ســــــــــــــوتی :)
یـه روز بـا ماشـین رفـیـقم تـو خیابـون داشتـیم مـیرفـتـیم ، رسیـدیم بـه یـه دست انداز که یهو از عقـب ماشیـن یه صدا در اومـد!! من گفتم اِ این صدای چی بـود ؟ رفـیـقـم گـفـت هیـچی ، تو صـندوق صدقاتـم وسیله زیاده :دی
@samanaliance · ۵۵۸ امتیاز
★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۲۷۶ رأی)
ســــــــــــــوتی :)
یـه روز بـا ماشـین رفـیـقم تـو خیابـون داشتـیم مـیرفـتـیم ، رسیـدیم بـه یـه دست انداز که یهو از عقـب ماشیـن یه صدا در اومـد!! من گفتم اِ این صدای چی بـود ؟ رفـیـقـم گـفـت هیـچی ، تو صـندوق صدقاتـم وسیله زیاده :دی
یه بار یکی از فامیلامون اومده بود خونمون که تخصصش تو تعمیر کولر و رادیات ماشین بود. توی صحبت ، بابام همینجوری شوخی شوخی بهش گفت : آقا فلانی ، این بخاری ماشین ما باد داغ میزنه چیکارش کنیم ؟ این فامیلمونم سریع گفت خو فردا بیار در مغازه برات درستش کنم ...! یه چند ثانیه گذشت که خودش سوتیشو فهمید ، اما دیگه دیر شده بود! چون ما همه درحال گاز زدن زمین بودیم :)))))
یه بارم GLX َم رو بردم نمایندگی گفتم آقا این چرا از جیب درنمیاد؟! یارو گوشی رو گرفت تست کرد گفت مشکل از جیب شلوارتونه :| هیچی دیگه ، رفتم یه شلوار جدید خریدم درست شد . حالا شما هی راه به راه عیب بذارید روش! گوشی به این خوبی :)))
یه شب با عمم اینا رفتیم شهر بازی ، پسرعمم گیر داده بود میخواد بره استخر توپ ، یهو عمم برگشت به شوهرش گفت : پاشو ببر این بچه رو استخر توپ سوار کن!! :))
یادش بخیر دوران دبیرستان یه معاون داشتیم اسم بچه ها یادش نمی موند ، هروقت میخواست یکی رو صدا بزنه می گفت : آقای چیزآبادی یه دیقه بیا اینجا :)))
آقـا یـه جوک جدیــد بگم ؟!
.
.
.پیکان وانت 10 میلیون :)))))))
یه روز بابام اومد تـو اتاقـم گفت : پسـرم اوضاع مالـیت چطـوره ؟ پـول مول داری؟! منم گفتم آره فعلاً دارم ، گفت : خوب یه هفـت تومن بده من برم بـنـزین بـزنـم :))))
خیلی ها سیگار می کشند تا بوی شیر دهنشون رو از بـین ببـرند!
امروز سر خیابون وایساده بودم منتظر تاکسی ، یهو یه پراید برام بوق زد !! گفت کجا میری ؟ گفتم هرجا تو بری ، فقط بذار سوار شم ، بلآخره یارو قانع شد منم رفتم جلو نشستم و کلّی فخر فروختم به دیگران :)))))
جا داره از آقای مجتبی مهاجر تشکر ویژه ای کنم که با نوشته های زیباشون "ساده برای خودم..." دریچه ی جدیدی به روی عاشقانه ها باز کردند.
پاینده باشی.
هـــوا خلـیـی سـرده ...
خدایـــا این شبا کسی بی پناه نباشه لطفا ...
زلزله ای نباشه یه وقت ... :(
بخدا خیلی حَرفه :
تو فکرش نیستیم و پیداش میشه
ولی وقتی که باید باشه میره ...
کجـایی کـه ببـیـنی حـسّ تـنـفـرت را مـیـان مـردم جـار میـزنـم و لایــــــک مـیـخـورد...؟!!
دیشب خواب دیدم جاستین بیبر و ساسی مانکن منو به عنوان مهمان ویژه به کنسزتشون دعوت کردن!
حالا که پیش خودم فکر می کنم می بینم این دوتا هم می تونن خواننده های خوبی باشن هــا؟ :D
یه ضرب المثل دهه هشتادی هست که میگه : گودزیلا نمک زندگیه :|
پاشنه ی کفش سیندرلا تو حلقم اگه دروغ بگم :
یه بار با ماشین عموم رفته بودیم بیرون (آره عاقا عموم ماشین داره :D) توی یه کوچه جلوی یه مغازه پارک کرد گفت برو یه کم خوراکی بخر گشنم شد ، منم رفتم مغازه خرید کردم اومدم در ماشینو باز کردم و بدون اینکه به عموم نگاه کنم گفتم "روشن کن بریم" ، یه آن بغل دستمو نگاه کردم دیدم عموم نیست! یه آقای دیگه ست! دیگه لکنت گرفته بودم! گفتم عه عموم کو پس؟! یارو گفت عموت؟! بغض کرده بودم اشکم داشت در میومد گفتم آره همینجا نشسته بود! اصلاً تو تو ماشین ما چیکار میکنی ؟ عموم کو ؟ چه بلایی سرش آوردی......؟ شروع کردم به زدن یارو ، یارو هم شروع کرد به زدن من :| گیس و گیس کشی شده بود! یهو یه نفر اومد در ماشینو واز کرد که مارو جدا کنه دیدم عمومه!! داد زدم گفتم عمو بزنش دزده داشت ماشینو می دزدید زنگ بزن 110....
تو همون احوالات عموم زد تو سرم گفت کره خر!! ماشینو اشتباه سوار شدی زود باش بیا پایین!!
من :|
من :|
حالا بعدش که از تو شوک خنگ بودن خودم در اومدم داشتیم سه ساعت التماس یارو میکردیم تا ازمون شکایت نکنه!
کلاً من همه جا اشتباه میرم ، اون از مغازه کفش فروشی اینم از این!
مغزه من دارم؟!
فک و فامیله عموم داره؟! :)
یه معضلی هست به نام نگاه کردن به گوشی بغل دستی ، اما یه مشکل عمده تر داریم به نام سرک کشیدن تو صف عابر بانک!!
شخص که داره با دستگاه کار میکنه :|
نفر پشت سری O_o
یکی از مهم ترین دغدغه های دوران کودکیم این بوده که " لـو لـو " دقیقاً چه شکلیه؟!
شما نیـز ؟!
پشت ویترین لباس فروشی داشتم لباسا رو نگاه میکردم ، یه شلوار لی به چشمم خوشگل اومد رفتم تو تا قیمت بگیرم....
من : سلام ببخشید اون شلوارلی سورمه ایه چنده ؟
فروشنده : کدوم شلوار ؟
من : همون که تن مانکنه
فروشنده : کدوم مانکن ؟ :o
من : بابا همین سمت راستیه دیگه ، یه لحظه تشریف بیار نشونت بدم...
آقا خدا هیشکی رو اینجوری ضایع نکنه ، اشتباهی رفته بودم تو کفش فروشی :(
مغازه هارو انقد به هم میچسبونن که آدم قاطی میکنه خو
حالا منه خنگو بگو متوجه نشدم تو مغازه پر از جعبه ی کفشه! :)
یـنی وقـتی مطـالبم لایـک میـخوره هـــا ، به شخـصه انـقد انـرژی مـیگیـرم کـه همـه ی جـوک ها رو تا صفحه ی 2060 لایـک میزنم! ( قضیه ی تی تاپه دیگه ) :D