نقش بابام تو خونه تكوني:
_بسه ديگه
_اونجا رو نميخواد بشورين
_نهههه اون تميزه
_شما ديوونه ايد
_يه چايي واسه من بياريد
_انقد اب نريزيددددد
_اين باز بوي چيه مياد؟
_نهار كي حاضر ميشه؟
_ايني كه باهاش شيشه رو تميز ميكني شلوار من نيست؟! :/
@1742468020 · ۹۰۰ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۲۹۳ رأی)
نقش بابام تو خونه تكوني:
_بسه ديگه
_اونجا رو نميخواد بشورين
_نهههه اون تميزه
_شما ديوونه ايد
_يه چايي واسه من بياريد
_انقد اب نريزيددددد
_اين باز بوي چيه مياد؟
_نهار كي حاضر ميشه؟
_ايني كه باهاش شيشه رو تميز ميكني شلوار من نيست؟! :/
رفتم تو سایت دانشگاه شهریه پرداخت کنم میگه ثابت کن ربات نیستی :|
آخه کدوم ربات احمقی میاد شهریه پرداخت کنه ؟!
دقت کردین کاربرد تلفن در ادارات اینه که وقتی زنگ میزنی کسی جواب نمیده، وقتی حضوری میری همه دارن با تلفن حرف میزنن :)))
مامان بزرگ من واسه اینکه جومونگ قسمت بعدی تو جنگ برنده شه صلوات ذکر میکرد یه شب بهش گفتم عزیز فردا صبح امتحان دارم برام دعا کن قبول شم گفت تا صبح بشین درستو بخون هر چی خدا بخواد!
بعدشم رفت توالت:||
طرف کف آرزوهاش اینه بره کنسرت ابی تو استانبول، اونوقت من منتهی الیه آرزوهام اینه پرتقالی رو که دارم پوست میکنم یه پرتقال کوچولو هم وسطش باشه :(
از مجنون پرسیدند وصال را دوست داری یا فراق را ؟
گفت فراق را ....
چونکه در فراق امید وصال هست در وصال بیم فراق!
من به مادرت هم حسودى ام میشود …
موهاى ژولیدهات
صورت پف کردهات
غرولند اول صبحت؛
دیدن تمام اینها،
صبح اول وقت،
آخ که عجیب میچسبد!
گیرکردن بینِ سنّت و مدرنیته، نتیجهش میشه اینکه اواتارت هم کلاه کریسمس داره هم هندونهی شب یلدا:||
برم اون دنیا اولین اقدامم اینه که دماغمو نشون خدا میدم میگم ببین کاراتوووو:(
زنگ زدم به بابام گفتم کی میرسید خونه؟
گفت اینقدری طول میکشه که تو بتونی کثافت کاریاتو جمع کنی ://
استاد استقلالیه
میگه جلسه قبل سر بازی پرسپولیس از عمد اومدم کلاس برگزار کردم ک بفهمم کیا پرسپولیسین و رفتن بازیو ببینن ک بهشون منفی بدم^_^
هرچی میگیم استاد ما استقلالی�
واسه دیدن باخت پرسپولیس رفتی�
باید مثبتم بهمون بدین
قبول نکرد:((
پسرا تو دنیا از هیشکی حرفشنوی ندارن جز مربی باشگاشون
بهشون بگه روزی ۳ وعده گوز خرو بُخور بده پشت بازو میاری میزنه:||
بچهی آخر بودن این جوریه که وقتی همایون میگه «ای داغدیده بازگو، بلخ و سمرقندت چه شد؟» تو ذهنم میگم: من بهش دست نزدم:((
کلن من توی۳ تا صحنه از فیلم عروسی داییم هستم؛ وقتی دارم دَر ماست موسیر اول رو باز ميكنم، دَر ماست موسیر دوم رو لیس میزنم، دارم ماست سومی رو میگیرم:||
طرف با 47 کیلو وزن اومده میگه سیکس پکامو بذارم دخترا روانیم شین؟
برادر من اونا دیگه سیکس پک نیستن مهره ها کمرتن چسپیدن به پوسته شکمت:/
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺻﺪﺍﻣﻮ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﺖ
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺣﺘﯽ، ﻣﻦ .... ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ
ﻋﻤﺖ ﮐﺎﺭﯼ ... ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿﻢ، ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ
ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﯽ ... ﺗﺮﻡ ﺁﺧﺮﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ
ﺗﺮﻡ ﻧﯿﺲ ﺍﻭﻥ ﺣﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺗﺮﻡ ﺍﻭﻝ
ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﺴﺖ ... ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﺸﻢ ﻣﻦ
ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ
ﺩﺭﺱ .. ﺭﻭ ﻫﻤﻪ ﺣﻀﻮﺭﯼ ﻫﺎﻡ، ﺑﺴﺘﯽ
ﭼﻄﻮﺭ ﭼﺸﺎﺗﻮ؟ ﻫﯿﺲ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﮕﻮ ﻓﻘﻂ
ﺑﺒﺮ ﺻﺪﺍﺗﻮ! ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻪ ﺩﭘﺮﺳﻢ! ﺑﺒﯿﻦ
ﭼﻪ ﺑﯽ ﺣﺴﻢ! ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﮐﻞ ﻭﺍﺣﺪﺍﻡ ﺑﻪ
۴۰ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺮﺳﻦ:((
یعنی میشود آن روز برسد
که همه احوال تو را از من بگیرند،
که سراغت را فقط من داشته باشم،
که بگویم، خوب است
درگیر زندگیمان است
خوب است، در فکر من است
خوبیم …
۱۰، ۱۵ تا استاد اینجاست، هی میرن دور میزنن برمیگردن
استاده اصلا موقع ارائه طرف تو سالن نبوده یهو میاد سوال میپرسه ازش
آدم دوست داره بش بگه :دیر اومدی میتونستی دهنتو ببندی، دهنتو ببند، شاید واسه همینه کسی بات درس برنمیداره:|
شمام وقتی بچه بودین فکر میکردین تلویزیون بشکنه آدماش میریزن بیرون؟!:)))) یا من فقط اینجوری بودم: |
دو تا پسربچه کیک و شیرکاکائو خریده بودن، یه گوشه تو کوچه میخوردن. یدفعه یکیشون داد زد اسکل محرمه نه ماه رمضون://