ع

عزیزم

@وای چی بزارم · ۶۷ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۸۳ رأی)

ن
نهال ۱۱ سال پیش
پیام

گاهی وقتی یه دختر میپرسه چی بپوشم؟ منتظر اینه که عشقش بگه حق نداری اون لباس تنگت رو بپوشی یا اون ساپورت لعنتیت رو... افتاد ضعیفه؟؟؟
بعد دختره لج کنه ( البته تو دلش داره قند آب میشه) و بگه هر چی دوست دارم میپوشم به تو هم ربطی نداره... بعد آخر سر سنگین ترین لباسش رو بپوشه و بگه تموم لباس های دنیا فدای یه لبخندت........

ن
نهال ۱۱ سال پیش
پیام

من از تو متنفر نیستم میدونی چرا؟؟ نه.... علتش این نیست که دوستت دارم ......نه... من یه اشتباه رو دوبار تکرار نمیکنم ..... واسه اینه که فهمیدم تنفر هم یه حسه که نباید خرج هر کسی کرد...
روزگار بد بهم فهموند اما فهمیدم...
با خیال راحت برو اینجا جایی واسه تو نیست...من دیگه هیچ حسی به تو ندارم نه عشق و نه نفرت...

ن
نهال ۱۱ سال پیش
پیام

بودن در انتظار آمدنت زیباترین اسارت دنیا بود الان خوشحالم که این انتظار به پایان رسیده است. اینک من تنها به بودنت در کنارم فکر میکنم و هیچ چیز حتی اینکه مرا دوست نداری نمیتواند خوشحالیم را کم کند. دوستت دارم و دیگر هیچ چیز مهم نیست.

ن
نهال ۱۲ سال پیش
جوک

خدایا چه دوره زمونه ای شده قبلا دختر جماعت نذری میبرد و پسره یک دل نه صد دل عاشقش میشد و تو ظرف نذریش گل میزاشت حالا امروز همسایمون(پسره) نذری آورده با یه شرم دخترونه ی خنده دار میگه نذری آوردم واستون فقط اگه گلی چیزی خاستین بزارین لطفا رز نباشه من رز دوست ندارم...
منO__0
خود دیوونه اش ^______^
من آش داغ رو ریختم تو صورتش فکر کنم بره ماه عسل بیچاره... من زود برم فرار کنم خخخخخخخخ

ن
نهال ۱۲ سال پیش
جوک

به بابام میگم :چقدر عیدی میدی امسال بهم؟^_^
میگه :چطور؟-__-
میگم :هیچی، میخوام روش حساب کنم.^__^
میگه :برو خدارو شکر کن امسال با این گرونیا هنوز از خونه پرتت نکردم....):
.
.
.
من الان شیر خوار گاه آمنه هستم اومدم دنبال پدر و مادر واقعیم )ن:آی لاو یو 4 جوک.

ن
نهال ۱۲ سال پیش
جوک

عاقا خدایی کیا یادشونه؟
باید چشمامونو میبستیم و انگشتمونو روی یه صفحه پر از عدد میچرخوندیم.. اونوقت آقای بقال طبق شماره ای که انتخاب کردیم، از روی صفحه پشت سرش یه دونه بادکنک بهمون میداد.. آرزومون اون بادکنک گندهه بود..
اسمش چی بود؟؟
بادکنک شانسی؟؟

ن
نهال ۱۲ سال پیش
جوک

امروز سرم درد میکرد وحشتناک اونوقت نرفتم مدرسه مامانم کل ظرف های صبحونه ونهار وشام دیروز رو داده بشورم.تازه کلی هم مجبور هم کرده خونه تکونی کنم .الان به حدی رسیدم که اگه یه دست و یه پا ودوتا چشم هام کور بشه میرم مدرسه.والا کی حوصله ی خونه تکونی داره.
.
.
.
.
.
شما هاخجالت نمی کشین؟!!
باید الان برید خونه تکونی کنید. بعد اینجا نشستین 4جوک میخونید؟