشته....اونوقت با سیستم های مختلف میرفته و پست های خودشو لایک میکرده....
اونایی که موقع پست گذاشتن قربون صدقه خودشون میرفتن که دیگ معرکه ن.
ما را زدعا کاش فراموش نسازند
رندان سحرخیز که صاحب نفسانند
مورد داشتیم دختره تو ماه رمضون اسید پاشیده رو صورتش که سال دیگه بره ماه عسل ، احسان علیخانی رو از نزدیک ببینه....
به روح عمه م....
یکی از فانتزیام اینه که داور جام جهانی بشم بعد توی یکی از بازی های مهم و حساس یه تیم گل بزنه و کل ورزشگاه بره رو هوا و بازیکنان به شادی بپردازن اونوقت من خیلی ریلکس توی وزش باد به نشانه آفساید پرچم بزنم.....
لامصب خعلی کلاس داره
میگم یه وقت زشت نباشه....
.
.
.
.
.
.
با وجود اینکه امتحانات شروع شده هنو ما با شلوارک و قلیون به دست نشستیم رو چمنا و پارک دوبل دخدرا رو مسخره میکنیم.
دیروز تو اتوبوس یه زن و شوهر داشتن باهم دعوا می کردن....بحث بالا گرفته بود و از طلاق و وکیل و این جریانات حرف میزدن که یهو راننده زد رو ترمز....همه پرت شدن کف اتوبوس و این بنده خدای پشت سر ما هم گفت:یواش تر مگه سر می بری؟ خانمش گفت:ولش کن عزیزم اینا همینطوری بار اومدن. شوهرش:باشه عشقم به خاطر تو .زنش:مرسی عزیزم ....
بعدش هم تا پایان مسیر قربون صدقه هم رفتن...
من =_+
مسافرا -_______-
راننده *_*
ینی ثبات قدم این ملت از پهنا تو حلقم.
مورد داشتیم.....
طرف تو دبیرستان دیفرانسیل رو افتاده و تو کنکور هم منفی زده......
اونوقت الان دانشجوی رشته فیزیکه.....
خدایا با کیا شدیم 12میلیون محصل....
چقدر شیرین است....
...یاد تو بودن!
در این روزگار تلخ.
اون عزیزایی که اول ترم میگفتن:کوووو تا آخر ترم.......
عزیزان حالا به اون کووو رسیدین...پیاده شین و از مناظر لذت ببرین.
تفاوت راه رفتن بین دخدرا و پسرا:
دخدرا:ساپورت رنگی رنگی با مانتو تنگ می پوشن.آستین ها تا ارنج بالاست و یه کیف دارن که ترجیحا روی ساعشونه و در راه رفتن عضلات پاهایشان را به داخل حرکت می دهند....
اما پسرا با شلوارکردی لنگری بازباز راه میرن و ترجیحا کفترهای اطراف رو جذب می کنن.....
حال میکنین از این همه اطلاعات عمومی
بابا یکی این دانشجوهای جدید رو توجیه کنه...
عزیز من سوال پرسیدن بیجا مانع خواب همکلاسی هاست.....
از پرسیدن سوالاتی که قیافه استاد رو مث قورباغه بالدار گرفتار در آتیش میکنه خودداری کنید.....
حتی شما دوست عزیز
هر جا سخن از انحراف است
شما ها با کله میاین ببینین چه خبره ....منحرفا
پاشین برین وضو بگیرین میخوایم نماز جماعت بخونیم... پاشین...
یکی هم تسبیح منو بیاره...
نوی دبیرستان جمعی از اسکولا و عقب مونده ها تشکیل کلاس داده بودیم....اصن روشنفکرا جمع بودن....
یه دفعه با بچه ها قرار گذاشتیم کافشن هامونو برعکس تنمون کنیم...کافشنا هم که همشون داخلشون کرکی بود....عاغا تا معلم اومد تو کلاس همه باهم گفتیم بععععععععععععععععع.....
استاده پا به فرار گذاشت دیگه هم برنگشت...
همچین آدمای متفکری بودیم ما.....اصن خود مویز....
این دخدرایی که گوشی شونو همیشه تو دستشون میگیرن(ترجیحا گالکسی اس تری) همونایی هستن که وقتی رژ جدید می زنن بیخودی می خندن....
...
...
...
...
اینا رو خدا زده شما دیگه نزنیدشون....
همین چند وقت پیش به همراه خاندان مبارک مون نشسته بودیم داشتیم تلوزیون نگاه می کردیم توی تلوزیون داشت مستندی در مورد گوزن ها نشون می داد....یهو یه گوزنو نشون داد شاخ داشت این هوا...عاغا ما تا اینو دیدیم گفتیم یا ابرفزل عجب کلیپس بزرگی...
یهو کل دخدرای فامیل با قیافه اینجوریo_O برگشتن نگاهمون کردن....من گفتم الانه که اینا یه چیزی بارم کنن جلو جمع نابود شم....
ناگهان یکی شون گفت: بی شرف ینی کلیپسای ما اینقدر کوچیکه....
خداییش تا حالا اینجوری قانع(غانع غانه قانه) نشده بودم...
عاغا دیشب رفتم آشغالا رو بذار دم در....خیلی شنگول مث آهوی ختن داشتم می رفتم که یهو دیدم یه زنه با شلوار کردی صورتی که عکس یه لنگر روش بود یه تسبیح سفید سنگی گرفته دستش داره میاد....
پریدم تو حیاط از رو دیوار نگاه کردم دیدم داره میگه دیشب اومدم خونتون نبودی راستشو بگو کجا رفته بودی....
به عظمت کلیپس هم کلاسی م تو دانشگاه قسم...
دخدر است دیگر....
.
.
.
.
دوست دارد همیشه با کارهایش موجبات خنده و شادی ما را فراهم نماید.
جدیدا استادا قاط زدن در حد دماغ مجسمه ابوالهول.
ما با یه استاد یه درس چهار واحدی داریم که روز یکشنبه ساعت چهار تا شش و روز بعدش هشت تا ده باید می رفتیم سر کلاس ...هفته قبل ساعت چهار تا شش یه سوال رو وایت برد نوشت که بچه ها با قیافه های اینجوری -__- فقط نگاهش کردن.استاد هم گفت روی سوال فکر کنین. روز بعد دوباره که رفتیم سرکلاس دیدیم هنوز سوال دیروزی روی وایت برده.استاد تا چشمش افتاد گفت : این که هنوز اینجاس...منم گفتم : بعله دیگه یه احمق که یه دونه سنگ میندازه تو چاه هزار تا عاقل نمی تونن دربیارن.....
هیچی دیگه استاد با یه فیلیپینی انداختم بیرون بعدش هم گفت برو درست رو حذف کن...
خو لامصب حقیقتو گفتم دروغ که نبود.
لایک کنین غم و اندوهم کمتر بشه.......هقققققققق