دوم راهنمایی که بودم یه روز ترقه بردم مدرسه وقتی معلما دورهم نشسته بودن گل میگفتن گل میشنیدن!از زیر در انداختم داخل اتاق معلما!!!!!!
هیچی دیگه این حادثه2کشته و3مجروح برجای گذاشت!!!
اصن یه وضی شده بود که قابل توصیف نیست!!!خخخخخ
@^alone^ · ۱۳۲ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۷ رأی)
دوم راهنمایی که بودم یه روز ترقه بردم مدرسه وقتی معلما دورهم نشسته بودن گل میگفتن گل میشنیدن!از زیر در انداختم داخل اتاق معلما!!!!!!
هیچی دیگه این حادثه2کشته و3مجروح برجای گذاشت!!!
اصن یه وضی شده بود که قابل توصیف نیست!!!خخخخخ
اعتراف میکنم یه شب وقتی که بابام خواب بود ناخن های پاشو لاک قرمز زدم!
صبح که میخواست بره اداره اصلا متوجه نشده بود ولی ظهر وقتی باهمکاراش برای وضوگرفتن رفتن و جوراباشو درآورده.....@@دیگه خودتون زحمت بکشید قیافه ی بابام و اطرافیانو تصور کنید!!!خخخخخ
(البته بماند که بعدش چه بلاهایی سرم اومد)!!!
یکی از فانتزی هام اینه که پست هایی که میفرستم تایید شه!!!
اخه این چه وضشه؟!خسته شدم از بس تایید نشدن!
مسئولین رسیدگی فرمایید لفطن!